گنجور

حاشیه‌ها

ارسلان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷:

روح بزرگت شاد باد ای حکیم یمگان...
ای رسوا کننده دشمنان واقعی دین نازنین خدا...
آنان که منصب وصی پیامبر را غصب و اشغال کردند و دختر مهربان و بهشتی اش فاطمه زهرا را کشتند...
و همچون امشبی، علی زهرا را محرمانه و به دور از حضور نامحرمان، در خاک کرد و به پدر بزرگوارش تحویل داد...
گمراهی میلیاردها مردم و دوری شان از معنویت عقلگرا، (اگر چه اکثرشان متوجه نیستند) ناشی از رواج بی دینی و دین های باطل و دین های تحریف شده و حتی اسلام غیر حقیقی است.... این الطالب بدم الزهراء الشهیده...

سیروس در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزده‌سالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش:

در اینجا نبید اشتباهاً نبیند خوانده شد. نبید به معنی شراب است.

تابان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۶:

سلام و درود
برای تصنیف و تفسیر این غزل بسیار زیبا ب برنامه آقای شهبازی در این باره
به لینک زیر مراجعه فرمایید.
پیوند به وبگاه بیرونی

علی ۸۲ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۶:

از شما میخواهم که اهنگ مربوط به هانی را بردارید

خلیل آقا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

"زمین ناورد تا نگویی ببار"
با توجه به معنی این مصرع و همینطور مصرع اول به نظر می رسد به جای "ببار" بهتر است "بیار" باشد

بهرام خاراباف در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:

مابدین درنه پی حشمت وجاه آمده ایم
ازبدحادثه اینجابه پناه آمده ایم
اگربخواهیم بدون هیچ پیش فرضی به فهم این بیت برسیم باید اذعان کنیم تمام این بیت سؤال برنگیزاست منظورازدرچیست حادثه کدام است پناه بیشترین سؤال رابرمی انگیزدازکجا‌امده ایم واینجاکجاست که قراراست پناهگاهمان باشد
رهرومنزل عشقیم وزسرحدعدم
تابه اقلیم وجوداین همه راه آمده ایم
جواب سؤالات بیت اول دربیت دوم داده میشوددر.درمنزل عشق است حادثه سرحدعدم است وپناهگاه جایی نیست جز اقلیم وجود
سبزه خط تودیدم وزبستان بهشت
به طلب کاری این مهرگیاه آمده ام
بستان بهشت مبدا حرکت است حرکت به سمت منزل عشق به سمت اقلیم وجودبه سمت مهرگیاه .مایی که دربستان بهشت
قانع بودیم به دیدن سبزه خط روی یار پس ازگذرازحادثه عدم.نیستی .تاریکی.وگذرازمسیرعشق ورسیدن به اقلیم وجود
حالا طلب کارشدیم طلب مهرگیاهمان راداریم مهرگیاهی که دراقلیم وجودخودمان خانه دارد
باچنین گنج که شدخازن ماروح امین
به گدایی بدرخانه شاه آمده ایم
طنزدارداین بیت ماکه مخزن جواهرمهرگیاه را درخودداریم رفتیم درخانه شاه به گدایی
لنگرحلم توای کشتی توفیق کجاست
این سؤال همیشگی انسان است بلاخره کی به آسودگی می رسیم
که دراین بحرکرم غرق گناه آمده ایم
گناه اشاره است به گدایی ازدرگاه شاه بحرکرم اشاره است به اقلیم وجودکه درمنزل عشق وگذشتن ازسرحدعدم به آن رسیده ایم
آب رومی رودای ابرخطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
تاکیداین بیت برعمل است خطای توسل شدن به نیرویی جزعشق موجب سیاهی نامه عمل است
حافظ این خرقه پشمینه بیندازکه ما
ازپی قافله با آتش آه آمده ایم
این قافله همان رهروان عشق هستنددرپی ایشان رفتن نیازمنددوری جستن ازریاوتزویراست
اما آتش آه . این همه آن چیزی است که تارسیدن به منزل عشق نصیب عاشقان می شود

مرتضی قمشه ای در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

دوستان عزیزی که انگوری بودن می را دلیل بر عرفانی نبودن آن می کنند بد نیست توجه داسته باشند که می انگوری رنگ نجاستش إز لباس با آب زائل می شود و رنگ گناهش نیز با آب توبه محو می گردد. عزیزان شعر حافظ را ساده نگیرید - هزار نکته در این کار و بار دلداریست . بنده شما را تنها به مشگل بودن معنی شعر توجه می دهم و سعی نمی کنم که نا آشنا را با معنی واقعی شعر آشنا کنم . خود باید آشنا شوی و آشنا نمی شوی تا ارادتی ننمایی. و تا آشنا نشوی نه حافظ با تو سخن می گوید نه أهل نظر زیرا که: أهل نظر معامله با آشنا کنند. حافظ نیز این حروف را چنان نوشته که غیر نداند. با عرض ارادت : مرتضی قمشه ای

معصومه در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

شیخ بهائی عزیزدل....

بابک سلیمانی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

اولین مصرع چه غم از هر دو جهانش

Polestar در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من:

عجب شعریه
واقعا حال کردم

مرتضی توکلی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظ:

لطفا بیت آخر اصلاح شود «بارد مه و» به جای «بار دمه». فاصله از بین «ر» و «د» به بعد از «د» منتقل شود.
و سپاس فراوان از گنجور و گنجوریان

احمدرضا نصرالهی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴۸:

ارشد تهماسبی آلبوم شهرود تصنیف شور

محمد سالمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۳:

موارد اصلاحی دیگر به نظر حقیر:
در بیت چهارم:
"بخدا" باید به "به خدا" و "بوصل" باید به "به وصل" و "بخویش" باید به "به خویش" اصلاح شود.
در بیت آخر "بپای" باید به "به پای" اصلاح شود.

محمد سالمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۳:

سلام. به نظر حقیر:
در مصرع دوم بیت سوم:
"بر وی" باید به "به روی" اصلاح شود.
در مصرع دوم بیت چهارم:
"یا بستم" باید به "پابستم" اصلاح شود.

دانش جو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۵ - حکایت:

درود بر روان پاکِ جــــنابِ "ســعدی"

رحیم غلامی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود:

پیوند به وبگاه بیرونی
»مولانا در دفتر اول مثنوی شریف یک جا از »سبطین« یعنی حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام یاد می کند، آنها را گوشواره عرش ربّانی می خواند.
چون ز رویش مرتضی شد درفشان/ گشت او شیر خدا در مرج جان
چونکه سبطین از سرش واقف بدند / گوشوار عرش ربّانی شدند

تماشاگه راز در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح غزل شماره 379: سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
معانی لغات غزل (379)
سرخوش : با نشاط، شادی حاصل از مستی .
نسیم : بوی خوش، دمِ خوش .
عبوس : ترش رویی، اَخمو، تکبّر .
وَجه : روی، چهره ، صورت .
خُمار : شخص خمار، مــی زده .
عبوس زهد به وَجِه خمار ننشیند : حالت تروشرویی ناشی از زهد ( که در چهره زاهد نمودار است ) در چهره یک نفر می زده پدیدار نمی شود .
فِرقه : دسته، گروه .
فسانه : افسانه، شهره .
سرگشتگی : سرگردانی، آشفتگی، حیرانی .
در این چمن : کنایه از این دنیا .
خود رویی : رشد و نموّ خودسرانه گیاه و انسان بدون تعلیم باغبان و معلّم و مربّی .
غبار : گَرد، گردِ راه ، گَردِ مخـصوصی که در صنعـت کیـمیـا گری آن را عامل اصلـی تبدیل مـسّ به طلا می دانسته اند !
غبار راه طلب : گرد راهی که سالک در مرحله جست و جوی معشوق یکتا می پیماید، گَردِ طریق سلوک و طلب معرفت .
کیمیا : اکسیر .
کیمیای بهروزی : اکسیر بهروزی، آنچه مایه و سبب سعادت و خوشبختی است .
نرگسِ مست : کنایه از چشم مست معشوق .
فتوی : فتوا، رأی شرعی، دستور فقهی .
زرق : ریا، دورنگی، نیرنگ .
فیض : سر ریزِ آب از رودخانه به زمین های اطراف، آب روان شده و زیاد از چشمه و رود به اطراف .
معانی ابیات غزل (379)
1) سر مستم و با صدای بلند می گویم که من دَمِ خوش زندگی را از لب پیمانه شراب جسته و بدست می آورم .
2) حالت تروشرویی ناشی از زهد (که در چهره زاهد نمودار است)، در چهرهِ می زده پدیدار نمی شود، (از این رو) من مرید و هوادار گروه میخواران مستمند و دُردنوشان گشاده رویم .
3) از آن که گیسوان محبوب، مرا مانند گوی، در خَمِ چوگان خود گرفت به سرگردانی مشهور شدم .
4) اگر پیر میکده در برویم باز نکند دَرِ چه کس دیگری را بزنم و برای چاره جوییِ کار خود به کجا بروم؟
5) چنین مپندار و سرزنشم مکن که چون گُلی خودرو و خودسر در این چمن (دنیا) روئیده ایم . (زیرا) همانطور که مربّیان مرا می پرورند رشد می کنم .
6) تو درباره من به خانقاه صوفیان و خرابات مغان کار نداشته باش . خدا شاهد است که هرجا او هست من هم همانجا با او هستم .
7) گَـردِ راه سلــوک و طلب معرفت اکسیر بهروزی و خوشبختی است و من بنده درگاه آن خاک آستانه ام که بوی عنبر می دهد .
8) از شوق دیدار چشم مست نگار بلندبالایی مانند لاله با جام باده در دست در کنار جویی افتاده ام .
9) باده بیاور که بنا به رأی شرعی حافظ ! با آب روان باده، گَردِ ریا را از دل پاک خود بزدایم .
شرح ابیات غزل (379)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم
*
سعدی : مـن آن بدیـع صفـت را بـه تَـرک چـون گـویم
که دل ببُـرد بـه چــوگـان زلـف چـون گـویم
*
با خواندن این غزل برای این ناتوان چنین استنباطی دست می دهد که حافظ این سروده را به هنگامی که سرش خوش بوده با چنین صراحت لهجه و بیان شیرینی سروده است و مقدّر چنین بوده که درباره بیت دوم این غزل، حافظ پژوهان محترم بیش از ده شرح و تفسیر بنویسند . از میان اظهار نظرهای اساتید محترم به نظری برمی خوریم که چنین اظهار عقیده شده است :
(… در هر حال هیچــکدام از این ها (یعنی اظــهار نظرهای متعدّد حافظ شناسان) قانع کننده نمی باشد . علت این تشتّت آراء را بدون تعصب باید در بی معنی بودن شعر دانست . باز حافظ نتوانسته است از عهده ی بیان مطلب به خوبی برآید .) !
شادروان دکتر خانلری با مراجعه به نسخ می نویسند : در همه نسخه ها ننشیند آمده و در همه نسخه ها به جز (ج) فرقه آمده و تنها در نسخه (ج) خرقه ثبت شده است .
اما هم ایشان و بعضی دیگر از اساتید محترم از آنجا که درباره کلمه (عبوس) و (وجه) که هر دو کلمه عربی است تسلیم معنای این کلمات در زبان محاوره فارسی شده ، از معنای اصلی و ساده این بیت به دور افتاده اند .
توضیح آنکه به حکم ثبت نسخه ها ( ننشیند) و (فرقه) صورت صحیح این دو کلمه است و از آنجا که حافظ مسلّط به زبان عربی و نحوه مکالمه آن بوده است به طور مسلّم کلمه عبوس را با ضمّ اول به کار برده است و چون در زبان فارسی این کلمه را با فتح اول به کار می بریم اکثراً در معنای این کلمه دچار سرگشتگی شده اند. عبوس به ضمّ اول به حالت ترش رویی مفرط یعنی در کمال ترشرویی گفته می شود و کلمه ( وجه ) در این بیت به معنای لغوی آن یعنی : روی و چهره و صورت به کار گرفته شده است و کلمه (خُمار) به معنای مــی زده و شراب خورده است و با کلمه مخمور تفاوت معنا دارد .
در این صورت شاعر می خواهد بگوید از آنجایی که حالت تروشرویی و تکبّر و اَخم مفرطی که در چهره زاهد به واسطه غرور زهد او مشهود است هیچ وقت در صورت یک نفر مـی زده و شراب خورده دیده نمی شود بنابراین من بنده و ارادتمند گروه دُردکشان و باده نوشان مستمند خوش رو و خوش خو هستم . و مشاهده می شود که برخلاف نظریّه آن حافظ شناس حافظ به خوبی از عهده بیان مطلب برآمده است .
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۷:

دوستان گرامی، قرار نیست هر بیت دیگری که هم وزن و هم قافیه با شعر دیگری باشه ، به اون شعر اضافه کنیم.
اضافه کردن بیت:
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید با خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد
چه ارتباطی به این شعر داره؟ آیا اضافه کردن این بیت، معنا و مفهوم و کلیت شعر رو تحت الشاع قرار نمیده؟ بهتره به آنچه شاعر گفته و در ذهنش میگذشته ، پایبند باشیم حتی اگر این بیت معنای شعر رو هم تحت تاثیر قرار نده.

مطهر حشمت نسب در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصح:

چون جهند از نفس خود رقصی کنند
در اینجا نفس صحیح است نه نقص ، چون نفس ،عقل،قلب ،روح،خفی و اخفی از مراتب و منازل انسان هستند

مهدی زارعی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:

درود
حقیر انتقادی بر نحوه اجرای غزل توسط جناب فریدون فرح اندوز دارم چرا که این شیوه خوانش برای اشعار حماسی به کار میرود نه غزل لطیف حافظ
سپاس

۱
۱۸۸۸
۱۸۸۹
۱۸۹۰
۱۸۹۱
۱۸۹۲
۵۷۳۱