فریدالدین در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:
حافظ نە تعلق خاطری به ایران باستان داشته نه تنفری.ایران باستان با مفهوم و برداشت امروزیش که در تفکر طرفداران دوآتیشش هست صرفا امروزیست و معاصر هستش و نمی شه مثل یک ترازو باهاش گذشته رو سنجید. آخه چه جوری می شه با چیزی که در زمان خواجه اصلا وجود نداشته ما بیایم معیار تفسیر غزلیات حافظ قرار بدیم. تب باستان گرای و ملی گرایی امروزی ، مربوط به پیامد های دنیا مدرن هستش و برای اولین بار نه در ایران بلکه هزاران کیلومتر اون ور تر در اروپا شکل گرفت اونم یکی دو قرن پیش. پس لطفا دوستان در تفسیرهاشون بیشتر دقت کنند.
کلمات اورنگ و خسرو و جمشید صرفا یک سری واژه هستند که حافظ اون ها رو برای مقصود خودش استخدام کرده. از جمله در این غزل با این واژه ها اشاره به تمجید شاعران بلبل صفت ، زهد و دنیا گریزی ، عیسوی بودن یار و معشوق ، تکیه بر کشته و عمل خویش شده.
این ها همان مفاهیم رایج ادبیات فارسی از سنایی و عطار گرفته تا جامی هستش.حالا حافظ این جوری حال کرده بگه.این هنر حافظ هستش که با رنگ و بوی دیگه معانی رو بیان می کنه.
این هم بگم اگه بخوایم یکم دقیق تر نگاه کنیم اصلا خواجه این واژگان باستانی رو به سُخره گرفته و پشیزی هم براشون ارزش اعتقادی نداشته. حافظ اورنگ خسروانی رو پایین تر از فرش کهنەایی که با چوب و نی ساخته شده می دونه حتی تاج پادشاهان ساسانی رو هم قد کلاه پشمینش نمی دونه(خخخ).اگە وقت شد انشاءالله شرح جناب الهی قمشه ایی رو در یک حاشیه دیگه در مورد این غزل تقدیم دوستان می کنم.
شب خوش
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:
در بیت سوم به جای «خالت» باید «خال است» باشد
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:
در بیت ششم به جای «مردمی» باید «بردمی» باشد.
در بیت هفتم هم «روستایی» به نظر باید «روشنایی» باشد.
امین کیخا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۳۱- سورة لقمان - مکّیّة » ۲ - النوبة الثانیة:
جای تردیدی نیست که این ترجمه زیباست و ساده است اما بهر حال ریشه ی لغت اقلیم را از قلم میدانسته استاد میبدی که امروزه میدانیم از ریشه ی klima در یونانی است و به بخشی از خاک میگویند این معنا را میدانسته ولی انرا به قلم نمیشود پیوند زد هر جند خود لغت قلم هم یونانی است و از یونانی به فارسی و عربی امده است درود به روان این بزرگ مرد
ساجده در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۲۳:
با رخ و زلفش دلم شرط قراری کرده بود
هم از آن شرطم خجل، هم زان قرارم شرمسار
خدایا منو ببخش. شرمسارم شرمسار.
صابر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
من اگر بخوام این بیت رو منسوب کنم، به ماجرای حضرت علی اصغر تعبیر میکنم. نام دیگر ایشان عبدالله بن حسین هست.
بلبلی-امام حسین- برگ گلی(علی اصغر کودک 6 ماهه که شهید شد) خوش رنگ (بخاطر خون، به رنگ سرخ درآمد) در منقار داشت.
حروف ابجد بلبل 64 و نصف حروف ابجد حسین 128 هست.
حروف ابجد عبدلله (بدون الف) 141 نصف حروف ابجد برگ گلی 282 هست.
خوش رنگ هم که با این شکل از تفسیر، بعد از شهادت علی اصغر (ع) هست که بدنش به خونش آغشته شده است و در منقار حضرت هم اشاره به این واقعه تاریخی داره که:
حضرت، با خون حضر علی اصغر، محاسنشون رو خضاب کردن.
آورده اند که: همچنین گفته شده است که امام با مشاهده این واقعه گریست و فرمود: «پروردگارا! تو خود میان ما و این مردم داوری فرما که ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند؛ اما ما را کشتند».[16] به گزارش ابن جوزی در این هنگام ندایی از آسمان شنیده شده که «او را واگذار- ای حسین - که او را در بهشت شیر میدهند».[17]
برخی نیز نوشتهاند که امام پس از شهادت فرزندش، او را با خون گلویش آغشته کرد و فرمود: «به خدا قسم تو از ناقه صالح نزد خدا گرامیتری و پیامبر(ص)، نزد خدا از صالح(ع) گرامیتر است؛[18] خدایا اگر امروز فتح و نصرت خویش را از ما باز داشتهای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است قرار ده».[19]
میتواند ماجرای امام حسین و سایر شهدای کربلا باشد. درهرحال:
حافظ که رند هست، از امام حسین سوال میپرسه:
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داش
حافظ مثل ما میپرسه که اگر ای امام حسین برای خدا میجنگید، پس چرا با شهادت فرزند خردسالتان ناله میکنید.
جوابش اینه که حضرت به حافظ میگویند ما این نالهمون هم بخاطر خدا هست که مردم خدا رو ببینن و دست از این کارشون بردارن. و حتی ناله های ما هم حاصل غرق شدن ما در جلوه های خداست. فکر نکن که از خودمون و برای دنیاست. نه؛ هر کاری که میکنیم برای خداست.
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
اینجا هم ادامه صحبت امام حسین هست که به حافظ میگه خدا اگر برای این شرایط ما نجاتی قرار نمیده از ضعفش نیست و حکمتش ایجاب میکنه که اگر کسی در این شرایط هست، چاره ای نداشته باشه. خود خدا پادشاهی کامران هست. ما نمیتونیم بگیم خدایا ما اعتراض داریم، دینت داره با شهادت ما همراه ما از بین میره، نه اینطور نیست خدا از این حرفها عاری هست.
در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت
ما درسته که توی این شرایط که دشمن احاطهمون کرده و داره شهیدمون میکنه سخت نیازمند شدیم اما این ربطی به قدرت و خواست خدا نداره. ما عاشق خدا هستیم و شهادت در راه رضای خداوند زیبا و عادل و قوی و حکیم و شکست ناپذیر، عزت است. (تعبیر این بخش رو نمیدونم یعنی خرم آن... اما اجازه بدید این رو هم به گمان خودم تعبیری کنم که: ) /باز اگر اوضاع اینطور نبود، میدیدی که چطور خوش و خرم با خدا صحبت میکردیم./ اما این هجمه دشمن، باعث نمیشه حتی یک قدم از خداپرستی و قدمی که برای خدا برداشته ایم دست برداریم و تصور نکن که خدا ضعیف شده که به ما کمک نمیکنه، نه، خدا قوی هست اما این شرایط برای انسان رقم خورده و اگر دیگران کمکمون نمیکنن ربطی به رابطه ما و خدا نداره.
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
بیا با من تا جانمون رو برای این خدا که کربلا و حوادثش را نقاشی میکند، و این نقاشی به آیندگان میرسد، بدیم و شهید بشویم. که این همه اتفاقات که در کربلا رخ داده و میده، همه خواست خداست و هر چه که بشود باز هم این خداست که پیروزی را تعیین میکند و ما نقطه ی تسلیم هستیم در گردشِ پرگارِ خواستِ خداوند. و پیروز نهایی ماییم نه دشمن کافر و این به خواست بی رقیب خدا اتفاق خواهد افتاد ولو همه ما شهید شویم در این بیابان کرب و بلا.
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
آره حافظ عزیز تو هم مثل ما باش. اگر واقعا خدا رو دوست داری و به اهل بیت علاقه داری بخاطر خدا، به فکر بد گوییهای مردم و بدنام شدن نباش. مثل ما که شهید شدیم و این واقعه کربلا و تنهایی را به جان خریدیم.
بعد هم تعبیر همیشگی حافظ از اهل بیت به خانه شراب(الهی) که شیخ صنعان هم از سر عاشقی میرفت سراغ رهن خانه خمار و بیمی از بدنامی نداشت چون واقعا عاشق بود.
در ادامه دیگه حافظ خودش صحبت میکنه که:
وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت
وقتی رو بیاد بیار ای خوانندهی عزیزِ شعرِ من، که آن وقت و هنگامی که شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر، در حلقه کافران تنها مانده بود و ذکر خدا رو میگفت....
معروف است که حضرت در دقایق پایانی خودشون در گودال قتلگاه، با خدا راز و نیاز میکردن که الهی رضا برضائک صبرا لقضائک تسلیما لامرک الحمدلله رب العالمین...
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
مشخصه دیگه، حافظ آن "وقت" و لحظه رو که به ذهن میاره، اشک از چشمانش جاری میشه و دیگه ادامه نمیده بحث رو و همینجا به آن حوری بهشت درود میفرستد و میگه الحق این مرد-امام حسین از همان خاندان پاکی هست که آیات قرآن درمورد آنها تعبیر میشه کسی که از همه چیزش بخاطر خدا گذشته. از خانه، مال، خانواده، تجارت و نفس... قصر فردوس از آن شماست.
ببخشید ممکنه شرح من ضعف داشته باشه اما دلی نوشتم و خواستم بگم اینکه حافظ رو در حد دنیا کوچک میکنید، خیلی ضعیفید. حافظ و سعدی و مولانا، و ... هم دنیا و هم آخرت را برای مردم تصویر میکردن و اینطوری سالهاست که بین مردم محبوب هستن. دوستی اهل بیت که 14 معصوم هستن، و بالاخص آخرین و چهاردهمینشان، حضرت مهدی، منجی بشریت، بنظر راز ماندگاری و محبت حافظ در بین همه ماست. کلا این خاندان تعابیر واقعی قرآنند و حافظ هم حافظ همین قرآن هست.
اگر این رو در اشعار حافظ نمیبینید و داستان آن شیخ رو مثلا تنها تعبیر این اشعار میبینید خیلی کوته نظری میکنید.
درود بر حافظ درهرحال این شعر آنقدر زیبا هست که بتوان تعابیر خوبی ازش گرفت. درود بر حافظ که به قرآن و چهارده روایت و چهارده ماه، میبالید و از بدنامی نمیترسید.
همین امروز هم گاهی بخاطر اهل بیت بعضیها توی کشور خودمون مورد توهین قرار میگیرن اما باز هم هرچه دشمن میزند، به در بسته میزند و باز همه مردم و اکثریت مردم محب اهل بیت هستن و جذب وقار الهی آنها.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲:
منوچهر کوتاه شده مینوچهر است؛
یعنی کسی که چهرهاش بهشتی است.
روحالله در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
به گمانم منظور از عربی، کلام قرآن باشد«سوره شعراء آیه 195.
بلسان عربی مبین
به زبان عربی روشن،».
به شاهد اینکه او حافظ است و قرآن ز بر بخواند در چهارده روایت
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲:
یکی (خوبچهره) پرستنده دید
کجا نام او بود ماهآفرید
خوبچهره، بر اساس تصحیح استاد خالقی مطلق روان تر و مناسب تره.
*
کجا به معنی (که) است.
*
چو برجست و آمدش هنگام شوی
چو پروین شدش روی و چون (قیر) موی
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:
همه دیده پر آب و دل پر ز خون
نشسته به تیمار (مرگ) اندرون
رضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:
سست ز نخ گشته ای کنایه از لاغر و نحیف شدن و از نخ باریک تر شدن است.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۹:
سخن شد (پژوهیده) از هر دری
ز شاهی و از شاه هر کشوری
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:
شوخ مرد، بر اساس تصحیح استاد خالقی مطلق، درست است.
میم الف در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل:
البته دوستانی که خواندن مِهینست و دینْست به نظرشان مخلّ خوانش درست و مغایر با اوزان ابیات پیشین است حق دارند. کم شعر میخوانیم! و این همه از آموزش ناقص ادبیات فارسی در مدارس و دانشگاه نشآت گرفته است. و الّا وزن مشکل و دستاندازی ندارد.
ضمن اینکه یادآوری اینکه آن کلمه مِهین (متضاد کلمه کِهین)است و نه مَهین، شاید خالی از لطف مباشد.
این حکایتمثنوی از مصیبتنامهٔ عطار، اغلب در صورت بازنویسی و به نثر منتشر شده است. و نیک میدانیم که همهٔ جلالت و هنر و ادبیت اشعار و متون زیبای ادب فارسی در بازنویسی و ترجمه و شرح دستمال شده و از میان برمیخیزد. اصل متون را منتشر کنیم
سرتان سلامت بادا و دلتان غمگین مباد
.
ناصرمحسنی نیا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانه:
این غزل شاطر عباس صبوحی را اولین بار مرحوم سید حسین طاهر زاده به زیبایی کم نظیری خوانده اند
محمد حسین در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳:
یه میکس اینجا هست حتما ببین:
پیوند به وبگاه بیرونی
Mod apk در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۷:
این فرشته، خوی حیوانی گرفت
تورک اوغلو در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
ترجمه
هیچ زبانی به مانند زبان ترکی، عاشقانه و دوست داشتنی نیست
اگر این زبان اصیل را با زبان دیگری مخلوط کنی دیگر اصیل نخواهد بود
اگر شاعر شعر خود را با فارسی و عربی مخلوط نکند
آنهایی که شعر را می خوانند و یا می شنوند کسل نخواهند شد
شاعر فارسی زبان اکثر سخنانش را از ما برداشته
شاعری مانند صابر که حرفی برای گفتن دارد بخیل نمی شود
ضرب المثلها و فلکلوریهای ترکی در دنیا بی همتا است
در روستا ضرب المثل است کهلحاف خان از پارچه کهنه درست نمی شود
لشکر ترکان آذر، قیصر روم را به اسارت گرفتند
گفته کسری است که این همه تاریخ نمی تواند داستان باشد
شعر هم باید مانند غذا طعم و نمک داشته باشد
اهل روستا می دانند که بدون دوشاب نمی توان خشیل ( نام یک غذاست ) درست کرد
حرفها هم مانند جواهر هستند که اگر اصل و بدلی بودنش را
کسی باشد که تشخیص بدهد
اینقدر آت آشغال پیدا نخواهد شد!
نمی توانی شاعر شوی اگر شاعر از مادر زاده نشده ای
عزیزم تو مس ( کنایه از بدلی بودن طلا ) هستی . هر پیراهن زردی که طلا نمی شود
اگر قدت زیادی کوتاه باشد مانند جن، شیطان میشودی (حیله گر و مکار می شوی)
زیاد هم بلند قد نباش که آدم بلند قد عقل زیادی ندارد ( کنایه از متعادل بودن )
پسرم من نه می توانم ظالم باشم و نه اهل قصاص
یک بار برای همیشه این را بفهم که ابریشم پشم بز نمی شود
عشق را آزاد بگذار و اجازه بده آثار خود را در طبیعت (طبیعت انسانی ) نشان بدهد
غزال وحشی که در کوه و صخره ها به دنیا آمده نمی تواند رام نخواهد بود
انسان کسی است که دست این مردم ذلیل را بگیرد ( یاری کند )
کسی که خدا را دوست میدارد ذلیل نمی شود
هر چند که سراب آب معدنی ، کره و عسل دارد
اگر سر به فلک هم بزند باز هم سراب نمی تواند اردبیل شود
اگر (بالادستی ها) غم ملت را داشتند این بچه ها به ترکه چوب ( کنایه از لاغر شدن ) تبدیل نمی شوند
از اربابهایمان هم کسی پیدا نمی شود که شکمش مانند طبل باشد
همیشه طبق ها پر است از ادویه
اما وقتی که مادرم شکم درد می گیرد زنجبیل پیدا نمی شود!!
مانند طبع این شهریار که می توان در چشمه آن شنا کرد
نمی گویم کوثر می تواند باشد اما از سلسبیل افضل تر است ( دو آب بهشتی )
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:
مرا با شما نیست (جنگ) و نبرد
دلت خود نباید به من رنجه کرد
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷: