فاطمه ناجی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
جفای پرده درانم تفاوتی نکند... به نظر من در این بیت شاعر بزرگ ما میگوید اگر من جفاکارانه پرده دری و افشای راز کنم، وقتی محبوب رازدار است اتفاقی نمیافتد.
یعنی اراده محبوب بالاتر اراده ماست.
تا نظر دوستان چه باشد.
فاطمه ناجی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
یار غار، اشاره به فخر عالمیان محمد مصطفی است .شاعر میگوید اگر آن بزرگ یار غار ما بشود کسر شان او نیست بلکه مایه افتخار ماست بر همه عالمیان
امین کیخا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲:
خط ششم باید زیر باشد نه زیر
اکبر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او:
عطار در این ابیات فلسفه را به شدت رد میکنه و حتی میگه کاف کفر بهتر از ف فلسفه است اما بعضی اصرار دارند توجیه کنند منظورش فلسفه یونان بوده اما فلسفه اسلامی را باور داشته و این سخن غلطی ست .عطار هم داشتن پیر و مرشد را رد کرده و هم فلسفه را و نگاهش به جهان و خدا فقط عرفانی و عشق و شناخت از راه دل بوده و متأسفانه عطار مخالف شاهنامه و فردوسی هم بوده و خواندن شاهنامه را بدعت میداند
ابوالفضل غلامی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:
سلام
بیت نهم: چه عذر آرم که بگشایم زبان بسته چون بلبل باید قاعدتا باشه: چه عذر آرم که «نگشایم» زبان ...
آزادبخت در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - در توصیف کابل و مدح نواب ظفرخان:
راستی که ما یک مردمیم و یک کشور با دو حکومت که میتواند کابل از تهران جدا سازد و قندهار ازکرمان و بلخ از شیراز خدا کند که این مرز نجس زودتر از میان برداشته شود و دلها پاک گردد
. در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:
هرکسی از ظن خود شد یارمن....
علیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:
البته اضافه کنم که یجورایی داره با کنایه میگه و نه لزوما خودش اینکاره هست و داره اینکارو انجام میده
علیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:
کافیه چند بیت قبل و بعد این بیت خوانده شه تا منظور خیام مشخص بشه ....خیام داره اززندگی پس از مرگ و بهشت و صحبتایی که از شراب و حور وعده هایی که داده شده برای بهشت صحبت میکنه . و میگه که گویا میگویند هرجور زیستی در این دنیا در اون دنیا هم میبینیش ینی یجورایی شاهد کردار و رفتار خودتی و با اونا برانگیخنه میشی پس من خیام دوست دارم مدام با می و معشوقه باشم تا اون دنیا هم با می و معشوقه روبه رو شم.
نوشاد رکنی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
در بیت "الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور / پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی"، تعریضی به یوسف پیامبر دارد حال که "به رغم برادران غیور" به اوج ماه رسیده و عزیز مصر شده، دیر به فکر پدر میافتد و به جای اینکه حالا که توان و قدرت جستجوی پدر را دارد به دنبال او باشد، او را تا چند سال دیگر هم در فراق رها میکند. تعریض یوسف مصری به جای یوسف کنعانی هم از این رو است. ظاهراً حافظ شیرازی در پیری از فرزندانش که گویا در شیراز زندگی نمیکردند گله داشته که یادش نمیکنند. جای دیگری هم فرموده است: "چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل / یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف...".
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۳۰:
بیت دوم مصراع دوم: وین چنین چشم جز از خون جگر نتوان داشت
بیت هفتم مصراع دوم: که از او چشم، چو از لعلِ تو بر نتوان داشت
استاد محمدامین مهراد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
سلام و عرض ادب.
در مصراع اول باید به جای "ای ساربان آهسته رو" نوشته شود "ای ساربان آهسته ران" چون به وزن و موسیقی شعر میافزاید و به نظرم خود حضرت سعدی هم همینی که عرض کردم را نوشته بودند. من اطلاع زیادی ندارم، ولی اینطوری که من گفتم به وزن و موسیقی شعر افزوده شد.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰:
پس از اینکه تور و سلم به دست منوچهر کشته شدند، سر آن ها را به شهر سارویهٔ مازندران که به ساری معروف است آوردند و پهلوی سر ایرج دفن کردند و بر سر هر یک گنبدی ساختند که هنوز به سه گنبدان مشهور است.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
وقتی فریدون آن پوست (لباس آهنگری) کاوه را بر سر نیزه دید، آن را با دیبای رومی و جواهرات مختلف تزیین کرد و به شکل کلاه درآورد و نوارهای زرد و سرخ و بنفش رنگ از آن آویزان کرد و آن را "درفش کاویانی" خواند و بر سر گذاشت. از آن به بعد هم هر کس که پادشاه می شد، این درفش را که نماد اتحاد و عدالت خواهی ایرانیان بود را بر سر می گذاشت. بعد از هر کس که به پادشاهی می رسید، مقداری جواهرات به آن چرم بی بها اضافه می کرد و به این شکل درفش کاویان از درخشش جواهرات مختلفی که به آن آویزان بود مثل روز روشن شده بود.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱:
منوچهر کوتاه شده مینوچهر است؛
یعنی کسی که چهرهاش بهشتی است.
فرحناز یوسفی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳:
بر اساس تصحیح دکتر خالقی مطلق:
نشستند هر دو (پُر) اندیشگان
شده تیره روز جفاپیشگان
*
بدان مرد باهوش و با رای و (سنگ)
بگفتند با لابه بسیار گرم
*
و دیگر که (بی باک) و ناپاک دیو
ببرّد ز دل ترس گیهان خدیو
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:
«سخنم»در بیت سوم باید «سختم» باشد.
این مصراع هم اشکالهای فاصلهگذاریاش معنا را مختل کردهاند: «و لیک هیچ دور احسن و لطف آن تو نیست» که صحیحش اینگونه باید باشد: «ولیک هیچ دو را حسن و لطفِ آنِ تو نیست»
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۵:
در بیت سوم «کد» باید «کُنَد»باشد
عین. ح در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:
مصراع دوم این بیت نادرست است: در عهد تو کس نشان ندادست/کآسود کیست پا وصالیست.
احتمالا باید چنین باشد: کآسودگیایست، یا وصالیست
حسین سلطان زاده در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودان: