گنجور

رباعی شمارهٔ ۸۹

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

گویند هر آن کسان که با پرهیزند

زانسان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوقه از آنیم مدام

باشد که به حشرمان چنان انگیزند

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 24

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

م.فتوحی در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۲ نوشته:

متاسفانه جوانان ما گمان می کنند مقصود خیام از می و معشوقه ، لهو و لعب و بی بند و باری‌ست ، که اگر مقطودش این بوده سخت در خسر و زیان بوده ست ...
بار دیگر تکرار می کنم که شعر خیام آیه‌ی قرآن نیست و انسان باید عقل و هوش کار بندد.

 

ناشناس در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

پرهیزگار بودن با می و معشوق بودن متناقض نیست؟ اگر کسی توضیح بده ممنون مشم.

 

منصور در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

ناشناس جان سلام
بله می و معشوق با معانی ظاهریشون با پرهیزکاری متناقضه ، پس مسئله خیلی ساده حل میشه :
یا مفهوم می و معشوق که شما میشناسی با مفهومی که خیام به کار برده تفاوت بنیانی داره . یا باید بگوئیم که دانشمندی چون خیام مفهوم پرهیزکاری رو نمیدونسته !!!
حالا به نظر شما کدومش به صحت نزدیکتره؟

 

ناشناس در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۰۵ نوشته:

خیام هیچ وقت خودش رو پرهیزکار نمیدونه! مشکل اینجاست، کاری به پارسا بودن یا نبودن خیام ویا دنیوی و اخروی بودن می و معشوق ندارم.

 

بهرام مشهور در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۶ نوشته:

خیّام می گوید :
گویند هرآن کسان که باپرهیزند یعنی آن کسانی که ظاهراً پرهیزکارند می گویند : آنسان که بمیرند بدانسان خیزند یعنی هرکسی به همان حالی که می میره ، در روز رستاخیز ( که قیامت معرب آنست و اعراب این اعتقاد و معاد را از ما گرفته اند ) هم به همان حال برمی خیزند یعنی دوباره زنده می شوند
ما با می و معشوقه از آنیم مدام یعنی ما بدین خاطر مدام اوقات خود رابا می و معشوقه می گذرانیم
باشد به حشر ما را چنان انگیزند یعنی ما را به همان حال ( همراه می و معشوقه ) زنده کنند

 

رها در ‫۹ سال قبل، پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۱۴ نوشته:

م.ف دوست عزیز می و معشوق ارتباطی به لهو و بی بند و باری ندارد.. به خصوص در اینجا.

 

رضا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۶ نوشته:

جناب فتوحی
برخیزم و عزم باده ناب کنم
رنگ رخ خود به رنگ عناب کنم
این عقل فضول پیشه را مشتی می
بر روی زنم چنانکه در خواب کنم

 

فرهاد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۲ نوشته:

ناشناس، معنی این رباعی این است:
آنها که پرهیزکارند میگویند، انسانها در همان حال که میمیرند برانگیخته میشوند ،
ما هم به این دلیل با می و معشوق پیوسته بسر میبریم، که میخواهیم اینگونه برانگیخته شویم.
در واقع خیام در مصرع اول دارد به آنها که او را از می و معشوق منع میکنند طعنه میزند، و تناقضی در اینجا نیست.

 

تمیم در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

هم نوشیدن می و هم در آغوش معشوقه خوابیدن گناهی نیست ، گناه آن است که دیگران را از انجام این کارها نهی کنند ولی ( چون به خلوت برسند آن کار دیگر میکنند )

 

ناشناس در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۴۵ نوشته:

دوستان عزیز!
من فکر می کنم "گویند" اینجا یعنی گفته شده (مثل؛ گویند شراب و حور ... ). نه اینکه آنان که باپرهیزند می گویند. در غیر این صورت مصرع دوم نیاز به فاعل داره.
فرهاد جان! اینکه خودمون انسانها بذاریم به نظرم درست نمیاد.

 

شهرام بنازاده در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۱ نوشته:

م. ف عزیز. از عقل صحبت کردید.
همین جوانانتان ( که خود را ناخودآگاه مالک آنها میدانید) عقل دارند و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند چه چیزی را ترجیح میدهند.
خیام یک عارف نبوده و قطعا می و مطرب مد نظر وی هم می و مطرب و معشوق از همان نوعیست که عامه میدانند.
و باز هم بعد از چند صد سال چه کمند کسانی که رازی را که خیام میدانستن بفهمند و بدانند همین آدمهای به قول شما بی بند بار بسیار شرف دارند به زهاد و عابدان مغروری که وارثان خیالی بهشت هستند!
حق یار همه عزیزان

 

فرهاد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۷ نوشته:

ناشناس گرامی، به احتمال بسیار قوی شما درست میگویید: "گویند" یعنی گفته میشود.
دو نکته اینجا وجود دارد، یا بهتر است بگویم سه نکته. نخست اینکه اگر آنگونه باشد که گویند یعنی گفته میشودآ آنگاه خیام بایستی خودش را در زمره پرهیزگاران قرار داده باشد که بر اساس دیگر اشعارش چندان منطقی به نظر نمیرسد. دوم اینکه، اگر "هر آن کسان بگویند" جمله "زانسان که بمیرند ..." فاعل نمی خواهد. فاعل در شعر میتواند به قرینه حذف شود. دوش رفتم به در میکده خواب آلوده ... "من" فاعل را ندارد. نکته سوم این است که دو نکته بالا در اصل چندان اهمیتی ندارند. مهم مصرع سوم است که میگوید ما با می و معشوق به سر میبریم. و کلن مصرع های نخست و دوم و چهارم همه کنایه هستند و برای توجیه امر واقع که همان به سر بردن با می و معشوق باشد استفاده شده اند.
سرافراز باشید

 

آرش در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۰ نوشته:

با سلام
گویند هر آن کسان که با پرهیزند
زانسان که بمیرند چنان برخیزند
به نظر من کل رباعی شکل کنایه دارد.
در اینجا "زانسان" معنی همان" گونه میدهد" البته میشود با کلمه بازی کرد و آن را هم "از انسان" خواند.
کلمه چنان (به ضم چ) در مصرع دوم را میشود به شکل خبری با تاکید و اغراق خواند.
ما با می و معشوقه از آنیم مدام
باشد که به حشرمان چنان انگیزند
مصرع سوم را میشود به شکل خبری خواند که چیز زیاد تازه وعجیبی هم نیست و به عبارتی این کار هر روز ما با معشوقه است.
از آنیم مدام ... میتواند اینجا این معنی را هم داشته باشد: یعنی ما مدام برای همدیگر می میریم. اینجا فرم مردن هم میتواند نقش جالبی داشته باشد. افقی قرار گرفتن پیکر "ما با معشوقه" میتواند خبر از آمیزش این دو بدهد. اینجا "حشر" میتواند معنی شهوت را هم بدهد, انگیختن به معنی تحریک کردن و یا شوراندن (فرهنگ فارسی عمید). پس باشد که موضوع بیت اول به شهوت ما چه بسا که بیافزاید.

 

صوفی ِ مولانا در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۵ نوشته:

جناب فتوحی کاش لااقل میفهمیدید قرآن یک بشقاب آب نیست که چه می بینیم درون خود دارد، قرآن مانند رود کارون است...همان قدر عمیق و چند منظوره...قرآن را این قدر ساده در نظیر نگیرید!!
خیام هم خواجه حافظ شیرازی نیست که دو پهلو صحبتی کند یا بخواهد کنایه بزند ! همان که میگوید همان است

 

رادین در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ نوشته:

با سپاس از بهرام مشهور که به زیبایی این رباعی رو معنی کردید. میشه محبت کنید در حاشیه رباعی 76 معنای اونرو بفرمایید؟

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

عبارت درست مصرع سوم چنین است :
ما با می و معشوق از آنیم مدام

 

شاگرد در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۳ نوشته:

این نهایت کم لطفی است که کلماتی از قبیل “می و شراب و مستی و ساقی و میخانه و …” که در اشعار بیشماری از شعرا چه در گذشته و چه در حال آمده را نشانه تلاش آنان برای زوال عقل دانسته و آنها را به >میخوارگی و سراسر عمر در زوال زیستن< متهم کنیم.
به چه دلیل؟ کافیست از روی عقل قضاوت کرد و نه هوس
به این دلیل که اکثر شعرای قدیم در علوم زمانشان مثل فلسفه منطق نجوم و همچنین عرفان و سیر و سلوک معنوی پیشرو بودند و شاگردان فراوان داشتند.
ولی امروز عده ای از افراد ناآگاه به دلیل عدم مطالعه و عدم توانایی تفسیر این ابیات پرمحتوا راه ساده را برمی گزینند که همانا به سخره گرفتن و پرداختن به ساده ترین و کمترین و نازل ترین معنایی است که به ذهنشان خطور کرده.
آیا مولانا،حافظ ،شمس تبریزی و امثالهم درک این لغاتی که به کار می برده اند ندارند؟
و اگر گفتار عده ای صحیح باشد که شعرا دائم به مستی و زوال عقل و بی بند و باری پرداخته اند پس کی فرصت کرده اند که این همه علم بیاموزند و این آثار پرمحتوا را خلق کنند؟
اگر زوال عقل و شراب و بی بند و باری انسان را به این درجه از علم میرساند چرا امروز جوانانی که در تمام دنیا به این امور مشغولند پیشرفتی در هیچ ندارند؟
و چرا دانشمندان و علمای امروز برای پیشرفت بیشتر سراغ شراب نمیروند؟
یک توصیه: لطفا به تفاسیر معتبر در مورد می و شراب و حورعین بهشتی مراجعه کنید که حقیقت این امور کاملا آشکار است.

 

علیرضا در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۰۱ نوشته:

کافیه چند بیت قبل و بعد این بیت خوانده شه تا منظور خیام مشخص بشه ....خیام داره اززندگی پس از مرگ و بهشت و صحبتایی که از شراب و حور وعده هایی که داده شده برای بهشت صحبت میکنه . و میگه که گویا میگویند هرجور زیستی در این دنیا در اون دنیا هم میبینیش ینی یجورایی شاهد کردار و رفتار خودتی و با اونا برانگیخنه میشی پس من خیام دوست دارم مدام با می و معشوقه باشم تا اون دنیا هم با می و معشوقه روبه رو شم.

 

علیرضا در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۰۷ نوشته:

البته اضافه کنم که یجورایی داره با کنایه میگه و نه لزوما خودش اینکاره هست و داره اینکارو انجام میده

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.