به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
ز دیوان هوا کارم چنان آمد که من خواهم
ز دفتر فال امیدم چنان آمد که من جستم
ز قرعه نقش پندارم چنان آمد که من خواهم
مرا یاران سپاس ایزد کنند امروز کز طالع
به نام ایزد دل و یارم چنان آمد که من خواهم
چه نقش است این که طالع بست تا بر جامهٔ عمرم
طرازی کار زو دارم چنان آمد که من خواهم
چه دام است این که بخت افکند کان آهوی شیر افکن
به یک دم صید گفتارم چنان آمد که من خواهم
مرا بر کعبتین دل سه شش نقش آمد از وصلش
زهی نقشی که این بارم چنان آمد که من خواهم
دلا سر بر زمین دار و کُله بر آسمان افشان
که آن ماه کُلهدارم چنان آمد که من خواهم
به باران مژه در ابر میجستم وصالش را
کنون ناجسته دربارم چنان آمد که من خواهم
چه عذر آرم که بگشایم زبان بسته چون بلبل
که آن گلبرگ بیخارم چنان آمد که من خواهم
از آن روی جهان دارد که چون عیسی است جان پرور
دوای جان بیمارم چنان آمد که من خواهم
صبوحی ساز خاقانی و کار آب کن یعنی
که آب کار بازارم چنان آمد که من خواهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عاشقانه و سرنوشت خود میپردازد. او از وفای یارش و امیدی که به طالع و بخت دارد سخن میگوید و از شگفتیهایی که در زندگیاش رخ داده، ابراز خوشحالی میکند. شاعر به نقشهای زیبا و معنادار در زندگیاش اشاره میکند و از بخت و اقبالش که به او فرصتهای خوبی داده، شکرگزاری میکند. او همچنین به توصیف عشق خود و جزئیات وصال میپردازد و در نهایت از عواطف عمیقش نسبت به یارش و امیدی که به آینده دارد، میگوید.
هوش مصنوعی: در میدان محبت، یارم به گونهای ظاهر شد که من میخواستم، و از دفتر آرزوها، کارهای من به شیوهای رقم خورد که میخواستم.
هوش مصنوعی: از دفتر فال و پیشگویی، برای من امیدی پیدا شده که مطابق میل من است. امیدوارم به نشانهٔ نتیجهای که در ذهن داشتم دست یابم و این درست همان چیزی است که من میخواهم.
هوش مصنوعی: دوستانم امروز مرا سپاسگزار خداوند میکنند، زیرا به ارادهی خداوند دل من بر وفق میل و خواستهام به یارم تعلق گرفته است.
هوش مصنوعی: این چه تقدیر عجیبی است که سرنوشت رقم زده که بر لباس زندگیام، طرح و رنگی خاص بافتهام و آنچه خواستم، برآورده شده است.
هوش مصنوعی: چه دامی است این که سرنوشت برای من گسترده، بهگونهای که مانند آهویی که در دام شکارچی افتاده، به راحتی در چنگ کلمات و گفتارم گرفتار شدم، جوری که من خودم خواستهام.
هوش مصنوعی: دل من بر دو کعبه (ملاک محبت و عشق) نقشهای زیبایی از وصال محبوبم را دیده است. چه نقش زیبایی که این بار به من دست داده است، همانطور که میخواستم.
هوش مصنوعی: ای دل، سر را بر زمین بگذار و موهایت را به آسمان بریز، زیرا آن ماهی که زیباییاش همچون کلاهی بر سر دارد، به من نزدیک شده است.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصال محبوب، به اندازهٔ باران اشک میریختم و در غم او تلاش میکردم، اما اکنون که به وصال نرسیدهام، در بارگاه او از حال خود سخن میگویم؛ چونکه این وضعیت و سرنوشت من اینگونه رقم خورده است.
هوش مصنوعی: چه بهانهای باید بیاورم که بتوانم زبانم را باز کنم و سخن بگویم، مثل بلبل که فقط به خاطر گلهای زیبا و بدون خار آواز میخواند، اما اکنون اوضاع طوری است که من خواستهام.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر این وجود دارد که عیسی، که جان را پرورش میدهد، دوای بیماری روحی من است و این حالت برای من به گونهای است که میخواهم.
هوش مصنوعی: خاقانی درخواست میکند که او را بنوشانند و کاری کنند که آب برایش آماده شود، به این خاطر که این کار به اندازهای برای او مهم است که او به دنبال آن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.