رضا تبار در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
معنی ابیات:
1-خلوت گزیده(کسی که از هر آنچه غیر از خدا هست بریده و در درون خود تمرکز کرده تا انوار الهی را مشاهده کند) چه نیازی به تماشای بیرون خود دارد؟!،
- وقتی کوی دوست(مقام مشاهده انوار الهی)هست دیگر چه نیازی به باغ و بستان است؟
2-ای جان(عزیز)از آنجایی که تو محتاج(نیازمند) خدا هستی،
- یک لحضه سوال کن خواسته و نیاز ما چیست؟
3-ای صاحب نیکی و زیبایی( خداوند / ولله الاسما الحسنی...) ما در آتش اشتیاق تو سوختیم،
- آخر یکبار هم از (عاشق نیازمند ) خود سوال کن که چه نیازی داری؟
4-ما صاحب(دارنده / مالک) نیاز از تو هستیم ولی قدرت سوال کردن نداریم،
- در پیشگاه (حضور)بخشنده چه نیازی به اظهار نیاز است؟ (ریرا خداوند نا گفته می بخشد و همه نیازها را برآورده می کند .بنابراین نیازی به گفتن نیست)
5-اگر قصد هلاکت ما را داری(کنایه از سلطه خداوند بر جانها)نیازی به مقدمه چینی نیست،
- چرا که جان ما متعلق به تو است و صاحب لباس(خداوند صاحب جان)نیازی به تاراج لباس(جان)آن ندارد.
6-باطن نورانی و آگاه خداوند مانند جام جهان نماست(جامی که احوال خیر و شر عالم در آن معلوم است /علم او محیط بر همه چیز است/چیزی از او پنهان نیست)
- بنابراین چه نیازی به اظهار نیاز در حضور اوست؟
7-آن روزگار گذشت که منت کشتیبان( کنایه از جان)را می کشیدم،
- وقتی گوهر مقصود (حقیقت)را بدست آورده ام دیگر نیازی به دریا(کنایه از دنیا) ندارم.
-(وقتی گوهر حقیقت را یافته ام دیگر نیازی به کشتیبان(جان) برای عبور از دریا ( دنیا)ندارم.
8-ای مدعی(جان / نفس انسان که خود را رقیب خدا می داند و مدعی بقا و جاودانگی در دل انسان بجای خدا است)برو که دیگر من با تو کاری ندارم،
- وقتی من در محضر دوست (پیشگاه خداوند) هستم چه نیازی به دشمنان(نفس سرکش و هوی و هوس های نفس انس)است؟
9- ای عاشق الهی که نیازمند عنایت و توجهی(وصال) هستی ,
- وقتی خداوند وظیفه اش را می داند چه نیازی به اظهار است؟
10-حافظ سخن کوتاه کن که هنر(فضیلت و کمال)خودش را نشان خواهد داد(نیازی به خود نمایی نیست،
- با مدعیان(کسانی که جز خود همه را غیر حق می دانند)دعوا و جر و بحث چه فایده ای دارد.
غبار ره در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:
داستان اختلاف در معرفت فیل قبل از مثنوی شریف در حدیقه سنایی بزرگ و احیاء علوم الدین و مقابسات ابوحیان توحیدی آمده
چیزی که هست نقل همهٔ اینان دربردارنده برخورد کوران با پیل است
ولی مولانای جان طبق عادتش تعبد در نقل را کنار گذاشته و ارکان قصه را اصلاح می کند
کسی کور نیست، خانه تاریک است
یا نور کل نور
صادق جان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:
سیدعلی ساقی عزیز، بسیار لذت بردم از شرحت که دور از جانبداری و خودنمایی است. یک حقیقت و تعادلی درش هست که فکر را رشد میده. ای کاش می شد با افرادی مثل شما هر از چند گاهی دور هم (آنلاین) جمع شد و حافظ خواند.
صدرا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۳۲ - ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست:
محمد حسین نظیری نیشابوری، از شعرای قرن دهم و یازدهم است که در دربار ملکشاه گورکانی در هند شعر می سرود. به جهت تسلط او بر انواع شعر، او را پیامبر شعر فارسی لقب داده اند. بیت لطیف زیر از سرودهای اوست.
گل به خزان شکفته شد وین دل بسته وا نشد در بُن ناخن است نی بخت گره گشای را
درس ادیب اگر بود زمزمهٔ محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را
فرید هادی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
سلام وقت بخیر
وزن بیت فعولن فعولن فعولن فعولن هست
پایه اخر فعل نیست
کاوه kaveh.haghparast@gmail.com در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۹:
من دیوان ایرج رو کامل مطالعه کردم.
واقعا ذهن خلاق و بی نظیری داره..
مثنوی های ایرج از شاهکارهای ادبیات ایران هستن..
زهره و منوچهر
شاه و جام
و عارفنامه که شفاف ترین و رساترین افکار انتقادی ایرج رو به نمایش میذاره
عارفنامه با گذشت حدود یک قرن، هنوز بهترین و شیواترین اثر ادبی برای مقایسه ی گذشته و حال اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی جامعه ی ماست..
شرایطی رو که ایرج در یک قرن پیش توصیف میکنه و هنوز ما غرق در همان باتلاقیم..
به خوبی نشون میده که هیچ تغییری نکردیم..
از لحاظ انحطاط اخلاقی و اجتماعی اوضاع ما بسا نابسامان تر شده..
و چه زیبا گفت:
تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست
امیدی جز به سردار سپه نیست
همان که پس از او اخوان گفت:
کاوه ایی پیدا نخواهد شد امید
کاش اسکندری پیدا شود
سفید در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » مردمفریب:
گفتم که بعد از آن همه دلها که سوختی
کس میخورد فریب تو؟ گفتا هنوز هم!...
علیرضا محمدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۳ در پاسخ به میر ذبیح الله تاتار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
عراق منظورش کشور عراق نیست بلکه عراق عحم یا بلاد جبل هست که از غرب ایران کرمانشاه شروع میشه تا نهایتش که مرکز ایران یعنی قم هست
مهدی صادقی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۸:
اقبال براندت که حکمت خوانی
سام ریزی hmrizi@yahoo.com در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
اگر همگان همدل باشیم که بزرگی حافظ در چندوجهی بودن شعر او و چیره دستی اش در بازی با واژه ها است، و اگر بپذیریم که یک بیت یا مصرع را نمی توان از دل یک غزل بیرون کشید و آن را به تنهایی و جدا از کل متن واکاوی کرد، همان گونه که مثلا چنین کاری را نمی توان با نمایی یا سکانسی از یک فیلم یا فصلی یا بخشی از یک رمان کرد، آنگاه می توان به برداشت و فهم درست تری از جهان بینی حافظ و شعر او دست یافت.
علی فتحی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۸ - ذکر شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه:
آخرهای پارگراف ۱
فماذا بعد الحق الا الضلال (انتهای آیهی ۳۲ سورهی یونس): پس از حق چه چیزی هست مگر گمراهی؟
علی فتحی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۶ - ذکر شیخ جعفر خلدی رحمةالله علیه:
دربارهی خط آخر:
شونیزیه محلی است در بغداد که مدفن بسیاری از بزرگان است. از جمله ابوالحسن سَرّی السَقَطی (سقط فروش: خُرده فروش) و جُنَید بغدادی (خواهرزادهی سقطی)
مهدی ابراهیمی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:
"{(ای) جُرعه نوشِ مجلسِ جَم}، [سینه پاک دار]
{[کآیینه(ایست.)] جامِ جهان بین.}، [که آه، ازو]"
______
[آینه دانی که تاب آه ندارد]
.
.
" ای جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم سینه پاک دار"
_____
خواجه خود عینِ آینه است. وا میدارد مان که آهسته گام برداریم، بایستیم. و در او درنگ کُنیم. او در مصرعِ نُخُست حرفِ(ای) را به میان کَشیده، حرفی که میلِ به گذشتن دارد و ناچار رو گردانی نیوشنده نیز هم. حال آن مصرع در خوانش پی در پی و مُدام افتاده، و رفتنی به قلم کَشیده شده است!
____
(ای جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم سینه پاک دار) پنداری که او چو رودی مُدام جانِ جام را جُرعه جُرعه می کَشد. و در مصرعِ بعد آن جا که حرفِ آینه است، آهنگِ حروف و کلمات میایستند. و خود را در او میپایند، و اندر صفایِ مِی و جام، صافیّ و غشِ خود میبینند. و از قدیم این مَثَل بر زبانِ میخواران بوده که: (مستیّ و راستی) که خود ایهامی ظریف دارد، و منظور باطن است، ولی آن جامِ کاری تنهایّ و پهلویی بر این جانِ نابکار زده است و زیادتِ در آن، رفتنِ کم مایگان را کژ و مژ میکُند، که نوشش باد. آری آن چنان که ما در برابرِ آیینه، در و میایستیم، خواجه نیز ایستی در ( کآیینهایست.) آورد و هم چنان در مصرعِ دویّم آهنگِ حروف و کلمات با درنگ و تأنی و متانت و پایداریّ و ثباتِ قَدَم به پیش میروند و برقرارند، و بر دوام هم اینک نَظَری بازید:
"کآیینهایست. جامِ جهان بین. که آه، ازو."
آری همه ایست است و سکون. و انگار دران همه ناراستیها و نیز غَشها پیدا و هویدا باشد. که آه ازو. و جانِ آینه به نمود ز آهِ خواجهی ما، همه مُکَدَّری! که جایِ دست کَشیدن دارد.
جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم، بماند برایِ بعد، که خواجه به ایهام است از این قومِ ماندهی ریاکارِ نابکارِ سَتَرون که به (ای) خطابش کرد که ارثی چنین و چنان به ما ز کَسانی چو جَم رسیده است. سینه پاک دار!
.
.
"جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز/ باطل درین خیال که اکسیر میکُنند"
___
"روزگاریست که دِل چهرهی مقصود ندید/ ساقیا آن قدحِ آینه کردار بیار"
البت بلا نسبت و دور از جنابِ شما.
ف ب در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
درود بر همگی.
ممکنه در رابطه با معنا و مفهوم بیت ۵ من رو راهنمایی کنین؟ ممنون میشم.
اسیر تهرانی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۹ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
شعر مورد نظر متعلق به علیتراب جهرمیست.
اسیر تهرانی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۷ در پاسخ به حسن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
در حقیقت زندهیاد فریدون مشیری شاعر این شعر نیست بلکه به درخواست زندهیاد استاد شجریان شعر علیتراب جهرمی، شاعر دورهی قاجاریه (متولد ۱۳۶۲ هجری شمسی) را تغییر داده است.
احمد خنیفر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:
یک نقطه عطف خاص و عجیب در زندگی عرفا وجود دارد، نقطه ای شگفت انگیز که از آنها انسانهایی فرا زمینی و ماورایی خواهد ساخت ، از آن پس یک عارف یا درویش حال عجیبی پیدا میکند و همه گذشته های دیده و شنیده را هیچ و پوچ می انگارند
امین عسکری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به merce دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
عالی،احسنت
امین عسکری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به سید پوریا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سعدی کوتاهی کرده،شما بهتر می فهمید
عاشق آدم نیست که بخوابه؟میگه هنوز یه شب بیدار نماندی ببینی چقدر سخته و به اندازه یک سال طول میکشه
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸: