گنجور

حاشیه‌ها

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

No pain!,No gain

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

عالم بدون عمل به چه ماند ؟

به زنبور بی عسل!

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

... Life is truly dark; Unless it is passion, and passion is always blind unless it is knowledge, and knowledge is always useless; Unless it is work, and work is always empty, unless it is love. If you are not able to mix your work with love, and constantly carry the burden of a task reluctantly, then stop working; For he who reluctantly puts dough in the oven is a bitter bread that satisfies man only half full. The work is the embodiment of love!

جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر و دیوانه !

بدون علاقه نمیشود به چیزی گرایش پیدا کرد ؛ 

فقط با عشق میتوان تلاش و همت بی حد خود را صرف آن چیز کرد .

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

The fish is silent in the water and Charpa roars on the ground and the bird sings in the sky. Man, but the darkness of the sea and the roar of the earth and the music of the sky.

-رابیندر انات تاگور.

انسان همه چیز را در خود دارد ... مجموعه ای از هست و نیست ... شاید چون وجودی از خدا را در بر دارد !

عشق هم شایسته هر کسی نبود حتما !!!

از شبنم عشق خاک آدم گل شد 

صد فتنه و شور در جهان حاصل شد 

سر نشتر عشق بر رگ روح زدند 

یک قطره فرو چکید و نامش دل شد 

 

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

تو آیینه جمال اویی و آیینه تو همه جهان است

...

یاد جزء صحیح در ریاضیات افتادم !

همه چیز را هر چه قدر هم که باشد به یک عدد صحیح در بازه دو عدد متوالی و کوچکترین ش باز می‌گرداند !

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

راه عشق او که اکسیر بلاست

محو در محو و فنا اندر بلاست

گر بقا خواهی فنا شو کز فنا 

کم‌ترین چیزی که می‌زاید،بقاست

-------

هر دل که ز خویشتن فنا گردد

شایسته قرب پادشا گردد

-------

فنا گشتن، دل از جان برگرفتن

همه انداختن،آنبرگرفتن

--------

عطّار، مست عشقی از عشق چند لافی

گرطالبی فنا شو، مطلوب بس عیان است

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

...در عشق فنا و محو و مستی سرمایه عمر جاودان است...

مقام فنا در عشق ...

عشق زندگی را ویران می‌کند یا آباد ... ؟؟؟!

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت 

خانه ات آباد که این ویرانه بوی گل گرفت 

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:

به علاوه نادر ، مهناز ، مهدی کاظمی ، رضا ساقی ... . 

گفتم نگویم و شرمنده شوم بد است !

ذکر نام این چند بزرگوار را دریغ نکردم !

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:

یادم رفت بگویم به دوستان عزیز!

دکتر آذرخش مکری در مورد خوشبختی و عقل و احساس و ... در کل در مورد واژگان هر روزه ای که بر زبان مان به هر دلیلی میچرخد سخنانی قابل عرض کرده اند و گوش دادن آنها خالی از لطف نخواهد بود ... 

ایشان یک روان درمان ٫ پزشک قابلی هستند .

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ ، از یمن ... 

 

 

آواز گنجشک .

صدای گهگداری این خودروها .

سکوت ... 

آوازی ست اینجا ...

شب است ولی روز یا روز است ولی شب !

آری ...

از شب تا صبح دعایی ست مرا ... بی نماز هم نامت چرا بر زبان است جانا ؟

*محمدرضا * در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

قطره با دریا شدن، یک ذره خاک با زمین شدن و انسان با خدا شدن (وصل به خدا شدن) جاودانه می‌شود.. اتصال به کمال لایتناهی راز جاودانگیست.. که اگر چنین نباشد چه فرقیست میان او با مگسی که بودنش را نه کسی دید و نه از رفتنش باخبر شد!؟

 

 

*محمدرضا * در ‫۴ سال قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲:

چرخ فلک...

جالبه که حکیم قبل از گالیله پی به گرد بودن زمین و حرکت زمین به دور خورشید برده بودن ولی به اسم گالیله تموم میشه..

هاله نوحی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم:

سلام قولا من رب رحیم

بهترین پاسخ به قشری گرایان و ظاهربینانی چون آقایان ایکس و ایگرگ که درین حواشی به خیال خام خود ایراد بر مولانا گرفته و سهو سخن او را دریافته‌اند، الحق که همین مصرع خود اوست، که "هرکسی از ظن خود شد یار من"

ضمنا جناب محمد حافظ هم توجه داشته باشد که غامض صحیح است و نه غامظ، که از بهره فراوان وی از علم قرآن بنا به مدعای خودش، چنین خطایی جدا استبعاد دارد.

والسلام

علی ج در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۹ در پاسخ به فرخ مردان دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

اگر بعد پنج‌سال هنوزم براتون سواله، واماندگی اندر پس دیوار طبیعت اشاره به محدودیتای دنیای مادی و طبیعت داره، استعاره از محدودیت‌های این دنیاست. فعل مصرع دوم هم «هشتن» از گذاشتن و اینجا از بستن میاد. سعید نوشته: معنی شعر،کسی که در دنیا ناتوان است و بهره ای ندارد ،چرا انتظار دارد از در بهشت وارد شود،از دنیا مانده واز بهشت رانده

دکتر محمدحسین بهاری در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به دکتر محمدحسین بهاری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

جا‌ی‌باش = اهل 

دیدآوری = توجه 

آرِش = مینا = چم = معنا

 

 

دکتر محمدحسین بهاری در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۶ در پاسخ به سیاوش مرتضوی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

درود دوست گرامی.

جای دارد که آنان که جای‌باش دل هستند، در ب‌کارگیری واژگان نازک‌بین بوده و دیدآوری کنند.

واژه کنکاش با آرِش مشورت، نباید در جای واژه کاوش ب‌کار رود.

تن‌درست و شاد بمانی، مانا و آزاد

 

 

 

ناپیدا در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ در پاسخ به Malayeri malayerimahnaz@yahoo.com دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

درود گرامی

عطار در این غزل مقام انسان رو شرح داده.

سوال شما : در بیت ۱۱ خطاب به انسان میگوید از وجود توست که آخرت و این جهان شکل گرفت ( این دنیا و آن دنیا )و از رفتار و اعمال توست که بهشت و جهنمی شکل گرفته 

در واقع بر اساس آزادی انسان و اختیار او و ویژگی هایش خداوند جهنمی و بهشتی و آخرتی خلق کرده ...

در بیت بعدی هم که میگوید خداوند روح انسان را از نور خود لبریز کرد و فرشتگان هم بر انسان سجده کردند پس تو هستی که معشوق اصلی هستی و دنیا از برای تو میچرخد ... 

پیامبر نیز به راهنمایی و کمک انسان ها بسیار بوده نمونه اش : لعلک به اخع نفسک الا یکونو مومنون 

و از اینکه برخی ایمان نمی‌آورند شاید که از شدت اندوه جانت را از دست بدهی ... 

حال که پیامبر اینگونه عشق داشته خدا چه عشقی به انسان ها دارد ... و البته که عشق را تنها خدا به انسان داد ... 

هیچ کس از این عشق بی بهره نیست ...

راستی که این عشق اصلا چیست ؟!

کسی عاشقی را دیده است ؟؟

 

Malayeri malayerimahnaz@yahoo.com در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

مفهوم بیت ۱۱ و ۱۲ رو لطفا میفرمایید 🙏🏼

در سکوت در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

داود رهبری در ‫۴ سال قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:

درود بر همه ی دوستان . 

در بیت ششم که می‌فرماید : 

موسی طور عشقم در وادی تمنا .

 

در یکی از لغت نامه ها همین مصرع بیت ششم در آخرین کلمه ، از واژه ی 《 تجلی 》 سخن گفته اند نه 《 تمنا 》

و زمانی که خوب به معنای بیت نگاه می‌کنیم،  متوجه می‌شویم که 《 موسی 》 در کوه 《 طور 》 به جانب پروردگار خود ، در خواست می‌کند که خود را بر موسی 《 متجلی 》 کند . 

حالا سوالی که اینجا است این مطلب خواهد بود که : واژه ی 《 تجلی 》صحیح تر است یا واژه ی 《 تمنا 》

به نظر حقیر با توصیف بالا ، قطعا باید واژه ی 《 تجلی 》 صحیح تر باشد تا 《 تمنا 》 

با تشکر :  رهبری  

۱
۱۴۳۵
۱۴۳۶
۱۴۳۷
۱۴۳۸
۱۴۳۹
۵۷۲۹