احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۹:
توخه، ایزدبانوی ثروت و نیکبختی در اساطیر یونانی، معادل فورتونا در اساطیر رومی است. ضرب المثلی ایتالیایی به این شکل داریم:
La [dea] fortuna è cieca
[ایزدبانوی] نیکبختی کور است.
رضا هادی پور در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸:
تو بعضی کتابها "بزد راست بر چشم اسفندیار* سیه شد جهان پیش آن نامدار" اومده.
نظر اساتید ادب فارسی مهمه اما به نظر این حقیر همینی که بالا نوشتم قشنگتره
در ضمن یه بیت دیگه اش هم "بدانسان که سیمرغ فرموده بود" در جاهای دیگه خوندم نه " برآنسان...."
رضا هادی پور در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۸:
هر وقت این بیت رو با خودم زمزمه میکنم یه حس خاصی بهم میده:
سر انجمن پور دستان کجاست
که دارد زمانه بدو پشت راست
احساسی که از این بیت میکنم فوق العاده است! واقعا فردوسی استاد حماسه است
سعید کف در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶:
چقدر زیباست این بیت!
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۸:
سبیکه: تکۀ سیم یا زر که آن را گداخته و در قالب ریخته باشند؛ شمش؛ شوشۀ زر و سیم.
در اینجا شاید اشتباه تایپی باشد.
برگ بی برگی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۲ در پاسخ به یکی (ودیگر هیچ) دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
درود فراوان و سپاس که این کمترین را شایسته لطفِ خود می دانید، نکته سنجی های شما علیرغم گزیده گویی چونان دُر ارزشمند و راهگشا هستند ، پایدار باشید
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۸:
مولوی: نوعی کلاه دراز یا عمامه کوچک.
مسامات . [ م َ سام ْ ما ] (ع اِ) ج ِ مَسام ّ. جج ِ مَسم ّ. منفذها و سوراخهای کوچکی که در بدن واقعندو عرق و بخار از آنها خارج میگردد. (ناظم الاطباء). سوراخهای باریک پوست بدن . رجوع به مسام و مسم شود.
ویلهم دوم، امپراطور آلمان
جوکی: درویش و مرتاض هندی
وردار و ورمال . [ وَ دا رُ وَرْ ] (نف مرکب ) در تداول ، کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد. مال مردم خور. (فرهنگ فارسی معین)
مولیتر: مسیو لامبر مولیتر تبعه بلژیک، ریاست کل گمرکات
هنسنس: مستشار بلژیکی و رییس خزانه.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۶:
کالژ، فاکولته: دانشگاه، دانشسرا
چادر فاق: احتمالا به معنی چادر درزدار.
Mahmood Shams در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۹:
با سلام و احترام بیت دوم مصرع اول آن سر کوی باید درست باشه که نه آن سگ کوی ! لطفا اصلاح بفرمایید با سپاس
دکتر امین لو در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۳۸:
خانم مینا نوشته اند که در مصرع چهارم کلمه 《جان》 جا افتاده است با اضافه کردن جان هم وزن آن مصرع با مصرع های دیگر ناهمگون می شود و هم معنی شعر مختل می گردد. این دوبیتی یک رباعی است و وزن رباعی همیشه در بحر هزج اخرب یعنی 《مفعول مفاعیل مفاعیل فعل》 است با اضافه کردن جان به مصرع چهارم وزن شعر به صورت 《فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن》 یعنی بحر رمل در می آید که با سه مصرع دیگر ناهمگون می گردد در عین حال از وزن رباعی خارج می شود. بنابراین مصرع مزبور همانگونه که در گنجور است صحیح است .
یاد آور شوم در مصرع اول کلمه منقلب را با سکون حرف لام و حرف ب را مکسور باید بخوانیم تا وزن مصرع مزبور با دیگر مصرع ها یکسان و در قالب وزن رباعی باشد. چنین تغییراتی در بعضی اشعار اتفاق می افتد و قابل اغماض است
احسان حمیدی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۱۳ - ایضاً:
وزن شعر فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن هست.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
تحاشی: دوری کردن.
تغیر: برآشفتن، پرخاش.
تشدد: سختی کردن.
لیفه: جای بند یا کش در کمر شلوار.
پاچین: دامن زنانه چین دار
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
الپر: زرنگ، زیرک، متقلب.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
نشمیدن: عیش و نوش کردن
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
شیوه زن: در تداول عامه ، شیوه زننده. اهل فرقه. کسی که دارای عادتهای زشت و ناپسند اخلاقی است.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
مِترِس، از فرانسوی، به معنی معشوقه.
maîtresse
فرخ مردان در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶:
انوشه که کردید گوهر پدید
درود از شما خود بدین سان سزید
مصرع دوم یعنی درود بمعنای پیام. فریدون به ریشخند میگوید که چنین پیامی هم واقعا شایسته شخضیت شما بود
ابراهیم ازبک در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره:
می فرماید من همچون کوه طورم که خداوند اراده فرمود و خود را بدو نمایاند، از آن تجلیات الهی در حیرت بوده و بانگ مولانا از سرچشمهی ذات باری تعالی است
توکل در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
حافظ خیلی زیبا در مصراع سوم میگوید معشوق چشمان بزرگی داشت که عربده می زد و همه را جذب می کرد همه نگاهش میکردند اما لبانش کوچک بود شکل غنچه و بوسه داشت .افسوس را اگر تلفظ کنیم دهان حالت غنچه می گیرد و لب حالت بوسه می گیرد .و امروز هم می گویند بگو هلو تا لبانت حالت غنچه شود اما حافظ میگوید افسوس که هم حالت غنچه بودن لب را نشان دهد هم حالت بوسه و هم ناراحتی و افسوس زا به همراه داشته باشد لب حالت بوسه داشته باشد و نتوانی ببوسی افسوس میخوری که نمی توانی ببوسی یا خود معشوق افسوس می خورد که لبانش حالت بوسه گرفته و یار در کنارش نیست او را ببوسد و این مصراع نشان می دهد در زمان حافظ هم مثل الان چشم درشت و لب و دهان کوچک و لب نازک و غنچه ای نشانه زیبایی زنان بوده و دلربا بوده حالا شما تو خیال خودت فرض کن معشوقه ای زیبا رو را ببینی با زلف های باز و پریشان و لباسش هم باز و عرق کرده و چشمان درشت و لب های غنچه ایش هم خندان باشه و همه یک طرف مست هم باشه
رومینا در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷: