Jahad۱۰۰z در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:
فی الوکنات که گفته شده صحیح هستش.
وکنات,جمع سالمِ کلمه ی وکنت به معنای لانه هستش.
سعدی در بیت آخر میگه که اگر این فراقنامه رو برای پرندگان هم بخونم اونها در لانه هایشان, شیون و زاری میکنن!
رحیم غلامی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته:
ماه من، شاهد آفاقی و معشوق منی
شمع هر جمعی و سر حلقه ی هر انجمنی
من سر کوی تو یک جا وطنم گشت و تو خود
چون دل من همه جایی و پریشان وطنی
لب لعل تو که تشنه است به خون دل من
نمکیده است ز پُستان مُروت لَبنی
یوسف وقتی و از مصر عزیزان ترسم
نفرستند به کنعان حزین، پیرهنی
نگذرد شاهد ما بر شکرستان وفا
«شهریارا» همه گر طوطی شیرین سخنی
سلام چرا این شعر در گنجور نیست؟
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۷:
جانی که به راه عشق تو در خطر است
بس دیده ز جاهلی بر او نوحهگر است
منظور مولانا باتوجه به نوحه گرست به شهادت و سینه زنی وعزاداری کردن برای شهیدان است که چون شهادت سعادت و شهید را همیشه زنده میدانیم جز غرور وافتخار( نوحه )بر آنها را جهل میداند و دراینجا متذکر اختلاف زیاد خواننده از درک معانی میشویم که صد دیده زجاهلی بر او را گاها واشتباه جاهلی او و متضاد معنی نمایند ولی میتوان با تغییرات جزئی معانی زیبایی حاصل نمود مثال اینجا میتوان مصرع اول را کنایه محسوب نمود چرا که اگر ما تنها ذره ای از عظمت خداوند را درک کنیم وجود حق از خورشید هم روشن ترست و برای انسان هشیار چنان معشوقی رقیب و همتا و دشمنی ندارد و عشقی چنین یگانه چگونه میتواند جانی را به خطر
اندازد
علی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - دریغا کو مسلمانی:
در مورد بیت : ز شرعست این نه از تنتان درون جانتان روشن ز خورشیدست نز چرخست جرم ماه نورانی
این طور برداشت میشه که شاعر معتقد بوده که دلیل نورانی بودن ماه تابش خورشد است.
امیر اصغری در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۲ - در صفت خزان و مدح امیر ابوالمظفرنصر بن سبکتگین برادر سلطان محمود گوید:
چو می بگونه یاقوت شد، هوا بستد... صحیح این است.
احمد جواد نذیری (آرین) در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۸۳:
شبی آیم به سویت ای نگار آهسته آهسته
شب دور از غم این روزگار آهسته آهسته
توی شادخت شعر حافظ و سعدی شیرازی
بخوانم تا سحر از تو نگار آهسته آهسته
دم صبح گر ببینم یک نظر زیبایی رویت
فدای تو شوم سر تا به پای آهسته آهسته
به روی ماه تو دل دادن است یک تحفه ناچیز
بیا جانم بگیر ، أما نگار آهسته آهسته
(آرین نذیری)
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
به نام او
سوختم چون بوی برناید ز من
وآتش غم روی ننماید ز من
در آتش عشق او سوخته ام بطوریکه وقتی به من می نگری این دل سوختگی از چهرهء من نمایان است.از دیدن شدت بیچارگی و جگر سوختگی من آتش غم از من روی گردان می گردد.(یعنی دلش به حال من می سوزد و از من درمیگذرد)
من ز عشق آراستم بازارها
عشق بازاری نیاراید ز من
من با عشق خود عشق به او را رونق و بازاری بخشیدم ولی او به من و عشق من اعتباری و اعتنایی نمی کند.
تا نیارم زر رخ از لعل اشک
دل ز محنتها نیاساید ز من
تا از زیادی اشک و آه روی سرخ من به زردی نرسد
(زر با تشدید *ر *و کسره)دل من از دردها و رنجی که من از روی خودخواهی و نادانی به او تحمیل کرده ام آسوده نخواهد شد.
ای خیال یار در خورد آمدی
بیتو دانی هیچ نگشاید ز من
ای آنکه شایستهء آن بودی که یار در خیال بر تو ظاهر گردد اگر تو را نفهمم و نشناسم هیچ چیز در زندگی نفهمیده ام و در جهالت بوده ام.
گر نگیرم دربرت عذر است از آنک
بوی بیماری همی آید ز من
اگر نتوانم به شناخت تو دست یابم عذر مرا بپذیر زیرا که من گرفتار بیماری های ذهنی بوده ام و توانایی تشخیص درست نداشته ام.(در فلسفهء عرفانی ما همهء انسان ها در بیماری های خودشیفتگی و منیت گرفتارند تا آن هنگام که طبیب واقعی را می یابند و این طبیب است که او را با اسلام راستین آشنا می گرداند و از منیت ها و ظواهر می رهاند. )
دست بر سر زانم از دست اجل
تا کلاه عمر نرباید ز من
حسرت روز های عمر را می خورم که در بی اطلاعی به باد فنا سپردم و اکنون اجل نزدیک است و از آن می ترسم قبل از آنکه حقیقت را دریابم اجل مهلت ندهد و وقت به پایان آید.
پریا رمضانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
ببت پنجم به این صورت است:
ای ز نظر گشته نهان، ...
محمود زارعی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
با سلام خدمت دوستان عزیز
در بیت دوم من مصرع دوم من دو معنا برداشت می کنم
در هر دو مورد از یک گزینش سخن گفته می شود
1 گزینش فردی پاک دل و خالص از میان اهل عالم
2 گزینش پاکدلی و خلوص از امیختن با اهل عالم
ایا برداشت این حقیر از بیت مربوط را صحیح می دانید
یا حق
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
● هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش ـ «مولانا»
ــــــــــــــــــ
▣ گاهی بر پِهِن
گاهی بر شکوفه
یک مگس ـ «؟»
✓ به نظر با یک نگاهِ بیرونی طرف هستیم ؛ یک نگاهِ غیرتعبیرگرایانه ؛ یک نگاهِ غیرِ ذهنی .
✓ صحبت از «حرکتِ» یک مگس است ، حرکتی که در آن شاید یک نوع سرگردانی و شاید هم یک نوع ولگردی مُندرج باشد .
✓ گویا نگاهِ راوی بیش تر از آن که به حرکتِ مگس بیندیشد به مکان هایِ آمد و شد مگس می اندیشد ؛ به پِهِن ، به شکوفه .
✓ مبدأ سخن راوی پِهِِن است و مقصدِ سخنِ او مگس . انگار یک خویشاوندی و قرابتی بین مبدأ و مقصد سخن او برقرار است و شکوفه یک عامل و یا یک مکان فاصله انداز میان این دو به شمار می آید ؛ به قول مولانا : هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش . و یا از منظری دیگر عباس صفاری سروده است که : دور دنیا هم که چرخیده باشی باز دور خودت چرخیده ای .
✓ گویا شکوفه به وسیلهٔ پِهِن و مگس محاصره شده است .
✓ مکان هایِ آمد و شد مگس حکایت از انتخاب های دو قطبی و دو سویهٔ مگس دارند ؛ پِهِن به عنوان مکانی نامُنزه و شکوفه به عنوان مکانی مُنزه و آبرومند .
✓ گویا این حرکتِ مگس است که باعث شده است پِهِن با شکوفه ، دست کم در سطح کلام ، همنشین یا همجوار شود .
✓ آیا این مکان است که اعتبار دارد یا اعتبار با کسی است که مکان را انتخاب کرده است ؟ آیا شکوفه برای لحظاتی به اعتبار مگس افزوده است ؟ آیا شکوفه ، موجبِ فخرِ مگس شده است؟ آیا پِهِن برای لحظاتی از مگس بودن مگس کاسته و او را مگس تر نشان داده است ؟ آیا مگس از شکوفگی شکوفه چیزی ربوده است ؟ آیا مگس مزاحم شکوفه است ؟ آیا مگس باعث شده است پهن ، پِهِن تر به نظر بیاید ؟
✓ آیا به همان اندازه که مگس با پِهِن به سر می بَرَد با شکوفه نیز به سر می بَرَد ؟
✓ با توجه به این که سخن از یک مگس است ، آیا قصدِ راوی به رخ کشیدنِ تنهایی مگس در این حرکت است ؟
✓ مارسل پروست می گوید سفر راستین برای کشف کردن ، رفتن به مکانهای تازه نیست ، بلکه یافتن نگاهی تازه است .
✓ مؤدب میرعلایی در یکی از ترجمه هایش از روبرتو خواروز می نویسد : رازِ راه نه در فرعیهایش،/ نه آغازِ مشکوک/ و پایانِ تردیدآمیزش،/ که در طنزگزنده دو طرفههایش است... . با توجه به این ترجمه ، گویا پِهِن و شکوفه ، طنز گزندهٔ دو طرفهٔ سفرِ مگس است.
احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه ـ دوم خرداد 1398
پیوند به وبگاه بیرونی
مصیب مهرآشیان مسکنی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » چهارپارهها » کسری و دهقان:
در کتاب های درسی ما خود ملک الشعرا مرد حریص را که واقعا نقصان شعر بوده اصلاح نموده بود و چنین آمده بود
شاه کسری به مرد دهقان گفت
که چرا حرص میزنی چندین
پایه های تو بر لب گور است
تو کنون جوز میکنی بزمین
دلی در گذر تاریخ چون شاهنشاهی فرو ریخت باز جهت خوش باشی سراغ کاغذ باطله های بداهه رفته اند که این عمل اهانت به شاعر است مثل اینکه بداهه نقص دار مرا کسی از عمد بر اصلاحیه ان ترجیح دهد اشاعه بد اموزی است والا هیچ نکته قوتی به جمهوری اسلامی و یا انگیزه ای به نظام پادشاهی نمیگردد.
وکیل در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:
سلام خدمت دوستان ... درست این بیت همان (طریقت )است و( عبادت) به مرور زمان با توجه به نقل مردمجامعه مشهور شده است ... زیرا در زمان سعدی و قبل از آن هم عده زیادی که آنها را صاحب طریقت مینامیدند (صوفی مسلک و ...) دلقی داشتند و تسبیح و سجاده و.. و کارشان دور زدن در معابر و دریوزگی و گدایی و ارتزاق از هدایای دیگران بوده است (شبیه بودایی ها)، و در مقاطع تاریخی ، روز به روز هم طرفداران بیشتری پیدا میکرده اند ... یکی از ویژگی های این صاحبان طریقت، خار شمردن فعالیت و کسب روزی و تولید ثروت بوده است و خودشان رو فقرا مینامیدند و از هر کسب و کاری دوری میحوییدند و حتی آن را خلاف طریقت میدانستند ، این ایوئولوژی توسط سعدی علیه الرحمه مورد انتقاد قرار گرفته که (طریقت بجز خدمت خلق نیست .. به تسبیح و سجاده و دلق نیست ) ..اتفاقا در دیگر اشعار سعدی بسیار میتوان مواردی را پیدا کرد که تاکید بر عبادت و نخفتن و ذکر خدا گفتن پیدا کرد ...
مسعود ساسانینژاد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
مصراع اول را درک نمیکنم. اگر بو معنی بو بدهد این مصراع بی معنی میشود. آیا بو در اینحا به معنای آرزوست ؟؟؟
همینطور در بیت سوم مصراع اول آهنگ را درک نمیکنم. مفهوم مشخص است ولی آهنگ نه . اگر دوستی راهنمایی کند ممنون میشوم
علی امینی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
چه حال زیبایی دارند حضرت حافظ در تجهد و نماز شبانه و اینکه چه ملکوت زیبایی را می بینند ایشان.
خوش به سعادتشان
علی امینی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
جناب رجبعلی خیاط که در مکاشفه ای با حضرت حافظ ملاقاتی داشتند فرمودند، این شعر در رابطه با حضرت عباس ع است.
البته بنظرم حضرت حافظ که خود اهل کشف و شهود بوده اند چنین بیان شیرین و رسائی را در ملکوت ملاقات با آن حضرت سروده اند.
حمید ثانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
کمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانه ای به کف آخر زه گنج قارون بیش
یعنی اش به نظرم
به اون شناخت کنه ذات اقدس الهی هیچکس دست پیدا نخواهد کرد
لیک به قدر کف دستی شناخت, تو را غنی و معروفتر از قارون و ثروتش میکند
بی ریا نویسنده فلسفه عرفان وجودی لندن
.. در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۲:
فراختر ز فلک گشت سینهی تنگم
شرابخانهی عالم شدهاست سینهی من..
.. در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۸:
چون برق
میگریزی
چون باد
میربایی..
محمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:
انگشت وزیر و کَلّه سلطانی است
فردین در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم: