گنجور

حاشیه‌گذاری‌های حمیدرضا

حمیدرضا 🌐


حمیدرضا در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

واعظِ شَحنه شناس این عظمت گو ...

دکتر محمدرضا ضیاء در شرح صوتی این غزل (در دسترس ذیل شعر) اشاره می‌کنند که دربارهٔ این که ریشهٔ کلمهٔ «شحنه»، نحوهٔ تلفظ آن (به فتح یا کسر شین) و این که عربی است یا ترکی است بحث وجود دارد.

در این مورد این نوشته از کانال تلگرام نسخهٔ خطی جالب است:

💠 « شحنه » یا « شهنه » ؟! کدام درست است؟¹

#نسخه_خوانی

 [در واژۀ ] « شهنه » که در صفحۀ 48 ، ضمن قصیدۀ مشرق [مشرق طهرانی] آمده، «هاء هوّز» نه تنها غلط نیست، بلکه صحیح و صحیحِ صحیح است؛ زیرا [مقام و] منصبی است بسیار مهم به شخصی مورد اعتماد، [که] از طرف شاه داده می‌شده.
«شه» ، مخفّفِ «شاه» است و « نِهْ » ، مخفّفِ « نهادن » [که] لغت فارسیِ اصیلِ پدر-مادر‌دار است.
اگر [اشخاص] بیسواد یا نادانی، « حاء حطّی » یا به گفتۀ اینروزی‌ها [ امروزی‌ها با ] «حاء جیمی» نوشتند، که تازی [یا عربی] نمی‌شود. همچنانکه یک دوشیزۀ زیبای ایرانی را اگر عبا به سر و دوشش افکنند، سامی [ یعنی عرب] نمی‌شود.
بر فرض آنکه [حتی] هزار سال پیش هم، «شهنه» را «شحنه» نوشته‌باشند، لغت مال ماست. [ یعنی این واژه فارسی است].

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔸  نویسنده: خداویردی بن محمد ابراهیم خان قاجار، متخلص به «ادب».

📕  نسخۀ خطی تذکرۀ ایلخانیه ، به شمارۀ 8588 کتابخانۀ مجلس.

✍️ ¹- در همین خصوص، شاهدی از یک نسخۀ خطی دیگر نیز هست که بعدا تقدیم می‌شود.

@manuscript_ir

〰️🍃🌺

 

حمیدرضا در ‫۵ روز قبل، شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۳ در پاسخ به شعیب صبّار دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

اینجا را ببینید:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

حمیدرضا در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۹ در پاسخ به تنها دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

با درود، این ه کسره نیست. ه کسره در متون کهن سابقه ندارد و غلط جدیدی است. در نسخه‌های خطی اگر نگاه کنید زیر شعر می‌بینید که به همین شکل نوشته شده. «ده روزه» روی هم یک کلمه و صفت است برای مهر گردون یعنی مهرِ گردونِ ده‌روزه.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به Mojtaba Razaq zadeh دربارهٔ سعیدا » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱:

احتمالاً نسخه خطی مرجع افتادگی داشته یا ناخوانا بوده.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به Mojtaba Razaq zadeh دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

یعنی من بنده و فرمانبر شاه زمانه هستم. از این بیت به بعد مدح پادشاه است. «خسرو» در اینجا با «شیرین» در مصرع اول تناسب دارد. معشوق را «شیرین» زمانه دانسته (شیرین معشوقه خسرو پرویز) و متناسب با آن شاه همعصر خود را خسرو پرویز زمان.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۸ - فردوسی:

به نقل از کانال تلگرامی پرنیان هفت رنگ:

و له ایضا [کمال‌الدین اسمعیل]‌:

مــانند رُخـَـت گــل نبـُـود در گلشن

خورشید چو روی تو نباشد روشن

مژگانت همی گذر کنـد بــر جوشن

مــانند سنــان گیـو در جنـگ پشن 

▫️منبع: دستنویس شمارۀ FY.1203 کتابخانۀ دانشگاه استانبول، کتابت سدۀ ۹-۱۰ ق، برگ ۸۸ 

🔹 این رباعی پیشتر و در منابع قدیم‌تر از جمله مقدمه شاهنامه فلورانس و بهارستان جامی؛ ضمن یک داستان و مشاعره به چهار شاعر ( هر مصراع به نام یک شاعر ) منتسب شده است. عنصری:  «چون عارض تو ماه نباشد روشن» فرخی:  «همرنگ رخت گل نبود در گلشن» عسجدی:  «مژگانت همی کند گذر از جوشن» فردوسی:  «مانند سنان گیو در جنگ پشن»

  🔹 از آنجایی که ساختگی بودن این داستان و مشاعره چندان بعید نیست، احتمال دارد رباعی سروده شاعری بوده و شخص یا اشخاصی داستان مشاعره را برای آن ساخته‌اند.  

🔹 با توجه به اینکه رباعیات زیادی به دلیل اشتهار کمال به او نسبت داده‌ شده، انتساب این رباعی به کمال بعید به نظر می‌رسد و سندی جز منبع فوق ندارد.

مهدی‌دهقان

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ عطار » خسرونامه » بخش ۴ - در فضیلت امیرالمؤمنین عمر فاروق:

چرا خودتان ویرایش نمی‌کنید؟ این پیام آبی رنگی را که زمان حاشیه گذاشتن نمایش داده می‌شود هیچ وقت خوانده‌اید؟

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۹ در پاسخ به پوریا سجادی دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

گرفت خط، ...

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۱:

گر نور یقین با تو همراه شود ...

«نمی‌میره» و «نمی‌مانه» در این بیت و «می‌بینه» و «می‌دانه» در بیت بعد گویا اشاره به صورت گفتاری این کلمات است. با توجه به آن که قاسم انوار اشعار گیلگی و ترکی هم دارد گویا با توجه به این شاهد کلاً به تجربه در سرودن شعر به زبان محاوره و لهجه‌های محلی هم علاقمند بوده.

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:

نقل از کانال تلگرام استاد میرافضلی، این نوشته:

نسیم زنده رود و باغ کاران

به فریادم رسید ای غمگساران
مرا یادآورید ای شادخواران
خبرتان نیست ای مستان خوش‌خواب
ز چشم خیرۀ اخترشماران
به‌یکباره مرا مهجور کردید
بنامیزد زهی زنهارخواران
سرِ ادبار بر زانو نهادم
نشسته بر پلاس سوگواران
که آرَد رحمتی بر مستمندان
که ریزد جرعه‌ای بر خاکساران
فلانی را بپرسید و بگویید
که ای پشت و پناه دوستداران
حرامت باد و نوشت باد بی ما
نسیم زنده‌رود و باغِ کاران

شرف‌الدین شفروۀ اصفهانی
(سدۀ ششم هجری)

منبع: جُنگ اشعار شمارۀ ۵۳۱۹ کتابخانۀ ملک، سدۀ دهم ق، صفحۀ ۸۳۰
‏..
اشارۀ لازم: در متن دو اصلاح صورت گرفته است: در بیت سوم، کردی به کردید بدل شده و در بیت پنجم، خاک‌یاران به خاکساران. این غزل در دیوان شرف شفروه موجود نیست. باغِ کاران، یکی از باغ‌های قدیمی اصفهان در مجاورت زنده‌رود بوده است. بیت آخر غزل شفروه، یادآور این بیت حافظ است:

گرچه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد!
‏..

 

حمیدرضا در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۲:

استاد سعید سلیمانی در کانال تلگرامشان کاریز در این باره نوشته‌اند:

افیغومی، آغاپوسی...

غزلی‌ست از مولانا که ردیف آن کلمه‌ای یونانی‌ست:

بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی / بزن ای باد بر زلفش که ای زیبا اغا پوسی
گر این جایی گر آن جایی وگر آیی وگر نایی / همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغا پوسی
تا بیت آخر:
منم نادان تویی دانا تو باقی را بگو جانا / به گویایی افیغومی به ناگویا اغا پوسی

در متن‌های چاپی، شاید متاثر از وزن یا تداعی «اغا» ترکی یا مغولی، کلمه را به صورت «اغا پوسی» می‌نویسند منتهی صورت درست‌ترش «اغاپو سی» است: Αγαπώ σε
اگاپو (دوست دارم) سی (تو را)

در بیت آخر امّا مولانا کلمه دیگری هم افزوده است: افیغومی... که به احتمال زیاد، و نوع تبدیل گاما به غ در اغاپوسی، صورتی‌ست از αφηγούμαι افِگومِ، به معنیِ قاموسی: بیان می‌کنم، روایت می‌کنم.

جالب این که در نسخه چستربیتی، کاتب علامت زده و کلمه را در حاشیه، احتمالا در معنی رایج آن نزد یونانی‌زبانان قونیه، ترجمه کرده است: «می‌لافم» و خیلی هم خوب!
به گویایی افیغومی به ناگویا اغاپوسی: به گفتن، لاف عشق تو می‌زنم، به خاموشی، دوستت دارم... یا نظیر آن.

این که «اغاپوسی» را معنی نکرده احتمالا از آن روست که این ترکیب مشهور «دوستت دارم» به زبان‌های رایج منطقه، چنان که امروزه هم در مناطق مختلف، آشنا بوده است. مولانا جای دیگر هم دارد:
پویسی چَلَبی پویسی، ای پوسه اغا پوسی / بی نخوت و ناموسی این دم دلِ ما را جو...

تفاوت معنای عشق و دوستی در دو صورت آگاپه و فیلیا، صحنه جالبی در انجیل یونانی خلق کرده، در سخنی بین مسیح و پطرس، که جا دارد از آن جدا بنویسیم.

اگر در خاک بنهندم تویی دلدار و دلبندم / وگر بر چرخ آرندم از آن بالا اغا پوسی
اگر بالای کُه باشم چو رهبان عشق تو جویم / وگر در قعر دریاام در آن دریا اغا پوسی
بیا پهلوی من بنشین به رسم و عادت پیشین / بجنبان آن لب شیرین که مولانا اغا پوسی..

 

حمیدرضا در ‫۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۱ در پاسخ به بهمن کلانتری دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵ - ای شیراز:

با درود، بیت مزبور در صفحه ۱۳۹ از کتاب «شهر یار جلد چهارم» قابل مشاهده است:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

حمیدرضا در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

زلفت هزار دل به یکی تاره مو ...

متن تصحیح قزوینی، «تاره مو» ثبت کرده است. طبق توضیحات دکتر محمدرضا ضیاء در شرح این غزل عموم نسخ معتبر این کلمه را «تاره» و تعداد کمتری «تار» ثبت کرده‌اند.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

به نقل از شرح صوتی دکتر ضیاء و با استناد به منابعی که ایشان نقل می‌کنند با توجه به مناسبت این غزل (مصادف بودن عید فطر با آغاز بهار)، زمان سرودن این شعر یکی از سال‌های ۷۷۱ تا ۷۷۳ هجری قمری است.

 

حمیدرضا در ‫۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۶ در پاسخ به سید علیرضا علویان دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان:

با سپاس بابت ذکر این نکته، در کل وزن دوری مفعول فاعلاتن به صورت نظری می‌تواند با فرض تبدیل «ت مفا» به «تن فا» همه جا زیرمجموعه‌ای از وزن مدنظر جنابعالی باشد. اما این که شاعر وزنی نامطبوع و سخت‌خوان را بر وزنی خوشخوان و دوری آن هم با گنجاندن دو واو قبل از کلمهٔ «هم» که کاملاً بی‌معنی به نظر می‌رسد ترجیح داده باشد و تمام بیت‌های بعدی را سکته‌دار سروده باشد توجیه چندانی ندارد.

ناگفته نماند که در یکی از چاپهای دیوان خاقانی در نسکبان این واوها در متن ترجیح داده شده‌اند و در حاشیه به این تفاوت در نسخه‌ها اشاره شده اما در سه چاپ دیگر حتی اشاره‌ای هم به این واوها نشده (این و این و این).

همچنان که فرمودید قصیدهٔ انوری بر خلاف این شعر از همان آغاز و بدون نیاز به دستکاری و توجیه بر وزن مدنظر جنابعالی است.

روال گنجور هم وفاداری به نسخ چاپی مرجع است. از این جهت حتی اثبات نادرستی متن به گنجور مجوز تغییر آن را نمی‌دهد.

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۵ در پاسخ به حمیدرضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

حدیثِ مُدّعیان و خیالِ ...

ضمناً این بیت را از ابوالعباس ربنجنی از قدیم‌ترین شعرای پارسی‌گو در همین مضمون نقل می‌کنند:

 

زیغ‌بافان را با وشی‌بافان ننهند

طبل‌زن را ننشانند بر روذ نواز

 

متن شعر از اینجا نقل شده است.

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

حدیثِ مُدّعیان و خیالِ ...

به نقل از شرح صوتی دکتر ضیاء این بیت می‌تواند تحت تأثیر این بیت نظامی سروده شده باشد:

به قدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین » به قدر شغل خود باید زدن لاف ...

 

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

فقیهِ مدرسه دی مست بود و ...

طبق نقل دکتر ضیاء در شرح صوتی این غزل، این بیت می‌تواند تحت تأثیر این بیت سنایی سروده شده باشد:

دل به احکام دین سپردن به
باده خوردن ز وقف خوردن به

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی واحواله » بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید » دل به احکام دین سپردن به باده خوردن ز وقف خوردن به

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۵ در پاسخ به میر ذبیح الله تاتار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

دکتر ضیاء در شرح صوتی این غزل به همین نکته اشاره می‌کنند و می‌فرمایند که علاوه بر مطلعی که جنابعالی اشاره کردید (وصف حسن تو گفتنم هوس است ... قابل مطالعه در این نشانی) غزل دیگری در دیوان عماد فقیه کرمانی با همین وزن و قافیه وجود دارد که با این بیت شروع می‌شود: «با جوانان نشستنم هوس است - عهد پیران شکستنم هوس است» (قابل مطالعه در این نشانی).

البته ایشان معتقدند همهٔ این غزل‌ها در استقبال از یک بیت سنایی در حدیقه سروده شده‌اند:

مجلس وعظ رفتنت هوس است

مرگ همسایه واعظ تو بس است

 

 

حمیدرضا در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۱ در پاسخ به احمد احمدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

در صورتی که ظن شما نقل اشتباه متن در گنجور است این گمان صحیح نیست.‌ تصویر متن چاپی و یک نسخه خطی زیر شعر قابل مشاهده است و متن این مصرع در هر دو همین است. از این جهت پیشنهاد جنابعالی به نظر غیرمستند و بر اساس ذوق شخصی می‌رسد.

نمونه مشابه همین مورد در آثار دیگران دیده می‌شود و نشان می‌دهد که غیرمعمول نیست. نمونه از جامی:

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۰ » پری و آدمی قاصرند از جمالش ...

 

 

 

۱
۲
۳
۳۴