گنجور

حاشیه‌ها

گلنوش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۶:

لطفا اکه کسی میتونه این شعر رو معنی کنه چون من نتونستم متوجه معنی دقیق ابیات بشم

محسن در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

با سلام
اینکه از شعر چه برداشتی میشه بستگی به حال و هوای مخاطب داره و کسی رو هم نمیشه بخاطر حال و هواش مورد ملامت قرار داد.
البته خود حافظ میفرماید؛
در خرابات مغان نور خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری زکجا میبینم
حافظ یک غزل نیست که بشه مورد تحلیل قرار داد بلکه بینش و جهان بینی هستش که به مخاطب القا میکنه و شایدم غیر قابل بیان نباشه.
به هر حال سعی در نقادی کردن موجب به بیراهه رفتن و پافشاری در بیان عقیده غلط رو موجب میشه.

جلال غلامی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:

چه غم ار غواص را پاچیله نیست، درست تر بنظر میرسه
شما نوشته آید: چه غم از غواص را پاچیله نیست
لطفاً اصلاح کنید

جمال احمدی آیین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » ترکیبات » در رثاء جمیل صدقی‌الذهاوی:

این ترکیب بند بسیار فاخر و سوزناک را ملک‌الشعرا بهار در سوگ جمیل صدقی ذهاوی از ازادی خواهان و متجددان ساکن بعداد و از شاعران بزرگ عرب سروده است ذهاوی که در جشن هزاره‌ی فردوسی نیز شرکت داشت و بسی در این جشن با ملک‌الشعرا دوستی‌شان عمیق‌تر شده بود مورد توجه شرکت کنندگان آن جشن بود
جمیل صدقی ذهاوی اصالتاَ از کردهای فیلی بود و جزو اولین طرفداران حقوق زنان و از هواداران ترک حجاب زنان در حهان عرب بود نام خانوادگی او تلفظ دیگری از نام زهاب است. پدر و مادر او هر دو از کردهای منطقه‌ی ذهاب در استان کرمانشاه بودند. خود جمیل صدقی گفته‌است که دلیل نامگذاری آن‌ها به زهاوی به دلیل اقامت طولانی جد آن‌ها به نام ملا احمد در سرپل ذهاب بوده‌است. پدر جمیل به نام ملا محمد دهاوی نیز خود شاعر و فقیه بزرگی بود و زبان‌های کردی، فارسی، ترکی و عربی را به‌خوبی می‌دانست در جوانی نزد علمای بززگ دارالاحسان سنندج تحصیل کرده بود.. ملا محمد به فارسی و عربی شعر می‌سروده‌است و تخلص او در اشعار فارسی فیضی بوده‌است و به همین دلیل به ملا محمد فیضی مشهور شد. وی همچنین به عنوان یک فقیه به درجهٔ‌ی مفتی بزرگ بغداد رسید.
جمیل صدقی زهاوی در سال 1313 در هزاره فردوسی که در تهران و توس برگزار شد شرکت داشت. مثنوی زییایی به فارسی و با همان وزن شاهنامه خطاب به فردوسی سرود که مطلع آن این است
به فردوسی از من سلامی برید
پس از عرض حرمت پیامی برید ….
سر از خاک بردار و اینک ببین
چه شوری‌ست بهرت به روی زمین
جهانی برای تو گرد آمده
برای ثنای تو گرد امده ….
او پس از بازگشت به بغداد فوت کرد و داغ دیدار دوباره‌اش را بر دل ملک‌الشعرا گداشت
زهاوی در سراسر جهان عرب چهره‌ای شناخته شده‌است. او طرفدار حقوق زنان و از هواداران ترک حجاب بود
ضمناَ در متن شعر کلمه‌های زیر اصلاح شود
به جای ذهاوی کلمه‌ی طهاوی و به جای کیهان کلمه گیهان نوشته شده
.
این مصراع هم اصلاح شود
خشک ریش درد ماندی در دل از داغ غمش
که به غلط خشک پش نوشته شده است

علیرضاشجاعزاده در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:

سلام بر همگی عزیزان
بیت 4
همه کوچه های شیراز به دیدگان برفتم
به امید آنکه جایی قدمی نهاده باشی
من یه جا خوندم با تشکر

علیرضاشجاعزاده در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۸:

خدایا تورا شکر که در ملک سخن پارسیان حضرت سعدی را آفریدی
سلطان سخن سعدی

.. در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۹:

بگذر ز آفریده
بنگر در آفریدن..
بی گوشِ سر شنیدن
بی دیده ماه دیدن...

اسفندیار در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۳:

آقای بهرام مشیری تاریخدان و تحصیلکردۀ تاریخ هستن و و البته روشنفکر آزاده و آزادی خواه و وطن پرست؛ اما به هیچ وجه شاهنامه شناس و مصحح نبوده و نیستند و و صلاحیت علمی لازم را در این زمینه ندارند.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

سلام
این مصرع به همین شکل صحیح است:
سعدی چراغ می‌نکند در شب فراق
چراغ می نکند یعنی چراغ روشن نمی کند، چراغ تهیه نمی کند
تا مبادا در روشنایی متوجه شود که جز به دوست دارد نگاه می کند.
در واقع سعدی می خواهد با خیال دوست خوش باشد و نمی خواهد با رویارویی واقعیت این خیال باقی مانده هم از بین برود

افروز در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

آقای رضا همیشه از معنی و تفسیر خوب شما در پای اشعار حافظ استفاده میکنم، خواستم به این وسیله از شما تشکر کنم و براتون آرزوی توفیق روزافزون داشته باشم.

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:

بسیار زیبا حضرت حافظ موضوع تسلیم به قضا و قدر الهی و مقام رضا را برای وصال در قالب شعر بیان فرمودند اما متوجه نشدم مقایسه شیراز و اصفهان چه ارتباطی با مفهوم شعر دارد؟

داکتر حشمت حسینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۲۱:

رباعی بالا به شکل زیرین هم در جاهای مختلف خوانده شده:
خواهی که ترا رتبهٔ ابرار رسد
مپسند که کس را ز تو آزار رسد
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کاین هردو به وقت خویش ناچار رسد
والله اعلم بالصواب

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

حضرت حافظ چه زیبا بیان می کندراه خروج تقوا است و تلاش.
و با وجود مشکلات همچنان مصمم به رسیدن است.

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

حضرت حافظ در زمان سرودن این شعر شعفی دارد از رسیدن نسبی به آن چیزی که دنبال می کرده ،انگار پس از تلاش بسیار ، توبه کردن، نماز شب و ذکرهای سحرگاهان حالا که به وصال کمی رسیده راه رسیدن را هم بعد از وصال فراموش کرده ، شاید بدلیل لذتی که از بودن در این حس و لحظه در حال تجربه است و او را بسیار مشعوف کرده.

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۶:

حالتهای عرفانی حضرت حافظ پس از تجهد سحرگاه و نماز صبح و درخواست اشراق از خداوند ، نشان از طلب و تلاش ایشان در دیدن ملکوت دارد.

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:

رد پای امام محمد غزالی را در تفکر حافظ به خوبی می توان دید، که می فرمایند ساخته نشده ایم مگر برای رسیدن به کمال و سعادتمندی و راهی نیست جز معرفت خداوند و همانطور که خداوند فرموده تنها جن و انس را آفریدم برای عبادت و ذکر و بندگی که یگانه راه معرفت است ، اما این واسطه کیست که حضرت حافظ با او سخن می گوید؟
بنظر می رسد در زمان سرودن این شعر حضرت حافظ درکی از معرفت پیدا کرده یا لااقل می داند که دنبال چیست.

بیمان ندیمی فر در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸:

مصراع اول اشتباه تایپ شده است : "تا بُتِ من" درست است
تا بُتِ من قصد خرابات کرد
نفی مرا شاهدِ اثبات کرد

معین آهنگ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:

سلام دوستان
متن غزل رو از نسخه ای که تصحیح نشده در اینجا می آورم
که برای دوستداران حافظ و غزل پارسی خالی از لطف نیست
باشد که قبول افتد
نکته ی دلکش بگویم خال آن مه رو به بین
عقل و جان را بسته ی زنجیر آن گیسو به بین
عیب دل کردم که وحشی گرد و هر جایی مباش
گفت چشم نیم مست غنج آن آهو به بین
دلدارم صبا را بند بر گردن نهاد
با هواخواهان رهرو حیلت هندو به بین
زاهدان از آفتاب دلبر ما غافلند
ای ملامتگو خدارا رو مبین ورو به بین
حلقه زلفش تماشاخانه ی باد صباست
جان هر صاحبدلی را بسته ی آن مو به بین
از مراد شاه منصور ای فلک سر بر متاب
تیزی شمشیر بنگر قوت بازو به بین
حافظ ار در گوشه ی محراب می نالد رواست
ای نصیحت گو خدارا آن خم گیسو به بین

.. در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۲:

آن جو مراست جویان
و آن شهریار با من..

عباس بروجردی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۳ - در محبت روحانی:

چنان فتنه برحسن صورت نگار
که با حسن صورت ندارند کار
شیح اجل حضرت سعدی خواسته که بگوید اگرچه آثار خلق شده توسط خالق آثار موجب شگفتی و حیرت میشود ولی صاحبدلان آنچنان در خلق کننده ی اثار حیران و شگفت زده اند که هیچ توحهی به آثار خلق شده ندارند

۱
۲۶۳۶
۲۶۳۷
۲۶۳۸
۲۶۳۹
۲۶۴۰
۵۷۲۳