گنجور

حاشیه‌ها

سید مصطفی سامع در ‫دیروز جمعه، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۳:

شاه بی کسان 

نامِ علی حصارِ شبِ تار بشکند
تیغش هجومِ لشکرِ کفّار بشکند

ذکر علی  ز کار بشر وا کند گره
یک «یا علی» بنایِ دلِ زار بشکند

در موجِ فتنه، کشتیِ ایمان به نامِ اوست
این نام، بس مصیبت خونبار بشکند

عدلِ علی قیامِ قیامت به پا کند
پیمانِ زرپرستِ ستمکار بشکند

لات و منات و هم هبل و هر چه بت که است
در پیشِ نورِ حیدرِ کرّار بشکند


شمشیرِ او نه آهن و آتش، که عدلِ محض
عدلش یقین که پشت جفاکار بشکند

در خندق از صلابتِ آن ضرب ذوالفقار 
پشتِ سپاه ولشکر اغیار بشکند

نامش کلیدِ قفلِ درِ کهنه‌سالِ غم
دردی نمانَد آن‌که به کرار بشکند


بوده طعام شاه یکی پارچه نان جو
خشکیده نان به سفره دلدار بشکند

در کوچه‌های فقر، علی شاهِ بی کسان
تختِ فریبِ قصرِ زراندار بشکند

دستِ یتیم اگر به نگاهش گره خورد
بازوی فقر از وسطِ کار بشکند


شیطان اگر هزار فریبی به صف کشد
ایمانِ او موسوس مکار بشکند


در سینه‌ها اگر گره‌ی بسته مانده است
با نام «یا علی» گره از کار بشکند


در ناله‌های چاه، صداقت نهفته است
فریاد او یقین که شبِ تار بشکند

شمشیرِ او به دست، دلش غرقِ رحمت است
مدحش  غبار هر دل زنگار بشکند

  در شأن او هرچه که گفتیم اندک است
باشد تمام عیار، که معیار بشکند

 

هر کس به غیرِ راهِ علی رفت گمره است 
سالک به راه او  رهِ دشوار بشکند


در سهمِ خویش، نانِ جو و اشکِ نیمه‌شب
در سهمِ خصم، شوکتِ شاندار بشکند


وقتی علیست، تیغ فقط سر نمی‌زند
حد می‌کشد، بساطِ ستمکار بشکند

از عدل او زمانه چو دارد هنوز درس 
تا ظلم را مکرر و هربار بشکند


هر جا علیست، فتنه نفس، کم نفس شود
شیطان ز ترس، نقشهٔ تکرار بشکند

از بس بلند شد عَلَمِ نامِ مرتضی
پایِ خیالِ خصمِ بد افکار بشکند

در آخرالزمان چو کشد فتنه صف اگر
یک «یا علی» سپاه و سپهدار  بشکند

سامع اگر ز مدحِ علی دم زند، مدام
 هر جا یقین که صحبت اغیار بشکند

19-10-1404

کیانا جابری در ‫دیروز جمعه، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

کیمیا

مریم مریم در ‫دیروز جمعه، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

این کامنت بمونه برای تاریخ. اینترنت ایران قطع شد و من برای خبر گرفتن از خانواده اینجا مینویسم تا ببینن. 

مریم مریم در ‫دیروز جمعه، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

سلام 

کامنتم رو میبینی؟ خوبید؟

سهراب در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:

در بیت گوهر شب را به شب عنبرین  -  گاو فلک بُرد ز گاو زمین    منظور از گاو فلک صورت فلکی ثور است ( ثور یعنی گاو)، منظور از گاو زمین همان گاوی است که بنا به اعتقادات دوران باستان  زمین بر روی شاخ‌هایش قراردارد و خود گاو نیزبر پشت نهنگ عظیمی ایستاده است دردریای کاینات. منظور از گوهر شب خود پیامبر در آن شب است و منظور از شب عنبرین همان شبی است که به برکت سفر پیامبر عطرآگین شده است. جناب نظامی می‌خواهد به یاری این دو کنایه بگوید  که گاو فلک که نماینده‌ی آسمان است گوهری گرانبها همچون پیامبر را در این شب معطر از گاو زمین که نماینده‌ی زمین است ربود. در واقع پیامبر به هر حال متعلق به زمین بود و این گنج از زمین به آسمان رفت.

سهراب در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:

در بیت سِدره شده صدره‌ی پیراهننش    عرش گریبان زده در دامنش   ، سدره درختی است در بهشت و صدره پیراهن و سینه پوش. یعنی پیامبر آنقدر بالا رفته بود که سدره تا دامن پیراهن او بود و او از عرش فلک هم گذشته بود و در کل منظور نظامی در این بیت و در ابیات مشابه برتری مقام جناب پیامبر از فرشتگان و حتی چرخ و فلک را درپیشگاه خداوند نشان می‌دهد.

Raha Arian در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۱:

مفاعیلُ مفتعلن فع میتواند درست باشد. در صورتی که دو ضرب در انتهای آن مکث کرد. بدین صورت که آنرا مفاعیلُ مفتعلن مف(عولن) در نظر گرفت و به اندازۀ (عولن) سکوت کرد و سپس دور را تکرار کرد. در این صورت میزان موسیقایی سه ضربی تکمیل شده و موزون خواهد بود. 

طول جمله چهارده مورا است. اگر سکوت دوضربی در انتها برای آن قایل نشویم، در میزان لنگ هفت ضربی قابل خواندن است. یا بصورت ترکیب شش+هشت (تو آن ماهِ + زهره جبینی)

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۰:

با توجه به «مُغانِ نیره‌نوش» در مصراع نخست بیت دوم، واژه «نیره» باید به معنای «خمره شراب» هم باشد.

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۱ - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه:

و گفت: در این طریق هیچ چیز بر من سخت‌تر از مفارقت کتاب نبود؛ که فرمودند: مطالعه نکن

ققنوس در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۲ در پاسخ به غلامرضا گوهري دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

درود بر دوستان

ذهاب:معنای واژگانی‌اش رفتن است و مجاز از جای رفتن(مقصد)

ذهب:زر(طلا) و مجازا دارایی

مذهب:آیین و دین

پس می‌خواهد بگوید کمتر درباره جایی که می‌خواهی بروی و برسی(مقصد)و از دارای‌ات و از کیش و آیینت سخن بگو.

ققنوس در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

هر رازی که به دومی برسد هویدا می‌شود!

امیررضا ابراهیمی در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

آقا رضا دمت گرم 

خیلی خوب توضیح میدی 

همیشه معنی شعر های حافظرو با شما میخونم 

امیررضا ابراهیمی در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام دوستان 

یه عزیزی به اسم رضا اینجا بیشتر شعر های حافظ رو کامل توضح دادن 

از همینجا بهش میگم دمش گرم 

Fateme Zandi در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۰۵:

درود 

ای پسندیده حیف بر درویش..

در این مصراع حیف یعنی ظلم و غارت 

 

موفق باشید 

 

 

امیرشریعتی در ‫۲ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۸:

سلام و عرض ادب

در بیت دهم از این غزل زیبا:

‌"شلاین" یا "شلایین" : (ترکی) به‌معنای بسیار اصرار، ابرام و تقاضا کننده به شکل افراط...

 

با تشکر از سایت وزین گنجور

محمدحسین حسن پور در ‫۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۴:

سلام با احترام به نظر همه دوستان، به عقیده بنده بهترین ابیات و نوع چینش کلمات متعلق به اصل خود شعر هست که باباطاهر به زیبایی هرچه تمام آن را سروده است.

زیرا جابجایی کلمات یا حذف و اضافه با توجه به وزن و اهنگ و البته مفهوم شعر باعث برهم خوردن تعادل شعر و دل زدگی مخاطب میشود. حال اگر چه اصل شعر همین باشد که در سایت قرار گرفته یا نه به هرحال زیباترین و بهترین شکل ممکن است.

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

ازین پس پیمبر نباشد دگر

به آخر زمان مهدی آید به در

بگیرد خط و نامهٔ کردگار

کند راز پیغمبران آشکار

شاعر به ظهور امام زمان اشاره کرده است .

اینکه عده ای میگویند اعتقاد به حضرت مهدی از عهد صفویه یا در دوره اخیر شکل گرفته است یاوه ای بیش نیست.

 

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

به یزدان به دین ره توان یافتن

که کفر‌ست ازو روی تافتن

در ادامه به یکی دیگر از فوائد دین که مهمتر از همه است نیز اشاره کرده که دین ارتباط بنده و خداوند را شکل داده و راه را به بندگان می‌نمایاند.

علی میراحمدی در ‫۲ روز قبل، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

همه گیتی از دیو پر لشکرند

ستمکاره‌تر هر یک از دیگرند

اگر نیستی بندشان داد و دین

ربودی همی این از آن آن ازین

چقدر عالی به یکی از فواید شرع و دین اشاره کرده است که دین با قوانین و احکام خود از فسادها و تباهیها و ظلم‌ها جلوگیری میکند.

۱
۲
۳
۵۶۸۵