فرهود در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱:
سلام بر دوستان نادیده و دلدادگان ادبیات و معرفت.
از سرکار خانم سارا برای توضیح همراه با منبع بسیار متشکرم.
امیدوارم در کنار بحثهای فنی و وزن و عروض (که تا جایی که به مکررگویی و اصرار کشیده نشود به جای خود ضروری و نیکوست)، در باب معانی گرانسنگ و پنهان این شعر و سایر گنجینههای دیوان شمس هم رایزنی و همافزایی داشته باشیم.
نور پاشیده بر راهتان باد!
ساکت در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۳:
این رباعی مانند بسیاری دیگر از رباعیات خیام به ارزش عمر اشاره کرده است و ما را دعوت میکند تا این فرصت کوتاه را به شادی بگذرانیم. شراب در مصرع اول اگر همان آب انگور نباشد کنایه از هر کاری است که با انجام دادن آن احساس سرخوشی و سبکبار شدن به انسان دست میدهد. از معانی تاب (در مصرع دوم) چین و شکن و پیچ و تاب خوردن است که در این صورت معنی بیت اول میتواند چنین باشد: از خواب برخیز و پیش از آن که زمانه تو را خمیده کند شرابی بنوش. یکی از معانی چرخ (در مصرع سوم) نیز زمانه و روزگار است که ستیز و دشمنی با ما وصف اوست. پس اکنون که ستیز و دشمنی چرخ را با خود دانستی، پیش از آن که به اندازه نوشیدن یک جرعه آب تو را مهلت ندهد برخیز و وقت خود را صرف کاری کن که از انجام دادن آن سرخوش و سبکبار شوی.
محسن در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
باسلام
شاعر به زیبایی تمام در تمام ابیات با عشق از معشوق خود سخن گفته و در مصرع آخر فقط اسم رهایی از دوزخ رو آورده . پس بهتر نیست ابراز عشق که کاملا از تک تک کلمات به انسان القاء می شود را هم دید و تحسین نمود.
باتشکر
کاوش در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:
با درود
بنده نه خود را صاحب نظر می دانم ونه اطلاع زیادی از تاریح ادبیات و دارم اما از مرور نظرات مختلف دوستان و عزیزان چنین نتیجه گیری نمودم که اولا همه بزرگواران صاحبدل و دارای طبعی لطیف هستند و نکته بعدی و مهم به نظر من این است که هر مطلب و سخنی با مفهوم زیبا و مفید و منطقی و عقلایی بیان شود فقط اهمیت و ارزش آن همان منطقی بودن و عقل گرایانه بودن آن است و زیاد نباید روی حاشیه ها بحث نمود در عین حال زیبایی ظاهری هم اهمیت دارد پس رباعی مذکور نیز که دوستان هرکس به فرا خور مطالعه خود شکل صحیح آن را به گونه ای بیان فرموده بودند چند مورد هم وزین تر و زیباتر بودند که یقینا قابل قبول تر هستند و در عین حال سند محکمی نیز در دست نداریم که کدام نسخه را صد در صد می توان به خیام بزرگ نسبت داد !!!
من که سعی میکنم بحث روی حاشیه نکنم و از مطالعه نسخه های زیبا در عین حال متفاوت لذت ببرم و صدالبته بیاموزم ودر زندگی به کار بندم
آرزوی سلامتی برای همه دوستان !!!
علی در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:
دوستان این شعر از نظر قوافی مشکل دارد, اینکه شعر از شاعری کوچک یا بزرگ است این مشکل را حل نمیکند, کلمه ی من چهار بار به عنوان قافیه استفاده شده است, که تنها دو بار استفاده از آن ا را البته با اغماض میتوان قبول کرد...
سعید جعفری در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ (در میکده میکشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی):
نادرست: ساقی چه کنم به ساغر و جام مستم کن از می غم انجام
درست: ساقی چه کنم به ساغر و جام مستم کن ازین می غم انجام
شیر علی در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
همهٔ نظرات را خواندم و این همه مجادله در مورد بیت سوم.هیچکدام حتی ذره ای به حقیقت نزدیک نبود.بی شک این بیت از عطار است و به او نبسته اند.این بیت ربطی به تناسخ ندارد.این بیت نهایت شهود است و تفسیر نکردنش بهتر...
پویا روانخواه در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
سلام. معنی بیت کشتی شکست خورده طوفان کربلا... رو میشه دقیق بگید؟ چند تا برداشت تو ذهنمه میخوام ببینم کدومش درسته؟!
شباهنگ در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷۵:
رازِخود با یارِخود چندان که بتوانی مگو
یار را یاری بود،از یارِ یار اندیشه کن
رهی رهگذر در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:
آقای دکتر روشن عزیز، آنچه شما نوشته اید:
( من گوهری مفلسم ، از این، مشوشم)
چه بعد از رکن دوم با مکث و چه روان بخوانی در هر دو صورت خارج از وزن است. حتی با در نظر داشت اختیارات شاعری. درود
ابراهیم حاج محمّدی در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
مصرع دهم باید {{ لا رووسا تری و لا اذناب}} باشد
میم در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
با توجه به تفسیرهایی که از شعر خوندم اگر این غزل در فال بیاید یعنی معنی خوبی نداره؟؟؟
گویان در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
با این قصیده کل غزلیاتش رو آسفالت کرد
در. باب عشق و دوستی
علیرضا شجاع زاده در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۶:
هنربرترازگوهرناپدید
معنی درست ندارد
بهداد میرزایی در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:
با درود. گمان میکنم مصرع:
هین بشو ای تن ازین جان هر دو دست
به صورت زیر بهتر معنی می دهد:
هین بشو ای جان ازین تن هر دو دست
با سپاس.
Davood در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیر:
ایرج ( حسین خواجه امیری) در مایه ی اصفهان
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است:
مفروش گوهر جان به جهان
نبود گرانتر از آن،بجهان
جز به اتحادعشاق الهی نتوان
جمله جانها برسان به عشق جانان وجهان
گویان در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق:
دامپزشک محترم
دانه معنی بگیرد مرد عقل
م در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
مترس ای باغبان هر گل که میبینم نمیچینم
این هم تصحیحی دیگر!!
کیارش در ۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹: