گنجور

حاشیه‌ها

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

سپاس امین جان به راستی که شکار میکنی واژه ها را و آدم را به تفکر و پویایی وامیدارید

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

ویا شاید هم سست به معنی کند مد نظر بوده و سنگین در آنصورت شاید بشود سنگین زبان یا کند زبان معنی کرد

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

شاید هم مانند سست گمان که خوش خیال است سست زنخ هم بشود خوش صحبت

شکوه در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

نرم زنخ یا زنخ نرم داشتن هم بسیار پر کاربرد است یعنی رام و مطیع بودن برای اسب هم به کارمیرود

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

فغان از این شکر فارسی !

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

سست گمان و سست کوش هم امیغ های دیگر زیبایی هستند

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

خوب که فکر کردم سست زنخ برای دهن لق هم خوب است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

زنخ فارسی ذقن عربی است ، یعنی چانه ،
گشاده زنخ یعنی مطلق العنان
زنخ بر خود زدن یعنی شرمنده شدن
زنخ گشودن یعنی جلوه گری
زنخ زدن یعنی سخن یاوه گفتن
سست زنخ ؟ شاید یعنی بیهوده گو

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

به دری در افغانستان پیراهه را راهی می گویند که با پی و پا بروی که بیشتر باریک و غیر اماده است و انچه که میان چمن و سبزی با پی کوفته گردد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

سایه بی سایه هستی بافره و مبارک انسان کامل است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

میلاد که نام پسران است از میل یعنی گرز است به معنی گرز دار است . و میل باستانی هم معنی گرز میدهد . انگلیسی mace می شود

تیراژه در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

دبوس عربی تپوز است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

میله یا میل با nail انگلیسی همریشه است nail افزون بر ناخن معنای میخ هم می دهد که نوعی میله است .

شکوه در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

گرز را دبوس هم میگویند و گرز در فارسی میانه warz بوده البته فکر میکنم هنوز لرها گرزرا ورز میگویند چون گراز را هم وراز میگویند!

محمد در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

ببخشید آقا امین کجا استان لرستان زنه ای
می کید
خرم آوه وروگرد البته فکر نمیکم وروگردی بویی

شکوه در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

سام پدر زال گرزی داشت که سرش شبیه گاو بود و ضربه اول گرز کار دشمن را میساخت

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

در هست امدن برای بوجود امدن به کار رفته و خیلی زیباست

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

خایسک هم که پتک است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۶:

گرز که می گویند گرز دار نامور سام سوار را بیاد می اورد . چون اژیدهاک را خواستند که بکشند ترسیدند با ریختن خونش جهان پر از زشتی گردد به دماوند به بند شد تا سام سوار به روز نبرد پایانی کیهان سر او را با گرز بکوبد !
گرز دار نخست ولی افریدون گرد است . رستم هم که گرزه گاوروی را از سام دارد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۵:

لت معنی بریده هم میدهد گویا برای بریده بریده سخن گفتن الکن ها انها را لتره می گویند .

۱
۵۰۶۹
۵۰۷۰
۵۰۷۱
۵۰۷۲
۵۰۷۳
۵۷۲۵