گنجور

حاشیه‌ها

 

بادرود وسپاس فراوان
خواهشمنداست درصورت امکان وباصلاحدید گردآورنده محترم حاشیه های غیرمرتبط واحیانا” غیراخلاقی وبعضا”توهین آمیز باتوجه به پربیننده بودن این سایت درج نشود

پاسخ: با تشکر، حاشیه‌ی مشکلدار مورد نظر حذف شد.

نگین شکروی در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ (۵) حکایت ایاز و درد چشم او


این سروده زیبای پروین مصداق این حدیث قدسی است که: “خداوند طوری با بنده اش رفتار میکند که گویی همان یک بنده را دارد و بنده با خداوند طوری رفتار می کند که گویی هزاران خدا دارد”.
در این حکایت منظوم مرد بی نوا، غافل از خدا، بر در هر کس و ناکس می پاید تا چیزی بیابد، و نهایتاً چون از خدایان زمینی نا امید می شود روی به خدای آسمانی بلند می کند و می یابد آنچه خداوند برای او در نظر گرفته است.
این گونه امثال در ادبیات ما کم نیستند. براستی که از این شعر حظی بردم وافر
خدایش رحمت کناد

امیر صادقی در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۵ دربارهٔ گره گشای


بادرودوسپاس فراوان
در مصراع اول بیت اول “گفتم” صحیح است

پاسخ: ممنون! «گفتا» با «گفتم» جایگزین شد.

نگین شکروی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ قطعه شمارهٔ ۳


در بعضی نسخ داریم:
چیست غذای عشق تو این جگر کباب من

که به نظرم مفهوم رو بیشتر می‌رسونه


پاسخ: با تشکر، به نظر من شخصاً هم نقل شما بهتر است. اما با مقایسه با یک منبع تحت وب دیگر و مشاهدۀ یکسانی نقلها بهتر دیدیم نقل شما را در حاشیه و به عنوان بدل باقی بگذاریم.

من در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۵۷


اصطرلاب . [ اِ طَ / اَ طَ / اُ طُ ] ۞ (معرب ، اِ) ابزاریست که بدان ارتفاع خورشید و ستارگان را سنجند. (از قطرالمحیط). همان اسطرلاب اس…
اصطرلاب .[ اُ طُ ] (اِخ ) بعضی گویند نام پسر ادریس علیه السلام است که واضع اصطرلاب بود. (از برهان ) (هفت قلزم )….

کمی پنجره در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت


درویش تو در مصلحت خویش ندانی
به
درویش تو در مصلحت خویش چه دانی
(نسخه چاپ هند)
“مصلحت خود را ندانستن” نیازی به “در” ندارد. مگر آنکه “در مصلحت خود ندانستن”، به معنای “به مصلحت خود ندانستن” باشد.
اما اینجا صحیحتر آنست که “مصلحت خود را ندانستن” مراد باشد. به صورت “چه دانی در(باره)… مصلحت خویش”

پاسخ: با تشکر از زحمت شما، از آنجا که روایت حاضر مغلوط نیست و احتمالاً با تصحیح فروغی تطابق دارد (به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌های مختلف) به متن دست نزدیم. دوستان اگر در تصحیح شادروان فروغی تفاوتی مشاهده کردند گزارش دهند تا تصحیح شود.

عباس مشرف رضوی در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ غزل ۱۷


@علیرضا
از لحاظ معنایی البته “برآید” موجه است؛ اما “برآمد” تضمین “م” و “ن” را کامل می کند.

عباس مشرف رضوی (مژده) در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ غزل ۴۲۶


گر پای بدر می نهم از مرکز شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

(تضمین ر در “بدر”، “مرکز” و “شیراز”)


پاسخ: با تشکر از زحمت شما، از آنجا که روایت حاضر مغلوط نیست و احتمالاً با تصحیح فروغی تطابق دارد (به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌های مختلف) به متن دست نزدیم. دوستان اگر در تصحیح شادروان فروغی تفاوتی مشاهده کردند گزارش دهند تا تصحیح شود.

عباس مشرف رضوی (مژده) در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ غزل ۴۹۴


از بیت آخر معلوم می‌شود که ((مولوی)) مذهب (سنی) داشته.

امید در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را


hameye sorudeh hai sadi pandamuz wa khandani hastand .

amir در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ غزل ۱


سلام؛
به نظرم در مصراع اول بیت دوم یه کلمه ای جا افتاده که باعث شده وزن این مصراع به هم بخوره ، من که دسترسی به منبع ندارم ، ولی اگه اشتباه نکنم حدس می زنم که این مصراع باید به این صورت باشه:
گر چه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوت …
شما اگه به منبع این شعر دسترسی داری حتماً ببینید و اصلاحش کنید .
ممنونم

پاسخ: مطابق نظر شما، «بود» به متن اضافه شد.

محمّدرضا رفعتی در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۹


ابر آمد و “زار” بر سر سبزه گریست
بی باده‌ی گلرنگ “نمی شاید” زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست

با تشکر از تمامی تلاشهای شما

پاسخ: روایت جاری با تصحیح قزوینی/غنی از رباعیات خیام تطابق دارد، روایت مورد نظر شما به نظر شخصی من زیباتر است و گویا همان است که استاد شجریان در اجرای این شعر می‌خوانند. به عنوان نسخه‌ی بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

محمد فرهی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۸


کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
در اینجا “توست” با “ماست” بایدجایگزین گردد

پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما و نسخه‌ی فروغی/غنی تصحیح شد.

محمد فرهی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۴


من این شعر را درست ۴۰ سال پیش در کتاب فارسی ان زمان خوانده بودم بچه بودم هیچ نمی فهمیدم ولی هر سال که از عمرم میگذشت معنی این شعر را بیشتر میدانستم البته من هیچ گاه نه صاحب مقامی بوده ام نه جاه و جلالی داشتم تا مفهوم این شعر را بیشتر مد نظر قرار بدهم ولی به تمامی سردمداران رژیم جمهوری اسلامی توصیه میکنم که این شعر را بخوانند و در تمامی اوقات مد نظر قرار بدهند نه اینکه بگویند ما نخواهیم مرد و مرگ مخصوص همسایه است

حسین در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


بادرودوسپاس فراوان
“مباشید ای رفیقان امشب دیگر زمن غافل” صحیح است وباید “امشب” به کسر “ّب” خوانده شود.

پاسخ: با تشکر، حرکت‌گذاری شد.

نگین شکروی در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ غزل ۳۲


بادرودوسپاس فراوان
درمصراع اول بیت اول “جلوه گاه” ودر مصراع اول بیت آخر “کشتن” صحیح است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ غزل ۲۶۸


بیت اول:
غلط: این سال
درست: این سؤال

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

طربستان در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ بخش ۱۶ - سال بعض العارفین عن بعض المنعمین عن قدر سعیه فی تحصیل الاسباب الدنیویة و تقصیرة عن اسباب الاخرویة


@رسته:
نه متأسفانه دسترسی ندارم. اخطارهای لازم را به اول آثاری که در آن مقاله انتساب آنها را به عطار مشکوک یا محال دانسته اضافه کردم.
در مورد خسرونامه، مطلب جالب توجه از نظر من این است که عطار در مقدمۀ مختارنامه (مندرج در گنجور -> اینجا) از کتابی به نام خسرونامه به عنوان یکی از آثار خود نام می‌برد.

حمیدرضا در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ بسم الله الرحمن الرحیم


صورت درست این مصرع: “چونکه نامد یکی شبی نانت به دست”
چنین به نظر می‌رسد: “چونکه نامد یک شبی نانت به دست”


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

طربستان در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ بخش ۱۱ - حکایة العابد الذی قل الصبر لدیه فتفوق الکلب علیه


با پوزش تعداد بیت های این کتاب در حدود ۷ هزار و یا کمتر است .

من متن مصاحبه ی آقای قراگوزلو که شما ارجاع داده بودید خواندم. من نوشته ی آقای کدکنی را در باره ی خسرونامه را ندیده ام، مشتاقم که آن را بخوانم ، اگر دسترسی به آن داشتید لطف بفرمایید و بنده را در جریان بگذارید.
در هر حال خسرونامه اثری است که بسیار به سبک فرید نزدیک است. به علاوه در خسرونامه از کتاب های دیگرش الهی نامه ، مصیبت نامه، اسرارنامه و مقامات طیور نام برده است و اسم خود ” فرید” را آورده است. از داروخانه ی معروف خودش و شغل خودش بیان کرده است. بسیار بعید است که بتوان همه ی این ها کنار گذاشت و آن کتاب را از فرید ندانست.

رسته در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ بسم الله الرحمن الرحیم


[صفحهٔ اول] … [۲۶۳۵] [۲۶۳۶] [۲۶۳۷] [۲۶۳۸] [۲۶۳۹] … [صفحهٔ آخر]