گنجور

حاشیه‌ها

مجید بیدل در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود:

با سلام
اساتید محترم این قسمت از شاهنامه رو حکیم برای چه کسی سروده ؟ آیا مشخصه ؟ خیلی با قسمت های دیگر شاهنامه فرق داره .یه رنگ و بوی خاصی میده به نظرم.کمی حالت حزن کمی حالن شادی همه چی حس میشه از ابییاتش

ایمان ملک محمدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

سلام و درود
بیت یازدهم مصرع دوم را اصلاح فرمایید
زمین ناورد تا نگوئی «بیار»
با تشکر از زحمات خوب شما

عبدالله جهانسری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:

حضرت استاد لطفی این شعر را در آلبوم خموشانه به نحو فوق العاده ای اجرا نمودند...روحشان شاد

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۳:

سر راه ناامیدی نه مقام انتظار است . بیدل
............
▣ اسبی افسار شده ،
برف
در هر دو رِکاب . ـ بوسون
ــــــــــــــــ
✓ اگر فرض را بر این بگذاریم که اسب یک جا ایستاده و بارش برف هم قطع شده است ما با یک تصویر تقریباً راکد روبه روییم ، اما اگر برف ، در حالت بارش و اسب ، در حالت بی قراری باشد ، نبودِ سوار ، دل آشوب تر و گزنده تر به نظر می رسد .
✓ برفِِ درونِ دو رکاب ، علامتی است از غیابِ یک سوار .
✓ برفِ درونِ دو رکاب ، نشانگر این است که سوار ، مدت زمان زیادی است که از اسب ، پیاده و دور شده است .
✓ برفِ درونِ دو رکاب ، نشانگر این است که اسب در مکانی قرار دارد که سرپوشیده نیست ، مکانی که معلوم نیست کجاست .
✓ آیا برفِ درونِ دو رکاب ، اشاره غیر مستقیمی است به سرنوشتِ تلخِ سوار ، و یا فقط نشانه ای است از شرحِ یک انتظار یا یک دل نگرانی از غیابِ سوار؟
✓ به راستی سوار ، بابتِ چه کاری ، اسب خود را افسار کرده و در آن هوایِ برفی از خانه خارج شده است ؟
✓ آیا سوار بر می گردد و یا اسب همچنان بی صاحب ، یله و رها خواهد ماند ؟
✓ گویا این تصویر تا به ابد ، بین پیاده شدنِ سوار و برنگشتنِ او معلق خواهد ماند .
✓ که بود که گفت : «حضورِ عینیِ انسان نمی‌تواند با سایهٔ درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند»
● احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه ـ سوم خرداد هزار و سیصد و نود و هشت

فرشید فلاحی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۷:

سلام یکی از زیبا ترین غزل های حضرت مولانا ست گمانم این مصراع یاربِ تاک می کند غارتِ هر چهار من به صرورت وزنی باید اینگونه خوانده شود تا نظر استادان چه باشد

رحیم غلامی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۱:

باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد باز آرزوی جان ها از راه جان درآمد
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
سرگشتگان سودا جمله سوار گشتند کان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد
اجزای خاک تیره حیران شدند و خیره از لامکان شنیده خیزید محشر آمد
آمد ندای بی چون نی از درون نه بیرون نی چپ نی راست نی پس نی از برابر آمد
گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست گویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد
آن سو که میوه ها را این پختگی رسیدست آن سو که سنگ ها را اوصاف گوهر آمد
آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زنده آن سو که دست موسی چون ماه انور آمد
این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد
دستور نیست جان را تا گوید این بیان را ور نی ز کفر رستی هر جا که کفر آمد
کافر به وقت سختی رو آورد بدان سو این سو چو درد بیند آن سوش باور آمد
با درد باش تا درد آن سوت ره نماید آن سو که بیند آن کس کز درد مضطر آمد
آن پادشاه اعظم در بسته بود محکم پوشید دلق آدم امروز بر در آمد

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:

در مراقبه و سکوت پس از کسب دانش هستی و الهی همچنان که توصیه می فرمایند که در زهد از مسیر غنچه بودن بگذریم همچنان که غنچه گل می شود در گذر زمان تو هم با زهد به مدارج بالا تر حرکت کن و ملکوت را ببین چون حضرت مولانا

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

بسیار زیبا، بسیار زیبا حضرت حافظ بی اعتباری دنیا و توجه به فرصتی که در دست است را برای توشه آخرت تصویر کردند

علی امینی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹:

حضرت حافظ به بی اعتباری دنیا و زیباییهای آن اشاره دارند ، به بی اهمیتی قدرت و چشم داشتن به عالم ملکوت و معاد را اصل و دارای اصالت می دانند ایشان بهره از این آیه قرآن گرفته اند که مال و فرزندان و... زینت زندگی مادی و دنیا هستند و فانی و اما چیزهای دیگری هستند دارای اصالت و پایدار، حضرت حافظ که همه جا سرو را در مقام بالایی می دانند حتی بالا تر از سدره و طوبی اینجا سرو را به خدمت ایستاده معرفی می کنند و بعد در انتها باز هم پیام نجواهای سحرگاهان و تجهد...

مهربان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

بهرام که گور میگرفتی همه عمر
یعنی همه عمرش به این کار بوده،
دوستانی که گفتند گور اول هم بمعنای قبر است، چون بهرام جسد ادیان دیگر را از خاک بیرون کشید، اگر هم چنین کاری کرده، همه عمرش نبوده و فقط آغاز سلطنتش بوده!
ضمن اینکه از مادر یهودی زاده شده بود!!
گور دوم هم که بمعنای قبر است، چون یک چیز عینی است، معلوم نیست که واقعا بهرام بدست گور کشته شد یا نه!!!

امید در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷:

اطلاع از نحوه حرکت عطارد در اون زمان ؟؟ با چه وسیله ای ؟

زیبا جنیدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱ - اسرار خودی:

سلام مصرع اول
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست هم آمده است.
سپاس

محمد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » فال قهوه:

بیت آخر به نظرم به جای بشنوم باید ببویم باشد چون بو که شنیدنی نیست بوییدنی است .
تا بوت همی بویم از رخنه تابوت

عباس معبودی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

در بیت دوم ، با توجه به کلمه نسخه بعید به نظر می رسد موضوع زمان صبحگاه و فجر مد نظر باشد بلکه احتمالا چیزی مکتوب مد نظر است . ولی بهر حال از حافظ بعنوان استاد ایهام بعید نیست هر دو معنی مد نظر باشد.
اما آنچه مشخص است از سحر معمولا فجر و روشناییش را برای تشبیه بکار می گیرند نه سیاهی آن را و نسخه سقیم هم حتما به نسخه چسم یار اشاره دارد . که با ایهام در نظر گرفته ابتدابیماری ان به نظر می رسد کا برای چشم حسن است و در بطن نا کارامدی این نسخه که بابیت اول هم به معنی غصه دار بودن دل هم خوانی دارد .
اگر ستون عمودی شعر رادر بیت اول و دوم در نظر بگیریم . ترجمه این چنین میشود که دل سودا زده( بیمار . سودا از اخلاط چهارگانه که زیادی ان باعث بیماری شبیه افسردگی ) من از پریشانی زلف تو توسط نسیم غصه دار و در تردید است. هرچند چۺم جادوی تو عین مکتوبات رمال ها جادو می کند و می تواند مرا درمان کند ( برای درمان افسردگی در گذسته از رمال کمک میگرفتند)اما این نسخه( چشم جادوی تو ) ناکارامد است و درد مرا درمان نمی کند. (چون این دیدار خود مرا شیفته تر می کند و شیدا تر و غم عشق را فزونتر می سازد )( درمان در وصال است )

درویش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:

اشتباه تایپی در مصرع اول بیت اول :
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یار
من و دردت، چو تو درمان نمی خواهی دل ما را

نازنین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

بنظر من برای خداوند سروده
خدارو از عشق مثل معشوق زمینی تصور کرده این ویژگیه اشعارش هست

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او:

یا غیاث الا مثتغیثین. ای اساتید محترم حاشیه نویس لطفأ به فریاد فریادها برسید.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:

با درود . سایت گرامی گنجور چرا استادانی گرامی مانند آقایان کاظمی و کهندل برای بخشهایی از مثنوی حاشیه نویسی نکرده و ما تشنگان دریای عشق و معرفت مولانا را بی بهره گذاشته اند.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:

با درود. کاربران گرامی سایت گنجور چرا حاشیه نویسان ارجمندی مانند آقایان کاظمی وکهندل روی بخشهایی از مثنوی حاشیه نویسی نکرده آمد و ما را در واماندگی گذاشته اند

حسین مرکزی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

نوبت به معنی وقت نماز است:
یعنی خروس نمیخواند که بشارت صبح دهد.
برو پنج نوبت بزن بر درت
چو یاری موافق بود در برت
گلستان

۱
۲۶۳۲
۲۶۳۳
۲۶۳۴
۲۶۳۵
۲۶۳۶
۵۷۲۳