غزل شمارهٔ ۱
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
بعضی از شارحان اشعار حافظ عنوان کردهاند که مصرع اول این شعر متعلق است به یزید خلیفهی اموی، این نظر از سوی اکثر حافظ پژوهان رد شده، برای مطالعهی بیشتر به این صفحه مراجعه کنید: حافظ و یزید در وبلاگ گناهکار
س. ص. نوشته:
“شارحان” احوال (و یا اشعار) حافظ همانا ” پژوهشگران” وی میباشند. متاًسفانه هیچ شرح کامل و دقیقی از تمامی زندگی، احوال، و نظرات شخصی حافظ که مستند بر اسناد تاریخی باشد در دست نیست. این نکته بسیار عجیب و در خور پژوهش میباشد، بخصوص وقتی که این موضوع را با تمام چیزهائی که در مورد پیشینیان حافظ (مولوی، بطور مثال) میدانیم، مقایسه کنیم. بنابراین، اگر تعصبهای بی اساس، و گاهی حتی مضحک مذهبی (بمذهب شیعه) را کنار بگذاریم، چرا باید فرض کنیم که حافظ نمیتوانسته ارادتی نسبت به یزید داشته باشد؟
با تشکر.
hamid نوشته:
bachah sakhat nagirim ba bazi chiza schukhi nakonim ,hala biayim tahghigh konim keh chi behsheh ,ma keh farda bayd berim sare kar v shab biaym khaneh khasteh v afsorde ,havez ra baz mikonim ,in ham be khatere dele khodemuneh vagarneh hich taghiri nemikoneh ay havez rasteh ya dorgh,ma dobareh frada byad berim sar kar.
فضل الله شهیدی نوشته:
هو
در معنی بعضی ابیات این غزل وتوجهی به
معنای کلی آن:
معنی بیت۱ = ای ساقی جام می را بگرد ش در آور وبده که عشق ابتدا آسان وبعد مشگل آفرین شد
معنی بیت آخر=اگر حضور قلب میخواهی از او غایب مشو چون محبوب خودرا ملاقات کردی دنیا را
فرو گذار ورها کن.
یک معنای کلی که از این غزل بدست میآید مسئله رهائی از دنیا وعشق به محبوب ازلی وتوجه به مشکلات این راه است نه تنها حافظ که اهل معرفت همگی موضوع رهائی واتصا ل ومشگلات آنرادریافته و با بیانا ت مختلف ا برازکرده اند این مشکلات مختص اهل معرفت نیست هر کس دانسته وندانسته باآن مواجه است یا مواجه خواهد شد
حمیدرضا نوشته:
در این سایت میتوانید شرح بسیاری از غزلهای حافظ را بخوانید:
http://hafez.mastaneh.ir
شرح این غزل را اینجا بخوانید:
http://hafez.mastaneh.ir/?p=559
شاهرخ نوشته:
با درود های فراوان به آن گرامی از این غزل مخمسی ساختم یعنی میشود گفت تضمین کردم که در فرصتی دیگر برای شما ارسال خواهم کرد با این ابتکار و اقدام مفید دستتان را می فشارم و خواهان سلامت وسعادت تان هستم
nava نوشته:
one of the best ways to improve ourselves is to stop judging people. I f we pay more attention to what Hafez or other poets are written i am sure we get a better result. Then we will be able to improve ourselves and no matter what religion or thinking pattern we have. Lets look more to ourselves rather than others
شب تاریک و بیم مُوج و گردابی چنین هائل | چهار ستاره مانده به صبح نوشته:
[…] برفاش بیشتر … که فالِ من و تو فقط یکیست با مطلع غزلی که هشدار میدهد از ابتدا «ولی افتاد […]
جمشید نوشته:
بیت چهارم مصراع دوم:
که سالک بی خبر نبود پاسخ مناسبی به مصراع اول نیست . نگارش به شکل زیر مناسب تر است:
که سالک با خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
—
پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح قزوینی است؛ تغییری اعمال نشد.