گنجور

حاشیه‌گذاری‌های رضا از کرمان

رضا از کرمان

تاریخ پیوستن: ۶م شهریور ۱۴۰۰

سلام بنده محمدرضا ذویاور ساکن کرمان شاعر و دوستدار شعر وادب  ومخلص تمامی همراهان گنجور میباشم

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۹۰۸


رضا از کرمان در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به شمعی در باد دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰۳:

شمعی در باد گرامی درود بر شما 

  منظور شما را درست متوجه نشدم ولیکن از اینکه فرمودید چقدر سخت بیان شده  احتمالا مقصود شما یا این است که ادبا ، چرا در ارایه  متن ادبی ویا  اشعار خود  از واژگان عامه پسند وبقول خودمان کوچه بازی استفاده نکرده اند ؟که پاسخ آن پر واضحه 

 ویا اینکه چرا مفاهیم عرفانی واخلاقی را در لفافه وراز گونه بیان کرده اند  ؟ که نیاز به بحث مفصلی است 

  در هر صورت  در خصوص موضوع دوم مطرح شده شما وآن هم رسالت ادبیات وشعر خدمت شما معروض میدارم که بنظر بنده برای شعر یا هنر چه رسالتی را میشه متصور شد  اگر هم  رسالتی هم باشه برای شاعر یا هنرمنده  

اینکه برای خود هنر ویا ادبیات وخصوصا شعر رسالت قایل بشیم اندیشه ای است نو که از تفکرات چپ گرایانه نشات میگیره  هنر را ابزاری برای اعتراض میدانند .  ایشان اعتقاد دارند که شاعر وهنرمند در مقابل مسایل اجتماعی مسیولیت دارند وباید صدای جامعه یا بقولی خلق قهرمان باشند و باید از این سلاح وابزار در جهت اهداف نهضت  بهره برداری کند  واگر به هر دلیلی در موضوعی اجتماعی هنرمند قادر به ارایه اثری  نبود ویا نباشد متهم به بی تفاوتی ومحکوم به انزوا و به حاشیه راندن میشدند واگر سروده ای داشتند چه بسا تا مقام یک قهرمان ستوده میشدند که نمونه های انان در ادبیات معاصر ما هم وجود دارد که ذکر نام ایشان جالب نیست  مثال دیگر حضرت مولانا  یا جناب عطار دقیقا در عصر وزمانه مغولان دارای آثار  فراوان معنوی وحکیمانه میباشند  ولی ایا در آثار ایشان نشانی از مهمترین مساله اجتماعی آن دوره یعنی کشتار وتوحش مغولان چیزی میبینید  آیا ایشان به رسالت خود عمل نکرده اند ، یا آیا ، اگر درباره موضوع روز گفته بودند این اثر جاودان میماند ، مشمول مرور زمان نمی گشت وتاریخ مصرف آن سپری نمیشد . الان این مولانا با مثنوی وعطار با منطق الطیر بهتره یا  ایشان  اگر شاعرانی  بودند که از مصایب مغول سروده  بودند . 

در هر صورت اگر مقصود سوال شما مشخص میشد  موضوع بهتر قابل بحث بود

 

 شاد باشی  وامیدوارم همچنان در باد روشن وتابناک بدرخشی عزیزم

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به رضوی دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

درود بر شما 

  دقیقا درست میفرمایید  

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۱ در پاسخ به علی دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

علی آقا  درود بر شما 

 

در بین تمام حاشیه های  این شعر نوشتار شما تامل برانگیز بود  و تنها جناب رضوی  همچون بنده  ادله ای از شما خواسته که پاسخ ایشان را ندادید که امیدوارم بنده  وایشان را بی پاسخ نگذارید .

 

  اول آنکه در زیبایی این شعر از منظر هر فارسی زبان ، حتی به استناد حاشیه های همین تارنما ،هیچ جای شک وتردیدی نیست ودیگر نیاز به اینقدر علامت  تعجب ندارد   در ثانی اگر اولین بار است ،که دو شاعر در باره یک موضوع وشاید حتی با ابیات یا مطلعی مشابه ایجاد اثر کرده اند ،  با فرض اینکه بقول شما اسکلت این شعر از شخص دیگری که برای ما همچنان مجهول است ، باشد،  که بهتر بود شما ضمن معرفی ایشان واثر ایشان دیگران را به قضاوت فرا میخواندید نه اینکه با ایجاد شبهه  مخاطب خود را رها کنید که نشانی از اغراض در گفتار شما در ذهن خواننده نقش ببندد ، بگذریم اگر قالب اصلی این شعر از دیگریست باز هم ایرادی بر این نادره آسمان ادب فارسی وارد نیست چون این شعر با ابیات ومشخصات بالا از بانو پروین اعتصامی است  انگار اثرانگشت ایشان پای کار است  در حالی که شعر مشابه ای که  شما مدعی هستید که بانو پروین از آن اقتباس کرده دارای اثر انگشت آن شخص مجهول الهویه ماست  بدین ترتیب چه تقصیری ایشان داشته که باید خدا از سر تقصیراتش بگذره جدی چه تقصیری داشته که اینگونه نوشته اید  شما الان ادعای  آگاهی از چه سری دارید  و بانو پروین  را دقیقا به چه متهم میکنید میشه بفرمایید .

 

 شاد باشید  

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

جناب  آقای  بهروز قدرتی 

درود خدا بر شما باد 

 

از حسن توجه جنابعالی در ارسال پاسخ به حقیر ممنونم آرزوی توفیق روزافزون برای شما دوست گرامی دارم  ،امیدوارم همواره بقول خودتان  ،خادم خداوند و مورد عنایت حضرت حق باشید .

 

شاد باشی عزیز 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴۰ - مثل:

من بدانم کو فرستاد آن بمن از ...

 درود 

ستاره سهیل ستاره ای است که  ضرب المثل شده ودر معنای نایاب بودن وکم پیدا ست وبه دلیل اینکه برای اولین بار در نواحی جنوب دیده میشه گمان بر این  بوده که اهالی یمن اولین کسانی هستند که آن را رویت میکنند 

در دیار تو نتابد ، آسمان هرگز سهیل 

گر همی باید سهیلت ،قصد کن سوی یمن   (سنایی)

 

زسر تا به پایش گل است وسمن

به سرو سهی بر سهیل یمن   (فردوسی) 

 

 

 شاد باشی 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی ...

درود بر شما 

موج بی شوار  بی معنی است احتمالاً موج بیشمار باید باشد. 

 

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۵:

همت ما دست اگر از آستین بیرون ...

درود بر شما 

در مصرع دوم باید پرده های آسمان بخوانیم تا وزن بیت رعایت بشه  پرده ها آسمان غلط است 

 

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۷ در پاسخ به راز پنهان دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۳ - چه معامله باید کرد؟:

درود بر شما 

راز پنهان گرامی شما برای ادعای خودتان مبنی بر منفور بودن وشادی مردم  ادله تاریخی هم دارید یا فقط از استدلالهای آب دوغ خیاری وحرفهای بی سند واعتبار بهره میگیرید از قدیم گفتن دو جا حرفها اعتبار نداره یکی پای منقل ودیگری پای منبرعزیزم،  رضا شاه هرکه بود وهرچه کرد بخشی از تاریخ ماست وجالب خود به تنهایی  نقطه عطفی است  وما حق نداریم بدلیل حب وبغض شخصی تاریخ را تحریف کنیم   احتمال میدم  شما پامنبری باشی که  البته بهتری از پا منقلی بودن نیست ،  ولی اگر ما  منصفانه به تاریخ رجوع کنیم چیز دیگری خواهیم یافت حمل بر اشتباه نشه والله  بنده طرفدار شخص یا جریان خاصی نیستم   هرچند مدیون خیلیها هستم  وهستیم ، ولی  وقتی ما تاریخ را تحریف میکنیم  ریشه های خود را قطع میکنیم ودرخت بی ریشه بقایی نخواهد داشت انتقاد سازنده را هم منکر نیستم حتی اگر انتقاد از شاه  باشه ولی مستدل وبا ارایه پیشنهاد کارساز وارایه راهکار وگرنه همه منتقدند ومعترض حالا چه میرزاده عشقی باشه چه من وچه شما عزیزم  در ثانی این مغالطه بقول مرحوم مشیری در کلام شما وجود داره   هر چند  در اصل این بیت تردید فراوان است  معهذا با فرض اینکه دراین بیت مقصود میرزاده  رضا شاه باشه  میرزاده چگونه میشود در کنار مدرس  به گفته شما در جبهه مخالفان رضا شاه باشه وهمزمان  ریش  جناب مدرس  را هم به مدفوع خود مزین بفرمایند  استدلالی دارید بفرمایید منتظر پاسخ حضرتعالی میمانم  .

 

ولی قطعا  استدلال خواستن از جماعت پامنبری  به اعتبار این شعرجناب اوحدی  از دیرباز اشتباهه 

 

 

شیخکی بر فسانه بود وگزاف

چشم بر هم نهاده میزد لاف

در حدیثی دلیل خواستمش

حرمت و آب رخ بکاستمش

از مریدان او مریدی خر

به غضب گفت: ازین سخن بگذر

او دلیلست ازو دلیل مخواه

شرح گردون ز جبرییل مخواه

هر چه گوید به گوش دل بشنو

ور جدل میکنی به مدرسه رو

چون نظر کردم آن غضب کوشی

تن نهادم به عجز و خاموشی

گر نه تسلیم کردمی در حال

مرغ ریش مرا نهشتی بال

 

شاد باشی 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۵۲ - در تاثیر پرورش و وخامت عاقبت خود رویی:

در درختش که پر گره شد و زشت ...

درود

اَنگَشت  به معنی زغال میباشد

  یعنی درختی که صاف نباشه چون چوب آن بکار دیگری نمیاد بدلیل کثرت گره در آن، این درخت را ناچاراً آتش میزندد واز آن زغال درست میکنند  یک مثال دیگه 

در حیات به غم کنند انگشت

تا ز دودش سیاه گردی و زشت

 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۴ در پاسخ به مجید ملک محمد دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۴۹ - در تحریص بر کم راندن شهوت و احتیاط در توالد و تناسل:

درود بر شما 

 

 فاحشه در لغت به معنی زن بد کاره میباشد و در معنی فحش دادن بکار نرفته  ولیکن در بیت زیر بله به معنایی که شما فرمودید آمده است 

با پسر قول زشت و فحش مگوی

تا نگردد لئیم و فاحشه گوی 

 بیت از بخش بعدی است  شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۷ در پاسخ به voria_s دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۴۷ - در نصیحت زنان بد:

درود بر شما 

انتساب این بیت به  جناب فردوسی از دایره تخصص بنده خارج است ونظری ندارم  ولیکن حکایت کرده اند که یک بنده خدایی که طبع شعر هم داشته ، با صدای بلند داشته  شاهنامه میخونده که میرسه به این بیتی که جناب عالی فرمودید

 

زن واژدها هردو در خاک به 

جهان پاک از این هردو ناپاک به 

 

زنش میشنوه میاد بالای سرش  ومیگه چه غلطی کردی ، این چی بود خوندی ،یکبار دیگه بخون  طرف هم بلافاصله میگه 

 

زن واژدها هردو پیغمبرند 

که در آفرینش ز یک گوهرند 

 

با احترام به تمامی بانوان وشیر زنان ایرانی صرفا جهت مزاح نقل شد شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۴۵ - در حالات زنان بد:

درود 

 واقعا جناب اوحدی چه دل خونی از زنان داشته  واز طرفی نگاه تحقیر آمیز  جامعه آن دوره به مقوله بانوان  را نشان میده 

 

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۱ در پاسخ به بهروز قدرتي دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

دوست گرامی جناب قدرتی عزیز 

  بنده متوجه موضوع شمشیر حضرتعالی که بر روی آن کلماتی حک شده نگردیدم آیا این شمشیر وجود فیزیکی داره یا باز هم در عالم رویا متعلق به شماست ؟ واگر وجود داره کاربرد آن چیست ؟ 

  ممنونم ومنتظر پاسخ شما میمانم شاد باشی عزیزم 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل ششم » بخش ۴ - حکایت:

درود 

 

یعنی امام غزالی  هم بله؟

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل پنجم » بخش ۶ - مثنوی:

هر که را نیست عیش خوش بی‌دوست ...

درود 

 

مصرع دوم    این مناجات میکند کای دوست   درسته کاری دوست  نمیتونه باشه اصلاح بفرمایید 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۸ - حکایت:

رو، در عشق آن نگارین زن که تو از عشق او شدی احسن

درود 

وزن مصرع اول ایراد داره  وبنظر اینگونه درست میشه 

 

رو تو در عشق آن نگارین زن

که تو از عشق او شدی احسن 

 

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ در پاسخ به ... دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - سر آغاز:

درود بر شما 

ممنون از نوشتار شما  ولی استاد زرین کوب عشاق نامه  را منتسب به عراقی میداند  وشما با قطعیت از عراقی میدانید. البته برای بنده محتوای کلام مهمتر از گوینده کلام است .

 

 شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۶۰ - حکایت ذوالنون مصری:

از در لطفش کسی نومید ن ی ست ...

 درود بر شما 

 چه حکایت زیبا وقابل تاملی است  ودر این بیت اشاره به آیه ذیل دارد .

 

قُلۡ یَٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُواْ عَلَیٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ   (53 زمر) 

بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است .

 

 شاد باشید 

 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۴:

آنچ خو کرد ز لطفت برسان ترک تیمار و جرایات مکن

درود بر شما 

در مصرع دوم  آیا امکان داره  جراحات بوده واشتباها  جرایات  درج شده باشه  ناگفته نباشه که جرایات هم به نوعی بی ربط نیست چون در مصرع اول میگه ما به مقرری تو خوگرفته ایم و آن را قطع مکن    ولی جراحات با تیمار کردن بهتر معنی را کامل میکنه .

 

 شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۴ در پاسخ به Hana Ahmadian دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱:

هانای عزیز درود بر شما 

بنده در مورد انتساب غزل به مولانا نظری نمیتوانم داشته باشم  ولی به قطع ویقین این را میدانم که هر هنرمند  آثاری را که خلق میکند به یک گونه نیست وحتما دارای آثار قوی وضعیف میباشد ولی شما فرمودید که قبل از دیدار شمس جناب مولانا عارفی مسلمان بوده که اینجا خالی از اشتباه نیست  کاری که شمس با ایشان کرد این بود که او را از جامه زهد ریایی آزاد کرد وخرقه عرفان  الهی بر او پوشید واز سجاده نشینی در محراب جدا کرده وشور سماع عرفانی را در جان او ریخته ، اگر عارف بود چه نیاز به شمس  وآنجا که خود مولانا برای شمس گفته :

 

زاهد بودم ترانه‌ گویم کردی

سرفتنهٔ بزم و باده‌ خویم کردی

سجاده‌ نشین باوقاری بودم

بازیچهٔ کودکان کویم کردی

 

 ببخشید بنده را وشاد باشی عزیزم 

 

۱
۲
۳
۴۶