گنجور

آمار شعرها

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۰۵

 

گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم

نبود چنان کزان بت دلخواه بشنوم

بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی

بنشینم و فسانهٔ آن ماه بشنوم

آواز ارغنون ندهد ذوقم آنچنان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۱۱

 

شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم

اول نهم دو دیده و آنگاه پا نهم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۱۲

 

شبها که گرد کوی تو گردم به یکقدم

اول نهم دو دیده وآنگاه پا نهم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۲

 

باآنکه در شکنجه غم بسته مانده‌ام

هم باز مانده از چو تو باری نمی‌توان

ای ماه نو زحلقه به گوشان بندگیت

مابنده‌ایم حلقه دران گوش در مکن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۷

 

گفتی که نالهٔ تو به یار تو می‌رسد

آنجا که ناله می‌رسد آنجا مرارسان

ما چون نمی‌رسیم بدان آرزوی دل

یارب تو آرزوی دل ما به ما رسان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۴۲

 

جانان مده اگر دو جهانت دهند ازانک

یوسف به من یزید نشاید فروختن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۱

 

ای دل ز وعدهٔ کنج آن شوخ یاد کن

خود را به عشوه گر چه دروغ است شاد کن

بنویس نامه‌ای و روان کن به دست اشک

لیک اول از سیاهی چشمم سواد کن

اینک سواره می‌رود و تا ببینمش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۲

 

ای دل علم به ملک قناعت بلند کن

بر آتش درونهٔ آن جان سپند کن

تا چند زاغ مزبله لختی همای باش

خود را به نانمودن خویش ارجمند کن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۸

 

امروز باز شکل دگر گشت یار من

یادی نکرد از من و از روزگار من

صدره فتاده بر ره خویشم بدید وهیچ

رحمت نکرد بر دل امیدوار من

مردم در انتظار کناری وی و بخت بد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۱

 

باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من

خون گشته از جفاش دل ناتوان من

هرچند بینمش هوسم بیش می‌شود

روزی در ین هوس رود البته جان من

ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۲

 

ای بوده در قفای تو دایم دعای من

بیگانگی مکن که شدی آشنای من

دست از جفا بدار و گرنه دعا کنم

تا دادمن ز تو بستاند خدای من

گر من دعاکنم به سحرگاه وای تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷۰

 

گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش

یا پا برهنه بر گل و بر یاسمین مرو

بر نازکان باغ ببخشای و لطف کن

زینسان به ناز در چمن ای نازنین مرو


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷۴

 

شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف

کافتد بخاک سایهٔ سر و بلند تو


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷۷

 

روزی که ذره ذره شود استخوان من

باشد هنوز در دل تنگم هوای تو


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۸۳

 

ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان

مسجد خراب کرده و بت‌خانه ساخته


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۰۲

 

سر در خمار شب به کنار که بوده‌ای ؟

لبها فگار همدم و یار که بوده‌ای ؟

سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز

شب تا به روز باده گسار که بوده‌ای ؟

شمع مراد من نشدی یک شبی تمام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۰۴

 

آمد بهار و سرو برآراست قامتی

گل بر کشید بهر طرب را علامتی

گردیده باد بر سرآن سرو جان من

گردان چو باد گرد برآن سرو قامتی

قد قامت الصلوه موذن زند به صبح

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۲۱

 

جو ری که می کنی تو مرا آن نمی‌کشد

این می‌کشد که پیش بد اندیش می کنی


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۲۴

 

بستان دعای سوخته‌ای و ز لبش مرا

آلودهٔ کرشمهٔ دشنام او بگوی


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱

 

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست

خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست

خوش منزلی است عرصهٔ روی زمین دریغ

کانجا مجال عیش و مقام قرار نیست

دل در جهان مبند که کس را ازین عروس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[صفحهٔ اول] … [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] … [صفحهٔ آخر]