گنجور

شمارهٔ ۸۵۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل باز سوی آن بت بدخو چه می رود؟

این خون گرفته باز دران کوچه می رود؟

چون رفت از من آن دل نادان، رو، ای صبا

امشب بران غریب ببین گو چه می رود؟

گلگشت باغ می کند امروز سرو من

بنگر که باز بر گل خوشبو چه می رود؟

آخر گهی نگشت صبا نزد کوی او

چندین به سوی لاله خودرو چه می رود؟

جان می رود ز من، چو گره می زند به زلف

مردن مراست از گره او چه می رود؟

زین سو نشسته منتظرش طالبان خون

آن شوخ برشکسته بر آن سو چه می رود؟

جان جهانی از رخ او کشته شد، هنوز

دیوانه خلق دیدن آن رو چه می رود؟

سر سبز شد لبش، اگر آب حیات نیست

این خضر باز بر لب آن جو چه می رود؟

از بهر خویش خسرو بیچاره خون گریست

بر روی او ببین که ازان رو چه می رود

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.