گنجور

شمارهٔ ۸۴۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لعل شکروشت که به جلاب شسته اند

گویی پیاله را به می ناب شسته اند

در چشم ما ز خون جگر خواب بسته شد

زان رو که وقت خاستن از خواب شسته اند

هر گه که خوی همی کند آن عارض چو ماه

خورشید گوییا که به هفت آب شسته اند

بشکسته اند توبه به عهد تو آن کسان

کز آب دیده منبر و محراب شسته اند

دست از تو می نشویم و از غم تمام خلق

دست از من شکسته بی تاب شسته اند

از تشنگی بسوختم، ای دیده، شربتی

آخر از آن دو لب که به جلاب شسته اند

خسرو، کسان که غمزه زنان را دهند پند

از خون میش دشنه قصاب شسته اند

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.