گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار

 

باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپیده شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد به روی توافسوس ای شکوفه خندان نیامدی
زندانی تو بودم و مهتاب من چراباز امشب از دریچه زندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که بازچون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
شعر من از زبان تو خوش صید دل کندافسوس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده

 

دستی که گاه خنده بآن خال می بریای شوخ سنگدل دلم از حال می بری
هر کس به نرد حسن تو زد باخت پس بگودست از حریف خویش بدان خال می بری
چالی فتد به گونه ات از نوشخند و دلزان خال اگر گذشت بدین چال می بری
مهتاب شب که سرو چمانی به طرف جویچون سایه ام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریق

 

ای گل به شکر آنکه در این بوستان گلیخوش دار خاطری ز خزان دیده بلبلی
فردا که رهزنان دی از راه میرسندنه بلبلی به جای گذارند و نه گلی
دیشب در انتظار تو جانم به لب رسیدامشب بیا که نیست به فردا تقبلی
گلچین گشوده دست تطاول خدای راای گل بهر نسیم نشاید تمایلی
گردون ز جمع ما همه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته

 

ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنیاز ساکنان فرش فراموش می کنی
گر نای زهره بشنوی ای دل بگوش هوشآفاق را به زمزمه مدهوش می کنی
چون زلف سایه پنجه درافکن به ماهتابگر خواب خود مشوش و مغشوش می کنی
عشق مجاز غنچه عشق حقیقت استگل گوشکفته باش اگر بوش می کنی
از من خدای را غزل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار