گنجور

شعرهای نیر تبریزی با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)»

 

نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۷

 

شهید عشق که تنک است پوست بر بدنش

تو خصم بین که به یغما زره برد ز تنش

زره بغارت اگر برد خصم خیره چه غم

که بود جونش تن زلفهای پر شکنش

چه آب بست بگلزار بوتراب سپهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۵۶ - ایضا

 

زخاک اگر همه بعد از تو حور عین خیزد

سلاله چو تو مشکل زماء وطین خیزد

مه ار زچرخ بیارد بصد قران بالله

گر از زمین چو توئی ماه بیقرین خیزد

بر آن فرشته جان آفرین که نقش توبست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

بجان دوست که از درمران گدائی را

که جز درت نشناسد در سرائی را

کدام دل که در او جا کند نصیحت خلق

مگر خیال تو خالی گذاشت جائی را

بیا بصبر من و عشق خود مشاهده کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

مده بباد سر زلف عنبر آسارا

روا مدار پریشانی دل ما را

ببند دیده چو مجنون زهرچه جز رخ دوست

اگر مطالعه خواهی جمال لیلی را

چه جای ضعف من ناتوان که قوت عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸

 

مگر قدم بره عشق هشتن آسان است

سر سران جهان ریگ این بیابان است

تمتعی که بود تشنه زار آب فرات

مرا ز خنجر قاتل هزار چندان است

در بهشت گشودند یا کلاله تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳

 

بهای قند چه داند که در جهان چند است

کسی که همدم آن پسته شکر خند است

بیا که جای تو خالی است در حوالی چشم

اگر بگریه من خاطر تو خورسند است

زمن بدلبر پرخاشجو که گوید باز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶

 

کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست

کدام لطف و ملاحت که در عجین تو نیست

از ایندرخت رطب در بروی خلق مبند

که کس شهر نه بینم که خوشه چین تو نیست

نه من شهد لبت چونمگس حریصم و بس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸

 

نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد

غبار لشگرش از ترک تا بچین خیزد

ملفق است بهم نیش و انگبین چه عجب

خطی سیه گر از آنسکان انگبین خیزد

زهی خلف که دمادم ز آسمان و زمین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷

 

بتان چو زلف مسلسل بتاب میسازند

بگردن قمر از موطناب میسازند

چو از کنار جبین به کشند طرف کلاه

هلال بکشبه را آفتاب میسازند

صبا بگوی بمانی که نو خطان ختا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷

 

ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر

بغیر روز سیاه از تو دل ندید آخر

فلک بر ابروی من خم نداد و غمزۀ تو

بیک اشاره کمان مرا کشید آخر

دلم ز شوق دهانش میان خون میگشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴

 

کجا بگوش رسد ناله های زار منش

هزار بلبل دستانسراست در چمنش

ضرورتست مرا بی تو رو بصحرا کرد

که بوی موی تو آید ز سنبل و سمنش

مگر که پای توبست ای نسیم گلشن مصر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵

 

که برگذشت که خون میرود ز چشم ترم

چه شعله بود که از پا گرفت تا بسرم

سزای من که نپرداختم ز دانه بدام

بکش بخون دل ایسنگ عشق بال و پرم

دگر معامله با کس نماند جز تو مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۵

 

من ای حریف نه مرد شراب گلگونم

بشاد کامی غم جام پر کن از خونم

مرا ز هوش ببر از خم جنون ساقی

که سینه تنگ شد از حکمت فلاطونم

برو ادیب ز باران تیر طعنه خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۵

 

من و وصال تو از خواب عجب خیالست این

ولی خیال تو و خواب من محالست این

رخت ربودۀ ز دل نقطۀ سویدائی

نهاده زیر سر زلف کچ که خالست این

قدت بسرو چمن سر فرو نمیآرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۲

 

بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی

شراب نوش که در عین پختگی خامی

براه بادیه شرط است سر قدم کردن

اگر بکعبۀ گوش به بندی احرامی

نسیم صبح خدا را تو محرم رازی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۱۳

 

نه تیر رفته بسوی کمان فراز آید

نه روزگار جوانی که رفت باز آید

نعیم روز جوانی مده بدست هوا

که شمع شب ز هوا زود در گداز آید


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۷۳

 

هوای زلف تو تا جا گرفته در دل من

بجز خیال پریشان نبوده حاصل من

ز حیرت تو نماند مرا محال جواب

اگر بحشر رود پرسشی ز قاتل من

خیال روی توام آرزوست شب در خواب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی