گنجور

شمارهٔ ۲۸

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

مگر قدم بره عشق هشتن آسان است

سر سران جهان ریگ این بیابان است

تمتعی که بود تشنه زار آب فرات

مرا ز خنجر قاتل هزار چندان است

در بهشت گشودند یا کلاله تو

که هر طرف نگری سربسر گلستان است

طبیب درد مرا تازه کن ز قوت عشق

گرت بضعف دل خسته میل درمانست

هزار بار گرم بشکنی قنینه دل

من آنکه با تو نخواهم شکست پیمانست

صبا بطره جانان ز من نهفته بگو

تو جمع باش که احوال دل پریشانست

بحسرت تو بپایان رسید عمر دراز

هنوز بادیه هجر را نه پایان است

حدیث سایه ابر است و خوب روز هجیر

تمتعی که مرا از وصال جانان است

مرا که دیده بزلف و رخ تو نیست چه سود

که کوه و دشت سراسر گلست و ریحانست

خیال چشم تو گر مستی آورد چه عجب

که هرچه سحر بگویند از او در امکانست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.