گنجور

آمار شعرها

 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » اندر معنی بیداری ملوک و سلاطین و حفظ و بخشش ایشان

 

شاه محمود زاولی به شکار

رفت روزی ز روزگار بهار

با گروهی ز خاصگان سپاه

کرد نخچیر شاه داد پناه

از برِ شاه آهویی برخاست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه

 

با سلاطین چو گفت خواهی راز

وقت آنرا بدان چو وقت نماز

کن مراعات شاهِ بدخو را

چون زن زشت شوی نیکو را

شه چو بر داردت فکندش باش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در پند و نصیحت پادشاه گوید

 

همه خلق آنچه ماده وانچه نرند

از درون خازنان یکدگرند

گر دهی نیک نیک پیش آرند

ور کنی بد بدی نگهدارند

زانکه از کوزه بهر عادت و خو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در حلم پادشاه و احتمال از زیردستان

 

بشنو تا ابوحنیفه چه گفت

صفّهٔ عقل خویش را چون رُفت

که سفیهی چو داد دشنامش

گشت خامش ز گفتن خامش

گفت از این ژاژ او چه آزارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در عدالت و ستم ناکردن

 

شاه چون بستد از رعیّت نان

نقد شد کلّ من علیها فان

از رعیّت شهی که مایه ربود

بُن دیوار کَند و بام اندود

نان خشکار را ز من ببری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاه

 

به نقیبی بگفت روزی امین

که بران صد پیاده در صف کین

او حدیث امین به جای بماند

بشد و صد سوار در صف راند

چون چنان دید گرم گشت امین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » فی تقلیدالملک

 

کس به تدبیر سفله ملک نراند

نامه در نور برق نتوان خواند

رای کم عقل نور برق بُوَد

خاصه جایی که بیم غرق بُوَد

شاه تا زفت و بی‌خرد نبود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در بینوایی و فقر دبیران گوید

 

ور دبیر از تو بی‌نوا باشد

دان که تدبیرها خطا باشد

هرکجا کور دیدبان باشد

لاجرم گرگ سر شبان باشد

عقل خندد به زیر دامن در

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » اندر رادی و حسن سیرت پادشاه

 

سال قحطی یکی به کسری گفت

کابر بر خلق شد به باران زُفت

گفت کانبارخانه بگشادیم

ابر گر زفت گشت ما رادیم

صبح‌وار از پی ضیا بدمیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در راستی میان جور و عدل

 

از عقوبت سه حرف بیش مگیر

با و تا را ز دیو در مپذیر

بر تن از راه رفق بر تن خصم

بشکن از روی خُلق گردن خصم

روی خندان و عفو‌گستر باش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در تعهّد علمای دیندار

 

علما جز امین دین نبوند

چون نیابند امان امین نبوند

چشم سر ملک و چشم سِر دین است

آن جهان بین و این نهان بین است

این و آن هردو یار یکدگرند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » حکایت در آنکه پادشاه را دل در هوا نباید بستن

 

یافت شاهی کنیزکی دلکش

شاه را آن کنیزک آمد خوش

هم در آن لحظه‌اش به آب افکند

گفت شه خوب ناید اندر بند

که چو بگشاد زو بلات بُوَد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در عدل نمودن و ظلم کردن

 

دولت اکنون ز امن و عدل جداست

هرکه ظالم‌تراست ملک او راست

گر همی ملک جاودان خواهی

زیر فرمان خود جهان خواهی

باش چون آفتاب ناغمّاز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در سیاست پادشاه

 

ملک چون بوستان نخندد خوش

تا نگرید سنان چون آتش

بکن از خون دشمن آلوده

تیغهای نیام فرسوده

حلهٔ لعل پوش ناچخ را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » در حکم راندن پادشاه

 

پایهٔ قدر آن جهانی جوی

سایه و فرّ آسمانی جوی

همّت اندر نهاد عالی دار

دل ز کار زمانه خالی دار

دست از این آبهای جوی بشوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » مدح پادشاه به ترتیب کواکب و بروج دوازده‌گانه

 

پای برنه بر آسمان سرمست

تیغ بهرامشاهی اندر دست

مه چو پیش آیدت سرش بشکن

تیر اگر دم زند زبانش بکن

زخمه بستان ز پنجهٔ ناهید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » فی صفة‌العلماء و امراء الدولة القاهرة و صفة غلمانه و جنده کثّرهم‌اللّٰه

 

عالمانت چو تیغ چیره زبان

عاملانت چو نیزه بسته میان

وین کمر بستگان که بر درِ تو

بگشادند جمله کشور تو

گرچه همواره تند و کین دارند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » ستایش امیرجلال‌الدولة ابوالفتح دولتشاه‌بن بهرامشاه ابن مسعود اناراللّٰه براهینهم

 

تا دل و دولتست و بینایی

جود و فرهنگ و هنگ و والایی

باد بر دولت دو عالم شاه

شاه و فرزند شاه دولتشاه

آنکه در روی اوست فرِّ ملوک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » فی وصف‌الحال و تمام مدایح السلطان والوزراء والقضاة

 

چون از مدائح سلطان اعظم و شاهنشاه معظّم اعزّاللّٰه انصاره طرفی گفته آمد نه در خور مناقب وی چه در خور طبع قاصر و رای رکیک من بندهٔ عاجز و چون بهمگی مناقب و خصال ستودهٔ وی پادشاه خلّد اللّٰه ملکه نتوانستیم رسیدن عجز پیش آوردیم (و طریق اقتصار و اختصار سپردیم) و همان گفتیم که مهتر عالم و سیّد کائنات «و سرور موجودات» صلّی‌اللّٰه علیه و آله و سلّم در شب ملاقات در حضرت ربوبیت گفت لااحصی ثناء علیک انت کما اثنیت «علی نفسک» و بعد از آن به مناقب و فضائل وزراء و اصحاب قلم و شمائل قضاة و ائمهٔ دین کثّرهم‌اللّٰه انجامیدیم و این کتاب را به پایان آوردیم و از هریکی طرفی و شمتی درخور رای قاصر و رکاکت طبع بلید خویش گفتیم و از ایزد جلّ ذکره درخواسته می‌آید تا مگر از جملهٔ این ابیات یک بیت بر رای عالی اعلااللّٰه پسندیده آید و محلِّ قبول یابد که بدان یک بیت بندهٔ ضعیف با حکمای اوّلین و آخرین مفاخرت کند چنانکه گوید:از کبر من آسمان سای شود


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان » اندر مدح وزراء و صدور و قضاة گوید

 

ای سنایی چو یافتی امکان

بنمای اندرین سخن برهان

چون شدی فارغ از مدایح شاه

به سوی مدح خواجه آر پناه

خواجهٔ خواجگان و جماعت دیوان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

[صفحهٔ اول] … [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹] … [صفحهٔ آخر]