بخش ۳۰ - اندر رادی و حسن سیرت پادشاه
سال قحطی یکی به کسری گفت
کابر بر خلق شد به باران زُفت
گفت کانبارخانه بگشادیم
ابر گر زفت گشت ما رادیم
صبحوار از پی ضیا بدمیم
که نه ما در سخا ز ابر کمیم
دیم ما هست اگر دم او نیست
نام ما هست اگر نم او نیست
نم ابر ار ز خلق بگسسته است
دست ما را که در سخا بسته است
نه فلک را به کام بگذاریم
پنج و چار و سه را بینباریم
ابروار از برای ایشانیم
تا بر ایشان گهر برافشانیم
ما سخیتر ز ابر و بارانیم
به گه قحط مُعطی نانیم
گنج و انبار ما برای شماست
وین خزاین همه عطای شماست
گرسنه مردمان و کسری سیر
سگ بُوَد این چنین امیر نه شیر
روز پاداش ماه باید شاه
باز بهرام وقت بادافراه
به تهوّر ز گور کور مجوش
به مدارا ز شیر شیر بدوش
مر ترا آمدهست چون اشراف
شیر کشتن به خلق آهو ناف
عدل را یار خویش کن رستی
ورنه پیمان و عهد بشکستی
عدل ورز و به گرد ظلم مگرد
ظلم ازین مملکت برآرد گرد
شاه عادل بُوَد به ملک اندر
نایب کردگار و پیغامبر
باز ظالم بود ز آتش و دود
یار دجّال و نایب نمرود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، قصیدهسرای قحطی و ناامیدی مردم را به تصویر میکشد و به کسری (پادشاه) میگوید که باران نباریده و او باید برای مردم خود کاری کند. او تأکید میکند که باید سخاوتمند باشد و بر امکانات و گنجینههای موجود به نفع مردم استفاده کند. همچنین به صفات یک پادشاه عادل اشاره میکند و بر لزوم حاکمیت عدل تأکید میکند تا ظلم برطرف شود. شاعر به کسری هشدار میدهد که اگر عدالت برقرار نکند، ملک به ویرانی خواهد رفت و در این بین بر اهمیت حکومت بر اساس انصاف و رحمت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: در سال قحطی، شخصی به کسری گفت که چگونه مردم بر اثر باران نرم و خوب، به زندگی و شادی بازگشتند.
هوش مصنوعی: گفتیم که انبار باران را باز کردیم؛ اگر باران سنگینی ببارد، ما برای آن آمادهایم.
هوش مصنوعی: صبحگاهی به دنبال روشنایی میرویم، چرا که مثل ابرها در بخشش و بزرگمنشی کمبود نداریم.
هوش مصنوعی: اگر ما وجود داریم، ولی او وجود ندارد، نام ما نیز وجود دارد حتی اگر نام او نباشد.
هوش مصنوعی: اگر ابر به خاطر انسانها از ما دست کشیده باشد، پس دست ما همچنان در بخشش و سخاوت باز است.
هوش مصنوعی: ما نه اجازه میدهیم که آسمان به خواستهاش برسد و نه میگذاریم که روزها و شبها بر ما تسلط پیدا کنند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر آنها زیبا و دلکش هستیم تا بتوانیم زیبایی و ارزش را به وجودشان بیفزاییم.
هوش مصنوعی: ما بخشندهتر از ابر و باران هستیم و در زمان بیبرکتی، نان دهندهی مردم هستیم.
هوش مصنوعی: دارایی و ذخایر ما برای شماست و همه این ثروتها به خاطر شماست.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که وقتی مردم در فقر و گرسنگی به سر میبرند، و در عوض یک امیر یا رئیس به شدت از نعمتهای دنیوی برخوردار است، این وضعیت نشاندهندهی ناعدالتی و فقر اجتماعی است. به گونهای که به نوعی میتوان گفت که این وضعیت به جانداری چون سگ که سیر است، شباهت دارد و نه به یک حاکم برحق و شجاع چون شیر. در واقع، این جمله انتقاد از حاکمیتی است که به جای توجه به نیازهای مردمانش، به رفاه شخصی خود میپردازد.
هوش مصنوعی: زمانی که پاداش و جزا داده میشود، روزی خواهد بود که شاهی مانند بهرام، در قدرت و عظمت خود ظاهر میشود و بر فراز او بادها میوزند.
هوش مصنوعی: این بیت به ما میآموزد که در مواجهه با مشکلات و سختیها، باید با شجاعت و قدرت عمل کنیم و از گریز و ترس بپرهیزیم. همچنین نشاندهنده این است که در برخی مواقع، باید با احتیاط و ملایمت برخورد کنیم و از استفاده از خشونت و نیروی ظاهری بپرهیزیم. بهطور کلی، باید بین شجاعت و دلسوزی تعادل برقرار کنیم.
هوش مصنوعی: تو همانند شیرانی که برای شکار میروند، به دنیا آمدهای و قوهای در وجود تو نهفته است که میتواند بر دیگران تسلط یابد.
هوش مصنوعی: عدالت را به عنوان همراه خود انتخاب کن، در غیر این صورت پیمان و عهد خود را نقض کردهای.
هوش مصنوعی: عدالت را رعایت کن و به سوی ظلم نرو، زیرا ظلم باعث میشود که این سرزمین دچار مشکلات و نابسامانیها شود.
هوش مصنوعی: شاه، در امور مملکت، همواره نماینده و جانشینی از جانب خداوند و پیامبران است و باید عدالت را در حکومت خود برقرار سازد.
هوش مصنوعی: دوست ظالم همچنان از آتش و دود میسوزد، مثل یاری برای دجال و جانشینی برای نمرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.