گنجور

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح ملک‌العادل ابوالفتح ملکشاه

 

آمد به سلامت بر من ترک من از راهپرداخته از جنگ و برآسوده ز بدخواه
چون سرو سهی قامت و شایسته‌تر از سروچون ماه دو هفته رخ و بایسته‌تر از ماه
سروست اگر گوی زند سرو به میدانماهست اگر چنگ زند ماه به خرگاه
تا وقت سحرگه من و او در شب دوشینبی‌مشغله و بی‌غلبه یک دل و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۳

 

ای سنبلهٔ زلف تو خرمن زده بر ماهوی روی من از مهر تو طعنه زده بر کاه
خورشید جهانتاب تو از شب شده طالعهندوی رسن باز تو بر مه زده خرگاه
افعی تو در حلقه و جادوی تو در خوابخورشید تو در عقرب و پروین تو بر ماه
صورت نتوان بست چنین موی میانیبر موی کمر بسته و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۴

 

آن عارض و رخسار و جبین هست در سه ماه
کز دیده نهائنده نهان کردمت آگاه
گر دیده گنه کرد که از خانه کشیمش
ور اشک بزودیش برانیم ز درگاه
بر شاه گدا را نبود هیچ گرفتی
جز دامن دولت که بگیرد گه و بیگاه
گره هست خود از جانب آن روی مپوشان
تا روی نوه بینیم و بگیریم برو راه
هرچند که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی