گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «رافتاد»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰

 

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۱

 

در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد

کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد

چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن

تا قصه خوبان که بنامند برافتاد

بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۵۵

 

زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد

از صورت بی طاقتیم پرده برافتاد

گفتیم که عقل از همه کاری به درآید

بیچاره فروماند چو عشقش به سر افتاد

شمشیر کشیدست نظر بر سر مردم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۴

 

زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد

عقل آمد و با عشق درافتاد ور افتاد

ما سر به در خانهٔ خمار نهادیم

پا بر سر ما هر که نهاد او به سر افتاد

مه روشنئی یافت که شد بدر تمامی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲۷

 

هر پرده که از چهره مقصود برافتاد

شد برق جهانسوز ومرا در جگر افتاد

چون کنج لب وگوشه چشم است دلاویز

هر چند که ملک دل ما مختصر افتاد

آماده پیچ وخم بسیار شو ای دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۴

 

دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد

چون سرو ز گل پای کشید و به سر افتاد

چون آینه از لذت دیدار برآمد

چشمی که چو آیینه پریشان نظر افتاد

از عشوه ساقی چه خبر اهل خرد را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۷

 

باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد

بس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد

لطفی کن و تیری دگرم سوی دل انداز

کان تیر نخستین که زدی بر جگر افتاد

پرسیدن باران کهن رسم قدیم است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد

اظهار غم شوق امامم به سر افتاد

آمد به زبان قصه پر غصه مهدی

وان راز که بر دل بنهفتم به در افتاد

از دشمن ایشان طمع خیر مدارید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

دل دید لبت وز دو جهان بی خبر افتاد

بین مستی این می که عجب کارگر افتاد

هرجا ز تو شوریست همانا که ز خوبان

در طینت پاک تو نمک بیشتر افتاد

زلف سیهت سوخته از برق تجلیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۰

 

زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد

امّید وصال تو به عمر دگر افتاد

در قلزم دل نیست همانا، نم خونی

کز دیده به دامان همه لخت جگر افتاد

در دامن شب طره سیه مست، گشودی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶

 

بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد

بس نافۀ چین بر سر هر رهگذر افتاد

بس یوسف دل دید در آن چاه زنخدان

دیوانه دلم بر سَر آنان به سر افتاد

ما را ز سر زلف تو این شیوه خوش آمد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی