گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۸

 

ای دوست عتاب را رها کن

تدبیر دوای درد ما کن

ای دوست جدا مشو تو از ما

ما را ز بلا و غم جدا کن

اندیشه چو دزد در دل افتاد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷

 

آخر نگهی به سوی ما کن

دردی به ارادتی دوا کن

بسیار خلاف عهد کردی

آخر به غلط یکی وفا کن

ما را تو به خاطری همه روز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰

 

ای دوست ره جفا رها کن

تقصیر گذشته را قضا کن

بر درگه وصل خویش ما را

با حاجب بارت آشنا کن

در صورت عشق ما نگارا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۸

 

فحشی زلبت تو وقف ما کن

درد دل بیدوا دوا کن

گفتی شب وصل ریزمت خون

بازآی بعهد خود وفا کن

توروز و شبان بیاد غیری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی