گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۰

 

دیر آمده‌ای مرو شتابان

ای رفتن تو چو رفتن جان

دیر آمدن و شتاب رفتن

آیین گل است در گلستان

گفتی چونی چنانک ماهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۲

 

ما شادتریم یا تو ای جان

ما صافتریم یا دل کان

در عشق خودیم جمله بی‌دل

در روی خودیم مست و حیران

ما مستتریم یا پیاله

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۵

 

بازآمد آستین فشانان

آن دشمن جان و عقل و ایمان

غارتگر صد هزار خانه

ویران کن صد هزار دکان

شورنده صد هزار فتنه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

 

برخیز و صبوح را برنجان

ای روی تو آفتاب رخشان

جان‌ها که ز راه نو رسیدند

بر مایده قدیم بنشان

جان‌ها که پرید دوش در خواب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶

 

ای کودک خوبروی حیران

در وصف شمایلت سخندان

صبر از همه چیز و هر که عالم

کردیم و صبوری از تو نتوان

دیدی که وفا به سر نبردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷

 

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در نعت امام هشتم (ع)

 

دین را حرمیست در خراسان

دشوار ترا به محشر آسان

از معجزهای شرع احمد

از حجتهای دین یزدان

همواره رهش مسیر حاجت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵

 

بر جانور و نبات و ارکان

سالار که کردت ای سخن‌دان؟

وز خاک سیه برون که آورد

این نعمت بی‌کران و الوان؟

خوانی است زمین پر ز نعمت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفار

 

ای نایب عیسی از دو مرجان

وی کرده ز آتش آب حیوان

ای زهر تو دستگیر تریاق

وی درد تو پای‌مرد درمان

از جام تو صاف نوش‌تر، تیغ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوم

 

اکنون که گشاد گل گریبان

دست من و دامن گلستان

بی‌بادهٔ زر فشان نباشم

چون باد شده است عنبرافشان

خاصه که به هر طرف نشسته است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم

 

یعقوب دلم، ندیم احزان

یوسف صفتم، مقیم زندان

او در چه آب بد ز اخوت

من در چه آتشم ز اخوان

چون صفر و الف تهی و تنها

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸۶ - وله ایضا

 

در بارگه امام شافع

فرزند رسول و نور یزدان

شد سید ما به مهر فطری

در قرب جوار از مقیمان

این موت به از حیات جاوید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹

 

یک عین به اختلاف اعیان

بنموده جمال ای عزیزان

در هر عینی نموده حسنی

از عین جمال خود به اعیان


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۹ - به یکی از معاندین

 

ای کسروی ای سفیه نادان

سرگشته تیه بغی و خذلان

بدبخت کسی که چون تو باشد

یک عمر به کار خویش حیران

منفور به نزد پیر و برنا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح خاقان ارسلان خان کمال‌الدین ابوالقاسم محمد

 

ای روی تو آفتاب تابان

بردی دل و نیست بر تو تاوان

تو آفت جانی و جهانی

نام تو نهاده‌اند جانان

چون عهد تو پشت من شکسته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۷۱

 

آدینه و صبح و عید قربان

فرخنده گشاد هر سه یزدان

بر ناصر دین و تاج ملت

شاه عجم و پناه ایران

سنجر که نهیب خنجر او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر شاهی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲

 

دندان و لب تو هر دو با هم

دارند همیشه عیش پنهان

من بعد کمین کنم لبت را

باشد که بگیرمش به دندان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر شاهی سبزواری
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۵

 

گر ره به تو هست، چیست فرمان؟

ور ره به تو نیست، چیست درمان؟

گر شوق تو نیست در خرابات

پس چیست خروش و ذوق مستان؟

گر سوز تو نیست در صوامع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۳

 

ای سخت گمان سست پیمان

تا چند زنی مرا به پیکان

از تیر جفا دلم بخستی

جز مرهم وصل نیست درمان

ای سرو روان و مونس دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جهان ملک خاتون
 

طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

خفتن نتوان درین گلستان

از ناله شب نخفته مرغان

ای شب نه غم منی خدا را

تا چند نمی‌رسی به پایان

من مانده و همرهان روانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

طبیب اصفهانی
 

[۱] [۲]