روزی به مبارکی و شادی
بودم به نشاط کیقبادی
ابروی هلالیام گشاده
دیوان نظامیام نهاده
آیینهٔ بخت پیش رویم
اقبال به شانه کرده مویم
صبح از گلِ سرخ دسته بسته
روزم به نَفَس شده خجسته
پروانهٔ دل چراغ بر دست
من بلبل باغ و باغ سرمست
بر اوج سخن علم کشیده
در درج هنر قلم کشیده
منقار قلم به لعل سفتن
دراج زبان به نکته گفتن
در خاطرم اینکه وقت کار است
کهاقبالْ رفیق و بخت یار است
تا کی نفس تهی گزینم؟
وز شغل جهان تهی نشینم؟
دوران که نشاط فربهی کرد
پهلو ز تهیروان، تهی کرد
سگ را که تهی بود تهیگاه
نانی نرسد تهی در این راه
بر ساز جهان نوا توان ساخت
کان راست جهان که با جهان ساخت
گردن به هوا کسی فرازد
کاو با همه چون هوا بسازد
چون آینه هر کجا که باشد
جنسی به دروغ بر تراشد
هر طبع که او خلافجوی است
چون پردهٔ کج خلافگوی است
هان دولت اگر بزرگواری
کردی ز من التماس کاری
من قرعهزنان به آنچنان فال
واختر به گذشتن اندران حال
مقبل که برد چنان برد رنج
دولت که دهد چنان دهد گنج
در حال رسید قاصد از راه
آورد مثال حضرت شاه
بنوشته به خط خوب خویشم
ده پانزده سطر نغز بیشم
هر حرفی از او شکفته باغی
افروختهتر ز شبچراغی
کای محرم حلقهٔ غلامی
جادو سخنِ جهان، نظامی
از چاشنی دم سحر خیز
سحری دگر از سخن برانگیز
در لافگه شگفتکاری
بنمای فصاحتی که داری
خواهم که به یاد عشق مجنون
رانی سخنی چو دُر مکنون
چون لیلی بکر اگر توانی
بکری دو سه در سخن نشانی
تا خوانم و گویم این شکر بین
جنبانم سر که تاج سر بین
بالای هزار عشق نامه
آراسته کن به نوک خامه
شاه همه حرفهاست این حرف
شاید که در او کنی سخن صرف
در زیور پارسی و تازی
این تازه عروس را طرازی
دانی که من آن سخن شناسم
کهابیات نو از کهن شناسم
تا دَهدَهیِ غرایبت هست
دَهپنج زنی رها کن از دست
بنگر که ز حقهٔ تفکر
در مرسلهٔ که میکشی دُر
ترکی صفتِ وفای ما نیست
ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید
او را سخن بلند باید
چون حلقهٔ شاه یافت گوشم
از دل به دماغ رفت هوشم
نه زهره که سر ز خط بتابم
نه دیده که ره به گنج یابم
سرگشته شدم در آن خجالت
از سستی عمر و ضعف حالت
کس محرم نه که راز گویم
وین قصه به شرح باز گویم
فرزند محمد نظامی
آن بر دل من چو جان گرامی
این نسخه چو دل نهاد بر دست
در پهلوی من چو سایه بنشست
داد از سر مهر پای من بوس
کی آنکه زدی بر آسمان کوس
خسرو شیرین چو یاد کردی
چندین دل خلق شاد کردی
لیلی مجنون ببایدت گفت
تا گوهر قیمتی شود جفت
این نامهٔ نغز گفته بهتر
طاووس جوانه، جفته بهتر
خاصه ملکی چو شاه شروان
شروان چه که شهریار ایران
نعمت ده و پایگاه ساز است
سرسبز کن و سخن نواز است
این نامه به نامه از تو درخواست
بنشین و طراز نامه کن راست
گفتم سخن تو هست بر جای
ای آینهروی آهنینرای
لیکن چه کنم هوا دو رنگ است
اندیشه فراخ و سینه تنگ است
دهلیز فسانه چون بود تنگ
گردد سخن از شد آمدن لنگ
میدان سخن فراخ باید
تا طبع سوارییی نماید
این آیت اگرچه هست مشهور
تفسیر نشاط هست ازو دور
افزار سخن نشاط و ناز است
زین هردو سخن بهانه ساز است
بر شیفتگی و بند و زنجیر
باشد سخن برهنه دلگیر
در مرحلهای که ره ندانم
پیداست که نکته چند رانم
نه باغ و نه بزم ِ شهریاری
نه رود و نه می، نه کامگاری
بر خشکی ریگ و سختی کوه
تا چند سخن رود در اندوه؟
باید سخن از نشاط سازی
تا بیت کند به قصه بازی
این بود کز ابتدای حالت
کس گِرد نگشتش از ملالت
گوینده ز نظم او پر افشاند
تا این غایت نگفته زان ماند
چون شاه جهان به من کند باز
کاین نامه به نام من بپرداز
با اینهمه تنگی مسافت
آنجاش رسانم از لطافت
کز خواندن او به حضرت شاه
ریزد گهر نسفته بر راه
خوانندهاش ار فسرده باشد
عاشق شود ار نمرده باشد
باز آن خلف خلیفهزاده
کاین گنج به دوست در گشاده
یکدانهٔ اولین فتوحم
یک لالهٔ آخرین صبوحم
گفت ای سخن تو همسر من
یعنی لقبش برادر من
در گفتن قصهای چنین چست
اندیشهٔ نظم را مکن سست
هرجا که بهدست عشق خوانیست
این قصه بر او نمک فشانیست
گرچه نمک تمام دارد
بر سفره کباب خام دارد
چون سفتهٔ خارِش تو گردد
پخته به گزارش تو گردد
زیبارویی بدین نکویی
وآنگاه بدین برهنهرویی
کس دُر نه به قدر او فشاندهست
زین روی برهنهروی ماندهست
جان است و چو کس به جان نکوشد
پیراهن عاریت نپوشد
پیرایهٔ جان ز جان توان ساخت
کس جان عزیز را نینداخت
جان بخش جهانیان دم تست
وین جان عزیز محرم تست
از تو عمل سخن گزاری
از بنده دعا ز بخت یاری
چون دل دهی جگر شنیدم
دل دوختم و جگر دریدم
در جستن گوهر ایستادم
کان کندم و کیمیا گشادم
راهی طلبید طبع کوتاه
کهاندیشه بد از درازی راه
کوتهتر از این نبود راهی
چابکتر از این میانهگاهی
بحری است سبک ولی رونده
ماهیش نه مرده بلکه زنده
بسیار سخن بدین حلاوت
گویند و ندارد این طراوت
زین بحر ضمیر هیچ غواص
بر نارد گوهری چنین خاص
هر بیتی از او چو رستهٔ دُر
از عیب تهی و از هنر پر
در جستن این متاع نغزم
یک موی نبود پایلغزم
میگفتم و دل جواب میداد
خاریدم و چشمه آب میداد
دخلی که ز عقل درج کردم
در زیور او به خرج کردم
این چار هزار بیت اکثر
شد گفته به چار ماه کمتر
گر شغل دگر حرام بودی
در چارده شب تمام بودی
بر جلوهٔ این عروس آزاد
آبادتر آنکه گوید آباد
آراسته شد به بهترین حال
در سلخ رجب به ثی و فی دال
تاریخ عیان که داشت با خَود
هشتاد و چهار بعد پانصد
پرداختمش به نغز کاری
و انداختمش بدین عماری
تا کس نبرد به سوی او راه
الا نظر مبارک شاه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بخش از شعرش به خوشحالی و نشاط خود اشاره میکند و از الهاماتی که او را به نظم این کتاب واداشته سخن میگوید. او به زیباییهای زندگی، عشق و خلاقیت در هنر ادبیات میپردازد و از یاد عشق مجنون و لیلی گویای نوشتنش استفاده میکند. شاعر به تأثیر کلمات و اثر آنها در روح و دل انسانها اشاره دارد و بیان میکند که با وجود چالشها و موانع، باید از سخن و کلام به عنوان ابزاری برای ایجاد زیبایی و احساس استفاده کرد. او همچنین به تلاشهای خود در تألیف این اثر و پیوستگیاش با شاه و مقام او اشاره دارد و در نهایت از عشق و خلاقیت در آثار هنری سخن میگوید.
هوش مصنوعی: من روزی به خوشی و شادی، در حالی که حالتی سرزنده و شاداب داشتم، به یاد کیقباد (شاهی در افسانهها) بودم.
هوش مصنوعی: ابرویم مانند هلال ماه است و به خاطر زیباییام، دیوان نظامی (شاعر بزرگ ایرانی) را در کنار خود قرار دادهام.
هوش مصنوعی: آیینهای از بخت نیکم پیش روی من است که اقبال و موفقیت را همچون شانهای بر موهایم قرار داده است.
هوش مصنوعی: صبحی که به خاطر گل سرخ دستهبندی شده، با نفسی که از آن میکشم، برای من خوشیمن و دلپذیر شده است.
هوش مصنوعی: دل همچون پروانهای است که به نور و روشنی (چراغ) عشق مینگرد و من شمع (چراغ) هستم که این دل را میسوزاند. من هم مانند بلبلان باغ، در دنیای عشق شاد و سرمست هستم.
هوش مصنوعی: سخن به اوج خود رسیده و هنر به بهترین شکل در کلمات بیان شده است.
هوش مصنوعی: نوک قلم را به مانند سنگ قیمتی محکم و استوار نگه داشتن و زبان را برای بیان نکتههای دقیق آماده داشتن.
هوش مصنوعی: در ذهنم این است که اکنون زمان کار و تلاش فرارسیده، زیرا میدانم که اقبال و شانس به کمک و همراهی من آمده است.
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید زندگیام را بیهدف و بیمعنا بگذرانم و از کار و مشغلههای دنیا دوری کنم؟
هوش مصنوعی: در دورهای که شادی و خوشحالی افراد را پرورانده و به آنها نشاط میدهد، افرادی که در زندگی بیهدف و بیمعنا هستند، از این خوشی بیبهرهاند و احساس خالی بودن میکنند.
هوش مصنوعی: سگ، که در حال حاضر چیزی ندارد، در این مسیر هرگز به چیزی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: آنکس که با جهان به خوبی سازگار است، میتواند نغمهای را به وجود آورد که با تمام جهان هماهنگ باشد.
هوش مصنوعی: کسی که بینی او بلند است و سرش همیشه بالا است، کسی است که با همه چیز مثل هوا سازگار و همراه است.
هوش مصنوعی: هر جا که آینه قرار بگیرد، تصویری از خود را به نمایش میگذارد، اما این تصویر ممکن است بهجای حقیقت، بازتابی نادرست و دروغین از واقعیت باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که طبیعتش به سمت نادرستی میرود، مانند پردهای کج است که نادرست دروغ و خلاف را بازتاب میدهد.
هوش مصنوعی: ای دولت (سرنوشت) اگر به من بزرگواری و لطف کردی، خواهش میکنم که به من کمک کنی.
هوش مصنوعی: من به حوادث و سرنوشتهایی که رخ میدهد، با شتاب و نگرانی نگاه میکنم و در این موقعیت، فال و ستارهشناسی به شدت در ذهنم جاری است.
هوش مصنوعی: مقبل (آینده) به گونهای نیکو پیش آمده که رنج و زحمتش به اندازهای است که میتواند ثروت و گنج فراوانی به او ببخشد.
هوش مصنوعی: در زمان رسیدن قاصد از راه، مثالی از حضرت شاه آورده شد.
هوش مصنوعی: من مینویسم و خط خوب خود را به کار میبرم تا حدود ده یا پانزده سطر زیبا و دلنشین بنویسم.
هوش مصنوعی: هر کلمهای از او مانند باغی شکوفهزده است و درخشندگی آن از روشنایی شبچراغ بیشتر است.
هوش مصنوعی: ای کسی که به حلقهٔ محبت و خدمت این شیدای عشق (مجنون) راه یافتهای و دلت را به جادوی کلامِ این جهان (شعر و ادبیات) سپردهای، نظامی بر تو سلام میفرستد.
هوش مصنوعی: از جادوی کلام سحرآمیز که آن را در سرپوشی محصور کردهاند، بگویید و آن را به زبان بیاورید.
هوش مصنوعی: در محفل پر از گفتگو و ادعا، کار شگفتانگیزی انجام بده و استعداد بلاغت و زیبایی بیان خود را نشان بده.
هوش مصنوعی: میخواهم سخنی دربارهٔ عشق مجنون بگویم که گوهری پنهان و باارزش باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی مانند لیلی که باکره و دستنخورده است، در سخنوری هم مثل او پاک و بیآلایش باشی، چند نشانه و عبارتی زیبا بگو تا عشق و زیباییات را نشان دهی.
هوش مصنوعی: زمانی که این اثر را میخوانم و دربارهاش صحبت میکنم، مانند شکر شیرین و خوشمزه است و سرم را به نشانه احترام به آن به سمت بالا میبرم.
هوش مصنوعی: بخشهایی از عاشقانههای هزارگان را با قلمی زینت بده و به نگارش درآور.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که در دل هر صحبت، شاه و اصل آن سخن نهفته است و بهتر است که دربارهی آن صحبت کرد.
هوش مصنوعی: این عروس که به او اشاره شده، در زیبایی و زینت به کلام فارسی و عربی آراسته شده است. یعنی او نمادی از شعر و ادب است که به هر دو زبان زیبایی میدهد و توجهها را جلب میکند.
هوش مصنوعی: من میدانم که آن سخن را که در این ابیات نو وجود دارد، از اشعار قدیمی نیز میشناسم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو را افسون میکند، در این دنیا به فعالیتهای عجیب و غریب ادامه ده، اما وقتی ده تا پنج (یعنی در آینده نزدیک) این افسون از تو برطرف شد، از این کارها دست بکش.
هوش مصنوعی: بنگر که از حقهٔ اندیشه و فکر، چه گنجی را به کسانی که میفرستی میدادی.
هوش مصنوعی: وفای ما به خاطر خونگرمی و احساسات اضطرابی نیست، بلکه گفتار ما نیز باید ارزش و شایستگی داشته باشد.
هوش مصنوعی: آن کسی که از نسل بلند و خانوادهای بزرگ و معتبر به دنیا آمده، باید سخنی بزرگ و ارزشمند بگوید.
هوش مصنوعی: زمانی که گوشم حلقهٔ پادشاه را دریافت کرد، هوش و عقل من از دل به مغز منتقل شد و به حالت شگفتی و حیرت افتادم.
هوش مصنوعی: من نه جراتی دارم که راز معشوق را فاش کنم و نه چشمی که بتواند به حقیقت عشق و زیبایی او دست یابد.
هوش مصنوعی: در حالتی ناتوان و ضعیف، به خاطر کمکاری و کوتاهی عمرم دچار خجالت و سردرگمی شدهام.
هوش مصنوعی: هیچکس به رازهای من آگاه نیست و نمیتوانم این داستان را به تفصیل بیان کنم.
هوش مصنوعی: فرزند محمد نظامی (شاعر) برای من عزیز و قیمتی مانند جان من است.
هوش مصنوعی: این نسخه (کتاب) چون دلش را در اختیار من گذاشت، در کنار من مانند سایه نشسته است.
هوش مصنوعی: از روی محبت و دوستی، پای من را بوسهای دادی، چه کسی است که برای تو در آسمان صدا سر داده است؟
هوش مصنوعی: هرگاه نام خسرو و شیرین را به یاد بیاوری، دلهای مردم را شاد میکنی.
هوش مصنوعی: برای اینکه داستان لیلی و مجنون به خوبی بیان شود و به شکل قیمتی درآید، باید آن را به زبان آورد.
هوش مصنوعی: این نامهٔ زیبا و دلنشین نسبت به جفت طاووسِ جوان ارزش بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: شاه شروان، که خاصه (مخصوص) و مورد توجه است، چه ارزشی دارد در مقایسه با شهریار ایران.
هوش مصنوعی: خوشی و آسایش را فراهم کن و جایگاههای برجسته بساز. این کار باعث شاداب شدن زمین و دلهای مردم میشود و سخنها را زیبا و دلپذیر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: این نامه بر اساس نامه تو نوشته شده است، از تو میخواهم که بنشینی و آن را به شکل زیبا و درست بنویسی.
هوش مصنوعی: گفتم که سخن تو در دل من باقی است، ای معشوق با چهرهی زیبا و ویژگیهای استوار و محکم.
هوش مصنوعی: من در اینجا چه کنم، هنگامی که احساسات و خواستههایم متضاد و متناقض هستند؛ ذهنم وسیع و پر از ایده است، اما احساساتم محدود و تنگ است.
هوش مصنوعی: داستان در گذرگاه خیال مانند دهلیزی تنگ میشود و این موضوع باعث میشود که سخن به سختی و با نقص بیان شود.
هوش مصنوعی: برای بیان سخن باید فضایی گسترده و مناسب وجود داشته باشد تا فکر و احساس به راحتی خود را بروز دهد و نمایان شود.
هوش مصنوعی: این آیه که بهنظر میرسد مشهور است، در واقع به تفسیر نشاط پرداخته اما از آن دور است.
هوش مصنوعی: سخن، ابزار شادی و دلربایی است و از این دو نوع سخن، بهانهای برای بیان احساسات و عواطف فراهم میشود.
هوش مصنوعی: سخن باید بیانگر عشق و دلبستگی باشد، اما سخن بدون احساس و خالی از عشق، دلانگیز نیست و جانسوز است.
هوش مصنوعی: در شرایطی که راهی را نمیشناسم، واضح است که نکات و مسائل زیادی را نمیتوانم درک کنم.
هوش مصنوعی: نه باغ و بزمهای سلطنتی خوشایند است، نه رود و شراب و لذت، هیچکدام مورد رضایت نیستند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که در جایی خشک و بیحاصل مانند ریگزار و کوههای سخت، چه فایدهای دارد که درباره غم و اندوه سخن بگوییم؟ به عبارتی، بحث کردن در مورد غم در چنین محیطی بیمعناست.
هوش مصنوعی: باید دربارهٔ شادی و نشاط صحبت کرد تا دل انسان به قصه و بازی و شگفتی مشغول شود.
هوش مصنوعی: این بدان معناست که از آغاز حال و وضع او، هیچکس به دور او نچرخیده و او را از کاهلی و بیحوصلگی نجات نداده است.
هوش مصنوعی: گوینده (نظامی) دربارهٔ نظم این داستان (داستان لیلی و مجنون) بسیار سخن گفته و آن را توصیف کرده، اما از جزئیات نهایی و نتیجهگیری آن چیزی نگفته باقی مانده است.
هوش مصنوعی: وقتی که شاه جهان به من اجازه دهد و دوباره برگردد، این نامه را به نام من بخواند و تقدیم کند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مسیر طولانی و دشوار است، اما با لطافت کلامم میتوانم به آنجا برسم.
هوش مصنوعی: از خواندن داستان او، به درگاه شاه، جواهرهایی گرانبها و ناب مانند دانههایی که در تجلی بر زمین میریزد، به دست خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر کسی که این شعر را میخواند دلتنگ و غمگین باشد، باز هم به عشق دچار خواهد شد، حتی اگر روحش نیز درگذشته باشد.
هوش مصنوعی: خلف خلیفهزاده، که به عنوان یک فرد مهم و ثروتمند شناخته میشود، این گنج گرانبها را به دوست خود تقدیم کرده است.
هوش مصنوعی: من تنها و بیهمتا هستم، مانند نخستین فتح و پیروزی، و مانند آخرین گل لاله، که بهعنوان نماد زیبایی در نوشیدنیها استفاده میشود.
هوش مصنوعی: گفت: ای کلام تو، همسر من است و به همین دلیل لقبش برادر من نیز هست.
هوش مصنوعی: در بیان چنین داستانی، حواس خود را جمع کن و به فکر نظم و ترتیب آن باش.
هوش مصنوعی: هر جا که عشق به انسان روی آورد و او را به خود جذب کند، این قصه نیز برای او شیرینی و لذتی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: هرچند که عشق و محبت همه جا موجود است، اما در برخی از جاها مانند سفرهای که کباب دارد، همچنان طعم و خوشمزگی عشق به وضوح حس نمیشود.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق و حسرت انسان به اوج برسد، درد و رنج دل او به شکل عمیقتری نمایان میشود.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به این حد دلفریب است و در عین حال تو بدون هیچ پوششی در برابر مردم قرار گرفتهای.
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهٔ او جواهرات را در گلو نریخته است و تنها به خاطر این زیبایی که برهنه و عریان باقیمانده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به جان خود اهمیت ندهد، نمیتواند لباس عاریهای بر تن کند؛ یعنی با وجود اهمیتی که جان دارد، پوشیدن چیزی که متعلق به دیگران است، بیفایده است.
هوش مصنوعی: زیور و زینت جان را تنها از جان میتوان بهدست آورد، هیچکس نمیتواند ارزش و مقام جان عزیز را زیر سؤال ببرد یا برای دیگران کم اهمیت بشمارد.
هوش مصنوعی: جانِ بخشنده و حیاتدهندهٔ جهانیان، تویی و این جان عزیز من تنها در نزد تو محفوظ و امن است.
هوش مصنوعی: عمل تو سخن میگوید و از طرف من دعا درخواستی از بخت و اقبال میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که دل به کسی میدهی، جگر (عشق و درد) را هم حس میکنم. من هم به خاطر عشق، دل را به خوبی برای تو میدوزم و در عین حال، درد و رنج آن را هم تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: من در جستجوی گوهری ارزشمند ایستادهام، به حدی که از دل خود گنجینهای ساختهام و آن را تبدیل به چیزی باارزش کردهام.
هوش مصنوعی: طبع (نفس) من راهی را خواست که کوتاه باشد، زیرا افکار بد و ناپسند در مسیرهای طولانی به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: نمیتوان راهی کوتاهتر از این یافت و میانهراهی چابکتر از این وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بخشی از دریا که کم عمق و در حال جریان است، ماهی آن نه مرده، بلکه زنده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از سخنان شیرین و خوشمزه را میگویند، ولی هیچ کدام به این تازگی و طراوت نیستند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در این دریا (حس و درک عمیق) هیچ غواصی نخواهد توانست به جواهری همچون این (یعنی کلام و بیان شاعرانه) دست یابد.
هوش مصنوعی: هر بیتی از او مانند دُر (مروارید) است که عاری از عیب و پر از هنر و زیبایی است.
هوش مصنوعی: در تلاش برای یافتن این کالای باارزش (شعر و هنر)، حتی یک موی (موئی) در پای من لغزشی ندارد.
هوش مصنوعی: در حالی که من به بیان حرفهایم میپرداختم، دل من به من پاسخ میداد و احساساتم را تقویت میکرد. من احساسات و عواطف خود را به دست میآوردم و این احساسات همچون چشمهای از آب، زنده و جاری بودند.
هوش مصنوعی: ذهنم را به خاطر زیباییهای او مشغول کردم و تمام زحمت و تلاشم را برای آن زیبایی صرف کردم.
هوش مصنوعی: این چهار هزار بیت شعر که سرودهام، در حقیقت در کمتر از چهار ماه به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر شغل دیگری که جز سرودن شعر باشد، ممنوع بود، در مدت چهارده شب تمام این اشعار به پایان میرسید.
هوش مصنوعی: در وصف زیبایی و جذابیت لیلی، شاعر میگوید او مانند عروسی است که در یک سرزمین آباد و خوشآبوهوا جلوهگری میکند و به دیگران میگوید که این آبادانی را نمیتوان با هیچ چیزی مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: کتاب در بهترین وضعیتش در روز اول ماه رجب تنظیم و آماده شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان یک تاریخ مشخص میپردازد که به صورت عددی بیان شده است: هشتاد و چهار سال بعد از پانصد سال. به این ترتیب، شاعر اشاره به زمان خاصی دارد که مهم و حائز اهمیت است.
هوش مصنوعی: من به لیلی با هنر و زیبایی گفتم و او را در این مکان برافراشتم.
هوش مصنوعی: تنها راه رسیدن به او، نگاه کردن به چهرهی مبارک شاه است و هیچ کس نمیتواند به او نزدیک شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.