ما شادتریم یا تو ای جان
ما صافتریم یا دل کان
در عشق خودیم جمله بیدل
در روی خودیم مست و حیران
ما مستتریم یا پیاله
ما پاکتریم یا دل و جان
در ما نگرید و در رخ عشق
ما خواجه عجبتریم یا آن
ایمان عشق است و کفر ماییم
در کفر نگه کن و در ایمان
ایمان با کفر شد هم آواز
از یک پرده زنند الحان
دانا چو نداند این سخن را
پس کی رسد این سخن به نادان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی حالات عشق و معرفت میپردازد. او به نوعی دگرگونی در دل و جان انسانها اشاره میکند و به تضادهایی چون شادی و غم، کفر و ایمان میپردازد. در عشق، همگان بیدل و مست از زیبایی محبوبند و این حالت به حدی عمیق است که دانایی در نیافتن آن ناتوان است. عشق و کفر، بهگونهای همصدا و درهم تنیدهاند و از یک منبع به وجود آمدهاند، به طوری که درک صحیح این موضوع برای نادانان دشوار خواهد بود. در نهایت، شاعر به پرسشهایی دربارهی وجود و ماهیت عشق و ایمان میپردازد.
هوش مصنوعی: ما در شادی یا تو، ای جان ما، و یا روشن و پاک هستیم یا دلمان در عشق تو زلال و بدون آلودگی است.
هوش مصنوعی: ما همه در عشق تو هستیم و از عقل و دل بیبهرهایم. در کنار تو، مثل آدمهای مست و گیج، حیران و سردرگم هستیم.
هوش مصنوعی: ما در حالتی پنهان هستیم، یا اینکه لیوانی که در دست داریم، از ما خالصتر است، یا دل و جان ما.
هوش مصنوعی: به ما نگاه نکن و به چهره عشق توجه کن، زیرا ما از نظر جمال و زیبایی، شگفتانگیزتر از او هستیم.
هوش مصنوعی: ایمان را میتوان به عشق تشبیه کرد و ما در حالتی از کفر هستیم؛ بنابراین، در کفر به ما توجه کن و در حال ایمان نیز.
هوش مصنوعی: ایمان و کفر در یک سطح و یک زمینه قرار گرفتهاند و هر دو به یک نوع صدا و آهنگ میخوانند، به گونهای که نمیتوان بین آنها تمایز قائل شد.
هوش مصنوعی: اگر فرد دانا این سخن را درک نکند، پس چه زمانی این سخن به افراد نادان میرسد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بر جانور و نبات و ارکان
سالار که کردت ای سخندان؟
وز خاک سیه برون که آورد
این نعمت بیکران و الوان؟
خوانی است زمین پر ز نعمت
[...]
آبان روز است روز آبان
خرم گردان به آب رز جان
بنشین به نشاط و دوستان را
ای دوست به عز و ناز بنشان
تا باده خوریم و شاد باشیم
[...]
آدینه و صبح و عید قربان
فرخنده گشاد هر سه یزدان
بر ناصر دین و تاج ملت
شاه عجم و پناه ایران
سنجر که نهیب خنجر او
[...]
دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
از معجزههای شرع احمد
از حجتهای دین یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
[...]
ای روی تو آفتاب تابان
بردی دل و نیست بر تو تاوان
تو آفت جانی و جهانی
نام تو نهادهاند جانان
چون عهد تو پشت من شکسته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.