گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳

 

ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست

که هر تار از سر زلفش تتاریست

ز شامش صد شکن بر زنگبارست

ولی هر چین ز شامش زنگباریست

از آن دردانه تا من بر کنارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۸

 

درین‌گلشن دو روزت خنده‌کاریست

مبادا غره‌گردی گل بهاری‌ست

برافشان بر هوس دامان‌و بگذر

که در جیب نفس نقد نثاری‌ست

هم از بست وگشاد چشم دریاب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۶

 

بهارِ تیر ماهی خوش بهاری ست

و لیکن عشق موقوفِ نگاری ست

حضورِ یارِ همدم در مه دی

اگر حاصل شود خوش نوبهاری ست

به واجب روزگارِ عمر دریاب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی