گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «ارش»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳

 

هر که نازک بود تن یارش

گو دل نازنین نگه دارش

عاشق گل دروغ می‌گوید

که تحمل نمی‌کند خارش

نیکخواها در آتشم بگذار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴

 

هر که نامهربان بود یارش

واجب است احتمال آزارش

طاقت رفتنم نمی‌ماند

چون نظر می‌کنم به رفتارش

وز سخن گفتنش چنان مستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - د‌ر ستایش مر‌حوم محمدشاه غازی‌ گوید

 

کس مبادا چو من دلی زارش

که بود باژگونه هنجارش

از ره و رسم مردمی به‌کنار

بسفه رأی اهرمن وارش

باده ‌پیما و رند و امردباز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹۷

 

هرکه بیند به چشم بیمارش

می شود درزمان پرستارش

توبه را می کند خراباتی

لب میگون و چشم خمارش

زندگانی به خضر بخشیده است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۳

 

هر کرا بار میدهد یارش

دامن وصل گونگه دارش

تلخ شد کام کوهکن شیرین

زنده کن زآن لب شکربارش

سرو پابست او شود چو تزرو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۷

 

هر که سری بسر نهد یارش

گو بجان سر او نگهدارش

هر که چون بلبل است طالب گل

جای بر دیدگان دهد خارش

هندوئی کاو فتاده در آتش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۰ - ایضا سلطان بهرام شاه غزنوی را مدح کند

 

گل دل بشکفد ز دیدارش

دل گل بشکفد ز رخسارش

بخت ما را فکند در دامش

حسن خود را نهاد بر بارش

از لطیفی که آفرید خدای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سید حسن غزنوی