بخش ۳ - فی خصاله و فضیلته
عرش اگر بارگاه را زیبد
شاه بهرامشاه را زیبد
شه به پشت حقیقت اعجاز
نه ز روی گزاف و راه مجاز
هست چرخ ارچه هرزه دوران نیست
هست قطب ارچه تنگ میدان نیست
هست از این روی سال و ماه مقیم
نه ز رای سخیف و طبع سقیم
روز و شب با نماز و با روزه
پاسبانانِ بامِ پیروزه
تا شود هم ز عدل و جاه ملک
کمر کوه چون کلاه ملک
اجل از عدل اوست مرگ طلب
خرد از علم اوست برگ طلب
عدد نام اوست هرکه نبشت
هشت بهرامشاه و هشت بهشت
بهر هم نامی شه خوش نام
سرخ رویست بر فلک بهرام
از پی شرع و ملک بسته کمر
بیش علم علی و عدل عمر
از پی دوستان به گاه جدال
چون شود پشت دشمنش چون دال
عزم او تیغ ملک را ظفرست
حزم او تیر مرگ را سپرست
زیر حکمش برای جان و جهان
صدهزاران دلست و یک فرمان
سست پای از نهیب او سیحون
نرم گردن به حکم او گردون
بکند ار بخواهد از یک مشت
شکم خصم طبل و مهرهٔ پشت
برگ سازنده از دو دست چو میغ
مرگ سوزنده از زبان چو تیغ
روح تازه شود ز دیدارش
مرده زنده شود ز گفتارش
سیرت انبیاست سیرت او
حبّذا سیرت و سریرت او
مهدی وقت و عیسی حالست
روز و شب در جدال دجّال است
بهر بازوش از خط تقدیس
ظفر و فتح گشته حرز نبیش
سیرت او روان صورت چین
سطوت او ستون خیمهٔ دین
من چه گویم که خود در احکامش
دولت از چرخ داد پیغامش
که چو تو خسروی ز بهرِ سریر
کم نشاند قضا و حکم قدیر
عرش و کرسی که است از اندازهش
روز روزی کم است از آوازهش
گرز او را فلک خمیده کشد
رایتش را فلک به دیده کشد
چرخ بیند چو بازوی چیرش
رخت بر گاو برنهد شیرش
شه چو شد بر شکار شیران چیر
شیر گردون شود ز شیری سیر
اخترانی که حال گردانند
تیغ او را اجل گیا دانند
تیغ او بر عدوست رستاخیز
شیر شمشیر او بدید گریز
سایهٔ تیغ شاه بر چیپال
هست پیوسته مهمترین اهوال
آفت جان دشمن آن تیغست
راست گویی که مرگ را میغست
گویی اهل وجود و اهل عدم
هست در تیغ شاه هر دو به هم
عدد کشتگان تیغ ملک
ذرهای تیغ با ستیغ ملک
ذرّهای تیغ شاه با صولت
عدد خلق کشت در خلقت
گه بخندد به دست شاه درون
گاه بر دشمنانش گرید خون
از تف بیلک شه کشور
شاه مرغان بیفکند شهپر
ور سرِ گرز او زمین سپرد
جوشن ماهی ثری بدرد
نیزه را شاه اگر بجنباند
مرگ آسوده را برنجاند
هرکه او خصم شهریار بُوَد
مور گردد اگرچه مار بُوَد
برگِرَد ار بخواهد او آسان
آسمان را طبق طبق به سنان
تیغ هم نام او چو کین توزد
کین گذاری ز تیغش آموزد
خنجر او چو قاف کاف شود
قاف از آن بوی نافه ناف شود
ز ابر شمشیر ملک بارنده
چمن ملک را نگارنده
گر بخواهد ز تیغ موسیوار
خشک رودی کند ز دریا بار
برکشد دست شاه دینپرور
ناخن پای دشمن از رگ سر
برکشد عکس تیغ سینه درش
دلق کیمخت کرگدن ز سرش
خنجرش روی روز و ملک افروز
بیلکش رای سوز و ایلک دوز
از سنانش آنکه جنگ رای کند
همه تن پر دهن چو نای کند
گرز او تا بدید بر هامون
مهره باش است گردن گردون
زخم گرزش نمود در یک دم
کشته و گور کرده هر دو به هم
صفت گرزش ار کنند ادا
کوه را دم فرو شود ز صدا
مرکبش چون جز از پی حق نیست
اشهب و ادهم است ابلق نیست
روز میدان چو در دل آرد رای
سر قاورن کند چو دست از پای
هیبت گرز و تیر او در جنگ
چون کند سوی دشمنان آهنگ
دست و تیغش قضا شمار و قدر
تیر و رمحش بسان شمس و قمر
چون تگ اشبهش به تاز آمد
عرب اندر عجم فراز آمد
زانکه بادِ دبور یک تگ اوست
دود آتش ز رشک یک رگ اوست
مهد او بر فراز پیل جموح
کوه جودیست بر سفینهٔ نوح
چون به خصمش پیامی آمد ازو
دم فرو رفت و جان برآمد ازو
جان که از پیش تیغ او گذرد
همچو زنگی در آینه نگرد
همت شاه چون به خیز آمد
از شبش روز رستخیز آمد
آنکه با تیغهای هند نژاد
هند را همچو طبع خویش گشاد
روم و چین را چو وقت آن آید
چون دل و دست خویش بگشاید
لوهووری ز بس که غم بود
راست ماتم سرای آدم بود
نکند قصد هیچ خصم زبون
که ز مردار کس نریزد خون
خصمش از بیم او گه پیکار
نقش روی سپر کند زنهار
این بود چارهاش گهِ زلزال
که ز هیبت زبانش گردد لال
هرکه بر یاد او ننوشد می
حنجرش خنجری کند بر وی
شود ار دست برنهد به کمان
چرخ از بیم چرخ او حیران
خصمش ار دم زند ز پیکانش
ره نماید زه گریبانش
جور چون دور چرخ دم در دم
کار چون زلف یار خم در خم
مردشان پیش مرگ نقشانگیز
اسبشان خامه گوش و رنگ آمیز
بهر رنگ و نوا و جامهٔ برگ
همه نقش و نگارخانهٔ مرگ
از دل هندوان رمیده حیات
ترک ترکان شمرده در درکات
خصلت زشت گرگ در رمشان
حقّ غمّاز یار بر همهشان
رحمتی بوده آب و گل همه را
زحمتی گشته جان و دل همه را
بر سر از تیغ او ز عشق علم
جانشان بوسهزن رود چو قلم
گرچه چون کوه سنگتن بودند
پیش او آهنین کفن بودند
کرده ناگه ز فرِّ تاج و کلاه
شاه بهرامشاه رامشگاه
فتنه را آب ریخت بر آتش
زان کُه اوبار مار دریا کش
بر دل از بیم و هیبت شهشان
کمر کوه شد کمرگهشان
بوده فرزند خصم را به اثر
زادن و مردنش به هم چو شرر
تیغ او خصم را عقیم کند
بچهٔ خصم را یتیم کند
چون شه آهنگ سوی ایشان کرد
جمع صدساله را پریشان کرد
شد چو با عدل شهریار عدیل
خوش هوا هم چو سدرهٔ جبریل
عدل چون بر جهان امیر شود
آهو از شیر سیر شیر شود
ارم از امر اوست هفت جحیم
حرم از امن اوست هفت اقلیم
خصم زادش ز بیم اهریمن
جان به رشوت پذیرد اندر تن
خصم در پیش گرزش ار ملکست
همچو دنبال گزدم فلکست
دشمنانش به روز کین و نبرد
چون زن مستحاضه گردد مرد
ار همه اورمزد و کیوانند
جمله حیران چو نقش ایوانند
عزم شه کامران چو گردون بود
خصم شه پی سپر چو هامون بود
خصم اگر داد پشت هیچ مگوی
کز زمین پشت به ز گردون روی
مغز را حزم شاه خواب ببرد
آب را عزم شاه آب ببرد
تا بدید آتش ملک سیحون
هم بر آن آب نیست آب اکنون
نوک رُمحش بمانده تا محشر
فرجهای در میان خصم و سقر
رای رایان به تیغ کرده قلم
نیزه از شیر کرده شیر علَم
تو خبر داری ار نه آگاهی
زان مصاف و صف شهنشاهی
صفت او در آن صف ناورد
زن به آمویه به کند از مرد
هرکجا شاه ما بتافت عنان
شیر رایات او شود همه جان
هرچه از جان دشمنش کاهد
همه در جان شه بیفزاید
تربت غزنه تا بنا افتاد
اینچنین شاه را ندارد یاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عظمت و شکوه بهرامشاه است، که به عنوان یک شاه عادل و قهرمان توصیف میشود. شاعر با استفاده از نمادها و تشبیهات، قدرت و حکمت او را در حکومت و جنگ به تصویر میکشد. بهرامشاه به عنوان مدافع عدل و حامی حق، معجزههایی را در راه راست کرده و در برابر دشمنان خود استوار ایستاده است. او با تیغی که همچون روزتاب میدرخشد، هر خصمی را شکست میدهد و باعث زندگی و سربلندی دوستان خود میشود. در نهایت، شعر بر این نکته تأکید دارد که حکومت او از قضا و قدر خاص برخوردار است و روزگار در آن به نیکی میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر عرش و بارگاه برای کسی شایسته باشد، باید برای شاه بهرامشاه هم شایسته باشد.
هوش مصنوعی: شاه به وسیله حقیقت و معجزه به قدرت خود میبالد، نه به خاطر تصورات بیپایه و راههای انحرافی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه زمان و چرخش آن ممکن است بیارزش و بیهدف به نظر برسد، اما همچنان وجود دارد و به حرکت خود ادامه میدهد. همچنین حتی اگر میدان یا عرصهای که در آن فعالیت میکنیم محدود باشد، همچنان نقطه مرکزی و قطبی برای ما وجود دارد. به عبارت دیگر، زندگی و هدفها در همه شرایط قابل دستیابی هستند، حتی اگر محیط یا زمان دشوار باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر همین، سال و ماه در اینجا ثابت و پایدار هستند، نه به دلیل نظرهای بیارزش و روحیات ناقص.
هوش مصنوعی: روز و شب با دعای نیایش و روزهداری، نگهبانان این پیروزی هستند.
هوش مصنوعی: برای آنکه حکومت و انصاف پابرجا گردد، باید قدرت و ثروت به گونهای باشد که مانند کلاه بر سر کوه قرار گیرد، یعنی استحکام و استواری در برابری و عدالت وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: مرگ به عدالت او وابسته است و عقل از علم او کسب معرفت میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که عدد هشت را بنویسد، به نام بهرامشاه و بهشت اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر نام نیک او، پادشاهی با چهرهای زیبا و درخشان در آسمان به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: در پی پیروی از قوانین و نظام حکومت، باید از علم علی و عدالت عمر بهره برد.
هوش مصنوعی: زمانی که برای یاری دوستان در موقعیتهای سخت و پرتنش تلاش میکنی، دشمنان نیز در آن شرایط به طور ناخواسته به تو انرژی و نیروی بیشتری میدهند و باعث میشوند که با قدرت بیشتری به میدان بیایی.
هوش مصنوعی: عزم و اراده او مانند شمشیری است که بر دشمنان پیروز میشود و تدبیر او مانند سپری است که مرگ را دور میکند.
هوش مصنوعی: زیر فرمان او، برای زندگی و جهان، صد هزاران دل وجود دارد و تنها یک دستور است.
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که ضعیف و بیپناه هستند، از قدرت او به شدت ترس دارند و تحت تأثیر او قرار میگیرند؛ در حالی که موجودات دیگر به خاطر فرمان او و با تسلیم تمام، سر به فرمان او دارند.
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، میتواند از یک تکهٔ شکم دشمن، طبل و مهرهٔ پشت درست کند.
هوش مصنوعی: برگ، نتیجه کار دو دست است و مرگ، آتشینی است که از زبان میآید و مانند تیغ تیز است.
هوش مصنوعی: با دیدن او، روح آدمی revitalized میشود و با شنیدن حرفهایش، مردهای به زندگی برمیگردد.
هوش مصنوعی: رفتار و خوی انبیا در زندگی، چه خوب و شایسته است و چه زیبایی در درون آنها نهفته است.
هوش مصنوعی: نهضت و ظهور مهدی به زمان خاصی تعلق دارد و عیسی در حال حاضر در جهان حضور دارد. روز و شب همیشه در تلاش و مبارزه با دجّال است.
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و تواناییاش، سلاح و خوش شانسیاش از خط تقدیر بهرهمند شده و به نوعی محافظت شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصیت و رفتار او مانند زیبایی ظاهریاش دلنشین و جذاب است و قدرت و ارادهی او مانند ستونی محکم است که دین و ایمان را حمایت میکند.
هوش مصنوعی: من چه بگویم درباره او که خود چرخ فلک پیامش را به من رسانده است.
هوش مصنوعی: چون تو شاهی که برای تخت سلطنت کم نمیگذارد قضا و فرمان خداوندی.
هوش مصنوعی: عرش و کرسی که در آسمان وجود دارند، به اندازهای که شناخته میشوند، روز به روز کمتر میشوند.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت او را به سختی وادار کند، پرچمش به وضوح در چشمها نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی که چرخ و دوران به حرکت درمیآید، شجاعت و قدرت یک شیر بر روی گاو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که شاه بر شکار شیران برآید و به دنبال شکار برود، آنگاه در دنیای پهناور، او همانند شیر مقتدر و بیهمتا خواهد شد و تمام موانع را از پیش خواهد برداشت.
هوش مصنوعی: تاریکیهایی که زمان را میچرخانند، مرگ را به خوبی میشناسند.
هوش مصنوعی: تیغ او بر دشمنانش مانند روز قیامت است و او با مشاهدهی شمشیرش، به دشمن میگریزد.
هوش مصنوعی: سایهٔ تیز و خطرناک پادشاه همیشه بر چیزهای مهم و حساس سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: تیغ دشمن جان را به خطر میاندازد، زیرا حقیقت این است که او خود را به سمت مرگ میکشاند.
هوش مصنوعی: هر دو گروه، یعنی موجودات و غیرموجودات، به شکل خاصی در زیر تیغ شاه وجود دارند و به هم پیوند خوردهاند.
هوش مصنوعی: تلفات و قربانیانی که در جنگ بر اثر شمشیر و قدرت سلطنت به وجود آمدهاند، به اندازهای نخواهد بود که بر اهمیت و عظمت آن ملک تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: یک ذره از تیغ پادشاه، با قدرت و عظمت خود، میتواند در آفرینش انسانها تاثیرگذار باشد و آنها را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: گاهى ممکن است شاه بر دشمنانش بخندد و در شرایط دیگر، با حسرت و اندوه، به خاطر آنها اشک بریزد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که با شدت و قدرت، شاه مرغها (به عنوان نمادی از قدرت و سلطنت) از سرزمین خود کنار گذاشته میشود. در واقع، نشاندهنده سقوط یا نابودی یک قدرت بزرگ است.
هوش مصنوعی: اگر سر گرز او بر زمین بیفتد، خواهد دید که زرهاش چون ماهی در آب پاره میشود.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه نیزهاش را به حرکت درآورد، مرگ آرامش را به وحشت میاندازد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دشمن پادشاه باشد، حتی اگر خود را به شکل مار درآورد، به مانند موریانه در میآید.
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، میتواند به راحتی آسمان را طبقطبق مانند سنان (تیغهدار) بچیند.
هوش مصنوعی: وقتی که تیغ، نام او را بر زبان بیاورد و به کینهتوزی دست بزند، از شدتش میتوان آموخت که کینهورزی چگونه است.
هوش مصنوعی: خنجر او مانند حرف "قاف" میشود، و از بوی خوش آن، "ناف" هم به خوشبویی متمایل میشود.
هوش مصنوعی: از ابرهای تیره و طوفانی، باران به زمین میریزد و این باران به مانند شمشیری از آسمان فرود میآید. این باران باعث میشود که چمن و زمین زیبا و سرسبز شوند و زندگی به آنها بازگردد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد، میتواند با قدرت خود، مثل موسی، آب را به خشکی تبدیل کند و رودخانهای جدید از دریا بسازد.
هوش مصنوعی: دست پادشاهی که دین را پرورانده است، میتواند دشمن را به شدت مجازات کند و به او آسیب جدی وارد سازد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که شخصی در تلاش است تا احساسات یا درونیات خود را به تصویر بکشد. او دچار تضاد بین قدرت و ضعف است و از وجود خود احساس ناراحتی میکند. استعارههایی مانند "تیغ" و "دلق" نمایانگر جنگ میان روح و جسم هستند، و در نهایت نشان از کشمکش درونی و جستجوی هویت واقعی است.
هوش مصنوعی: خنجر او در روشنایی روز مانند آتش به قلب و جان انسان میزند و دارای تأثیر شدیدی است.
هوش مصنوعی: کسی که با تیر و کمان به جنگ میرود، تمام بدنش آواز سر میدهد و به مانند نی صدا میکند.
هوش مصنوعی: وقتی او را بر دشت مشاهده کرد، همچون ستارهای درخشان و باعظمت به نظر میرسد که بر گردن آسمان آویخته است.
هوش مصنوعی: زخم او در یک لحظه باعث شد که هم کشته شود و هم در خاک دفن گردد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد وصف شجاعت و قدرت گرز را بکند، به قدری این صفت شورانگیز است که حتی صدای کوه هم در برابر آن خاموش میشود.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که اگر چیزی بر اساس راست و حقیقت نباشد، نمیتواند خالص و درست باشد. به نوعی میتوان گفت که اگر هدف و مقصد حقیقی نباشد، رنگ و شکل آن نیز بیمعنی خواهد بود. در اینجا از ترکیبهایی مانند "اشهب" و "ادهم" برای نشان دادن تنوع و بیمضمون بودن استفاده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که در میدان تصمیمی به قلب انسان میرسد، سر از پای برمیکشد و حرکت میکند.
هوش مصنوعی: قدرت و ترسناکی سلاحهای او در نبرد، زمانی که به سمت دشمنان حملهور میشود، چه تأثیر عجیبی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: دست و شمشیر او را به سرنوشت و تقدیر تشبیه کن و نیز تیر و نیزهاش را مانند خورشید و ماه بدان.
هوش مصنوعی: وقتی که تگ (عرب) به تازگی وارد شد، عرب بر روی عجم (غیر عرب) برتری یافت.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه نسیم خنک و دلپذیر، نشانهای از وجود اوست، دود آتش نیز به خاطر حسادت و عشق اوست.
هوش مصنوعی: مهد او در بالای فیل جموح کوه جودی قرار دارد که بر روی کشتی نوح است.
هوش مصنوعی: وقتی پیامی از دشمنش رسید، زبانش بند آمد و جانش به وداع رفت.
هوش مصنوعی: اگر جان کسی از زیر تیغ بگذرد، مانند زنگی است که در آینه بازتاب نمییابد.
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و تلاش پادشاه به کار بیفتد، همچون روزی روشن پس از شب تار، ظهور و بروز میکند.
هوش مصنوعی: کسی که با چاقوهای خود، هند را گسترش داد و آن را مانند طبع خود وسعت بخشید.
هوش مصنوعی: زمانی که فرصت مناسبی پیش آید، مانند دل و دستان خودم، از آنچه دارم بهرهمند میشوم و استفاده میکنم.
هوش مصنوعی: بهخاطر غمهای بسیار، زندگی آدمی به یک خانهی عزاداری تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: مبادا که دشمنان حقیر قصدی داشته باشند، چرا که از بدن مردهای حتی قطرهای خون نمیریزد.
هوش مصنوعی: دشمنش از ترس او گاهی روی خود را روی سپر میکند تا از خطر در امان بماند.
هوش مصنوعی: راه چارهاش در وقت زلزله این است که از شدت ترس و هیبت او زبانش بند بیاید و نتواند حرف بزند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد او مشروب نیاورد، زبانش همچون خنجری به او آسیب میزند.
هوش مصنوعی: وقتی که ترس از چرخش روزگار، دست از کار بکشیم، در پی آن دچار حیرت و سردرگمی خواهیم شد.
هوش مصنوعی: او با تیرش دشمن را شکست میدهد و از زیر گریبانش راه را به سوی پیروزی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: سختیها و مشکلات زمانه هر لحظه تغییر میکنند، مانند پیچ و خمهای موهای محبوب.
هوش مصنوعی: مردان به گونهای هستند که برای اسبهایشان جان میدهند و نقش و زیبایی آنها را با دقتی مانند هنرمندانی که با قلم و رنگ کار میکنند، به تصویر میکشند.
هوش مصنوعی: در هر رنگ و صدایی و هر نوع پوشش که وجود دارد، همه چیز در واقع یادآور زیباییهای مرگ و فنا است.
هوش مصنوعی: از دل کسانی که از زندگی هندیان دور شدهاند، ترکها را به عنوان موجوداتی با قابلیتها و معرفتهای بالا میدانند.
هوش مصنوعی: اگر در میان گروهی، خصیصهای ناپسند وجود داشته باشد، مانند زشتی رفتار گرگ، آن وقت پیوند نزدیکی که با دوستان و همراهان داریم، در بین همهی آنها دیده میشود.
هوش مصنوعی: رحمت و نعمت آب و گل باعث زحمت و رنج برای همه موجودات شده است؛ یعنی وجود انسانها و جان و دل آنها تحت تأثیر این نعمتها به زحمت افتاده است.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، جانها مانند قلم بر تیغ او سر میگذارند و بوسه میزنند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه آنها مانند کوه سخت و استوار بودند، در برابر او چنان بودند که گویی پوششی از آهن بر تن دارند.
هوش مصنوعی: به ناگه، از زیبایی و جلوهی تاج و کلاه شاه بهرامشاه، مکان شادی و نشاط پر رونق شد.
هوش مصنوعی: آتش فتنه را با آب چیزی خاموش کردند، مانند کوهی که مارهای دریا را به خود میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس و قدرتمندی پادشاهان، دلها مانند کوهها محکم شد و قدرت بیشتری به آنها داد.
هوش مصنوعی: فرزند دشمن، به خاطر تولد و مرگش، مانند جرقهای است که از همدیگر جدا میشود.
هوش مصنوعی: تیغ او دشمن را ناتوان و بیفرزند میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه تصمیم به رفتن به سوی آنها گرفت، همهی کسانی که در یک صد سال گذشته گرد هم آمده بودند، به هم ریخته و نگران شدند.
هوش مصنوعی: زمانی که شهریار با عدل و انصاف خود برای مردم حکومت کند، حال و هوای جامعه نیز زیبا و دلپذیر میشود، مانند درخت سدره که در آسمان نزدیک به جبریل است.
هوش مصنوعی: وقتی عدالت در جهان حاکم شود، حتی موجودات ضعیف مانند آهو نیز از قدرت و اقتدار موجودات قویتر مانند شیر احساس امنیت میکنند و قویتر میشوند.
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم تحت فرمان او هستند و هفت سرزمین از امنیت و آرامش او بهرهمندند.
هوش مصنوعی: دشمن از ترس اهریمن، جانش را به رشوه میفروشد و در جسم خود نگه میدارد.
هوش مصنوعی: اگر دشمن در مقابل تو مانند پادشاهی باشد، من مانند دنبالهای از آن چنان جاه و مقامی هستم که به گرد او میچرخم.
هوش مصنوعی: دشمنانش در زمان انتقام و جنگ به حالتی گیج و نابود شده در میآیند، مانند زنی که دچار خونریزی شدیدی شده است.
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که در عالم وجود دارند، مانند اورمزد و کیوان، در برابر حقیقت و زیبایی شگفتزده و گیج هستند، همانطور که تصویر یک ایوان انسان را متحیر میکند.
هوش مصنوعی: وقتی اراده و عزم پادشاه مانند آسمان مستحکم و قوی باشد، دشمن او همچون خاکی بیدفاع و آسیبپذیر میشود.
هوش مصنوعی: اگر دشمنی پشت به تو کرد، هیچ نگو. چرا که پشت به زمین، رو به آسمان است.
هوش مصنوعی: خواب قوی و آرامش میتواند ما را از تفکر منطقی دور کند، و همچنین تصمیمات محکم و آماده ما را تحت تأثیر قرار دهد، به گونهای که ممکن است به دلایل مختلف، به آسانی از مسیر خود منحرف شویم.
هوش مصنوعی: وقتی آتش سوزان ملک سیحون را دید، فهمید که اکنون آب دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نوک نیزهاش تا روز قیامت در دست باقی میماند و فرصتی میان دشمن و جهنم فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: نظر و رأی حکمای بزرگ، مانند تیغی تیز و برنده است که قدرت و تأثیر زیادی دارد. این رأیها به اندازهای قویاند که میتوانند همانند شیر، شجاعت و قدرت را به دیگران القا کنند و به علم و دانش شکل دهند.
هوش مصنوعی: آیا تو از نبرد و صفآرایی پادشاهی خبر داری یا نه؟
هوش مصنوعی: او در آن صف ویژگیهایی دارد که از مردان پیشی میگیرد و به آنها سرمایهای میبخشد.
هوش مصنوعی: هرکجا که پادشاه ما فرمان دهد و قدرت خود را نشان دهد، همه مردم جان و دل به او میدهند.
هوش مصنوعی: هرچه دشمن به جان خود آسیب بزند، همان مقدار بر جان شاه افزوده میشود.
هوش مصنوعی: تپه خاکی غزنه که به یادگار مانده، نشان میدهد که شاهان بزرگ هم روزی سقوط کرده و فراموش میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.