گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «امیکرد»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳

 

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴

 

دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد

دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد

نقش رخسار تو پیرامن چشمم میگشت

صبر و هوش من دلسوخته یغما میکرد

شعلهٔ شوق تو هر لحظه درونم میسوخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸

 

یاد باد آنکه اثر در دل شیدا میکرد

آن نصیحت که مرا واعظ و ملا می‌کرد

یاد باد آنکه مرا بود دل دانائی

عالمی کسب خرد زان دل دانا می‌کرد

اختیار از کف من برد کنون معشوقی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹

 

یاد آن روز که از زلف گره وا می‌کرد

دو جهان بستهٔ آن جعد چلیپا می‌کرد

نظری سوی من خسته نهان می افکند

نگه حسرتم از دور تماشا می‌کرد

تیر مژگان بدم میزد و جانم به دعا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶۳

 

آن که منع من مخمور ز صهبا می کرد

لب میگون ترا کاش تماشا می کرد

عشق در کف ز دل سوخته خاکستر داشت

حسن آن روز که آیینه مصفا می کرد

دل پر خونم اگر آبله بیرون می داد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶۴

 

از دو عالم دل اگر رو به سویدا می کرد

سیر پرگار درین نقطه تماشا می کرد

ساده لوحی که به دنبال دوا می گردد

کاش در یوزه درد از در دلها می کرد

بر چراغ نفسش دست حمایت می شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶۵

 

بی تو گر شاخ گلی دیده تماشا می کرد

مشق نظاره آن قامت رعنا می کرد

دل صد پاره ما دفتر اگر وا می کرد

آتش لاله چه با دامن صحرا می کرد

وصل جاوید حجاب نظر آگاهی است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶۶

 

حسن آن روز که آیینه مصفا می کرد

عشق در پرده زنگار تماشا می کرد

از نفس سوختگی خال لب ساحل شد

گوهر ما که تلاش دل دریا می کرد

شوق هر چاک که در پرده دل می افکند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶۷

 

در چمن جلوه گر آن قامت رعنا می کرد

ناله فاخته را سرو دو بالا می کرد

گر نمی بود تماشای غزالان مانع

گرد ما را که درین بادیه پیدا می کرد؟

در نظر داشت تماشای خط سبز ترا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - در مدح شاه اولیاء(ع)

 

روز ایجاد که حق خلقت دنیا می‌کرد

در پس پرده علی بود تماشا می‌کرد

بلکه از آینه کنت نبیا چو نبی

سیر در آب گل آدم و حوامی کرد

بود سر منزل آدم بشبستان عدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

سال‏ها دل طلب وصل تو از ما می‏کرد

به دعا دست برآورده خدایا می‏کرد

گر که بودم بر او یافتمی راه سخن

تا کی اسرار نهان جمله هویدا می‏کرد

هاتفی گفت اگر قابل آن می‏بودی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارف

 

ابرویش تا رقم قتل من امضاء میکرد

مژه این حکم برون نامده اجرا میکرد

بچه حالی که دل سنگ بحالم میسوخت

چشم خونریز وی این حال تماشا میکرد

قدش از هر قدمی فتنه بپا میانگیخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عارف قزوینی