فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
بدانست کان کار بیسود شد
سر تاج شاهی پر از دود شد
فلکی شروانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳ - ترکیب بند
در عالم از سخای تو موجود جود شد
چوب از کفت به طالع مسعود عود شد
عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان
هرچه بودش، سر به سر نابود شد
ز آتش سودا دلش چون دود شد
عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان
در ره عشق تو هر چم بود شد
کفر و اسلام و زیان و سود شد
عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دیوانهای که از مگس و کیک در عذاب بود
نیم سارخکی چو در نمرود شد
مغز آن سرگشته دل پر دود شد
عطار » مظهرالعجایب » بخش ۶۸ - تمثیل در عدل کسری و ثمرهٔ آن خصال، و ظلمآوری و نتیجهٔ آن، و حکایت شاهزادهٔ نیکو و از راه رفتن او به سخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن
هرکه دارد عدل او محمود شد
در دوعالم مقصد و مقصود شد
عطار » مصیبت نامه » بخش شانزدهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
تا ایاز آمد بر مقصود شد
در پناه سایهٔ محمود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم
طاعت و ایمان کنون محمود شد
بعد مرگ اندر عیان مردود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر
شکر حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم آن سود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور
زان غنا و زان غنی مردود شد
که ز قدرت صبرها بدرود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی
این عوان در حق غیری سود شد
لیک اندر حق خود مردود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد
از برای چشم بد مردود شد
وز برون آن لعل دودآلود شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره
این بود آن لحظه کو خشنود شد
من چه گویم چونک خشمآلود شد
شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم
چو کیسه به سیم و زر آگندهاست
دل کیسهداران پراکنده است
سینه پر کینه دل پر از وسواس
کرد ضایع به گفتگوی انفاس
شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم
دل که به آن رشحه غماندود شد
بود کبابی که نمکسود شد
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۸
خورشید از نمود رخت بی نمود شد
آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد
از بس که منع دیدن یاران کند مرا
چشم من از تپانچه ی مژگان کبود شد
در طالعم نبود، ازان وصل رو نداد
[...]
حزین لاهیجی » مثنویات » صفیر دل » بخش ۲۷ - اشارت به سلوک سبیل عجز و مسکینی و ترک خودی و خودبینی
ز خودبینی، ابلیس مردود شد
کف خاک افتاده مسجود شد
ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۱ - تمرد شیطان از سجده آدم
چونکه بیند خویش را مردود شد
از در مولای خود مطرود شد
ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۵۹ - حکایت عارفی که شب به گدایی و دریوزه رفت
آن ابلیس از امتحان مردود شد
طاعت صدقرن او نابود شد
ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۰۵ - حکایت مرد روستایی ساده که تخم منار کاشت
ای دریغا تخممان نابود شد
اجتهاد و سعیمان مردود شد