گنجور

 
۱
۲
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۸

 

الهی، از خودم بستان و گم کن

به نور پاک بر من اشتلم کن

۱ بیت
رودکی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۳۴ - رسیدن نامه نوشاد هندی به نزدیک شاه کیکاوس

 

شماره ز پیلان جنگی مکن

قلم درکش و بار سنگین مکن

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰

 

ای سنایی قدح دمادم کن

روح ما را ز راح خرم کن

لحن را همچو «لام» سر بفراز

جام را همچو «جیم» قد خم کن

خشکسالیست کشت آدم را

[...]

۲۸ بیت
سنایی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا

 

ای سنائی بیا و قد خم کن

باد بوق مرا به . . . ن کم کن

بسر بوق من فرودم تیز

بدهان دهل دمادم کن

خود بی تیز را دمادم دم

[...]

۱۲ بیت
سوزنی سمرقندی
 

حمیدالدین بلخی » سفرنامهٔ منظوم » آغاز کتاب

 

زین دو موضع به ما تنسّم کن

چون از این درگذشت پی گم کن

۱ بیت
حمیدالدین بلخی
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۱ - المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم

 

به صدق خویش دین را محترم کن

به انگشتی مه گردون قلم کن

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهر » بخش ۴ - مناجات

 

خداوندا باو فضل و کرم کن

برو علم معانی خوان و دم کن

۱ بیت
عطار
 

حکیم نزاری » سفرنامه » بخش ۳ - آغاز کتاب

 

کز برای خاطر من عزم کن

یادگاری دوستان را نظم کن

۱ بیت
حکیم نزاری
 

عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۲۵ - در صفت حال

 

تردد در میان خلق کم کن

چو مردان روی بر دیوار غم کن

۱ بیت
عبید زاکانی
 

ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۴

 

ساقی می باقی ده، عقل از سر ما کم کن

سرمایهٔ شادی را، قوت دل پر غم کن

از چهره شبستان را، بتخانهٔ چین گردان

وز باده صراحی را، سرچشمهٔ زمزم کن

گَرد در میخانه، در چشم ممالک زن

[...]

۸ بیت
ناصر بخارایی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۱۸

 

زنهار که بد گفتن کس ورد مکن

وین آتش شر قرین گوگرد مکن

دانی که همیشه میجهد برق بلا

پس خر من فتنه گرد خود گردم مکن

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۴۳ - وصیت خسرو و وفات و تجهیز و تدفین او

 

همچو گل بر رخسش تبسم کن

به سخن‌های خوش تکلم کن

۱ بیت
هلالی جغتایی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۳

 

پشت دست از حسرت دینار با دندان مکن

دل بکن از جیفه دنیا، و چندین جا مکن

از برای سبزه یی، نخلی ز پا نتوان فگند

بهر برگ عیش، از دل ریشه ایمان مکن

پست خلقی مشکن، ای ظالم برای یک شکم

[...]

۶ بیت
واعظ قزوینی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۱