گنجور

 
۱
۲
۳
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۶۷

 

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش

چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباش

تعلیم ز اره گیر در امر معاش

نیمی سوی خود می‌کش و نیمی می‌پاش

۲ بیت
ابوسعید ابوالخیر
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۹

 

ای گشته دل و جان من از عشق تو لاش

افگنده مرا به گفتگوی اوباش

یک شهر خبر که زاهدی شد قلاش

چون پرده دریده شد کنون باداباش

۲ بیت
سنایی
 

حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة الخامسة - فی اللغز

 

در کوی خرابات و سرای او باش

منعی نبود درآی و بنشین و بباش

۱ بیت
حمیدالدین بلخی
 

عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۲۶ - در بیان مواظبت بریاضت و چهار اربعین و کیفیت آن

 

چو غایب صورتی حاضر صفت باش

که تا بیرون شوی از صف اوباش

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸ - در معنی من عرف نفسه فقد عرف ربه فرماید

 

دمادم سرّ کل میگوی و میباش

از این گنج پر از گوهر، گهر باش

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶۱ - در نمودار سرّ اعیان کل فرماید

 

که تو زان منی من زان تو باش

ولی گر با منی با خویشتن باش

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۳ - در هاتف شب و آواز دادن و رهنمائی کردن مرد درویش را فرماید

 

از این ملعون بکن پرهیز و خوش باش

مکن با او نشست و شاد دل باش

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۹۶ - در خطاب هاتف غیب پاکباز را و درد او را استماله کردن و دلخوشی فرماید

 

دَرِ دل زن تو چون مردان خوش باش

که هم در میزنند اینجای اوباش

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۴۹ - تشویق نمودن مستعداد بولایت حضرت شاه مردان

 

رو تو از وسواس شیطان دور باش

تا ببینی با نبی در یک قباش

۱ بیت
عطار
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة » الفصل الاول - فی الطامات » شمارهٔ ۲۲

 

ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش

افکنده مرا تو در میان اوباش

شهری خبر است که زاهدی شد قلّاش

چون پرده دریده شد کنون ما را باش

۲ بیت
اوحدالدین کرمانی
 

عراقی » لمعات » لمعۀ سوم

 

همه خواهی که باشی، ‌ای اوباش

رو به نزدیک خویش هیچ مباش

۱ بیت
عراقی
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۸
لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود