گنجور

 
۱
۲
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۹

 

که دارند فرخ مران جای را

ستایند جای بت‌آرای را

۱ بیت
فردوسی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹۷ - سخن گفتن فرامرز با رای هندی و پاسخ یافتن

 

نخستین که رفتی بگو رای را

که از مردمی برمکش پای را

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را

 

در مثالی بسته گفتی رای را

تا ندانند خصم از سر پای را

۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را

 

زانک منبع او بُدست این رای را

سَر امام آید همیشه پای را

۱ بیت
مولانا
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰

 

دیدم بسی زمانه مردآزمای را

سازنده نیست هیچ امیر و گدای را

جز باد و دم ترنم این تنگنای نیست

چون غلغل تهی نفس تنگنای را

چندین مکن دماغ به کافور و مشک، تر

[...]

۱۱ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱

 

جان بر لب است عاشق بخت آزمای را

دستورییی به خنده لب جانفزای را

خون مرا بریز و زخونابه وا رهان

خیریست، این بکن ز برای خدای را

گفتی به مهر و مه نگر و ترک من بگوی

[...]

۸ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱

 

ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را

ذکر تو مطلع غزل طبع سخن سرای را

آینه وار یافته یکنظر از جمال تو

دل که فروغ میدهد جام جهان نمای را

نسخه ی سحر سامری کاغذ توتیا شود

[...]

۸ بیت
بابافغانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱

 

حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را

سلسله بگسلم ز پا عقل گریزپای را

کو دلی و دلیرئی کز پی رونق جنون

شحنهٔ ملک دل کنم عشق ستیزه رای را

کو جگری و جراتی کز پی شور دل دگر

[...]

۱۱ بیت
محتشم کاشانی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم

 

ای ز تو قوت بیان نطق سخن سرای را

وی ز تو عقده ها بدل عقل گره گشای را

در طلب تو چون کند طی مکان عشق دل

هم سفری کجا رسد عقل شکسته پای را

محمل راه عشق را دل زفغان درای شد

[...]

۶ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم

 

ای ز تو قوت بیان نطق سخن سرای را

وی ز تو عقده ها بدل عقل گره گشای را

۲ بیت
شیخ بهایی
 

نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵

 

گر به سخن درآورم عشق سخن سرای را

بر بر و دوش سردهی گریه های و های را

گل به خزان شکفته شد وین دل بسته وانشد

در بن ناخن است نی بخت گره گشای را

نی ز رهی خبر دهم نی به دلی اثر کنم

[...]

۷ بیت
نظیری نیشابوری
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۰

 

بشنو ز من ترانه غیرت فزای را

گر مردی ای سپند، نگه دار جای را!

سختی پذیر باش گر اهل سعادتی

کز استخوان گزیر نباشد همای را

هر چند سر به دامن محمل گذاشته است

[...]

۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۱

 

ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را

رشته آه در گره فکر گرهگشای را

سرو ریاض مغفرت آه ندامت است و بس

تا به که مرحمت کند عشق تو این لوای را

تا نکند سعادتش مست غرور، قسمتت

[...]

۱۲ بیت
صائب تبریزی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰

 

عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را

پر کند از شکوه شه آینة گدای را

خیز و بیا و جلوه ده قامت جلوه‌زای را

حسرت استخوان من طعمه دهد همای را

نیست ز مهر من عجب گر به دل تو جا کند

[...]

۹ بیت
فیاض لاهیجی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۳

 

مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را

آینه جنون کند عقل برهنه پای را

گوش ترانه سنج را مجمر بزم دل کند

ذکر تو نغمه گر شود مطرب خوشنوای را

پردگیان کعبه را ساقی دیر می کند

[...]

۸ بیت
اسیر شهرستانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را

مهر زبان دل مکن، نرگس سرمه سای را

چند نگاه تلخ تو، زهر کند به ساغرم

چاشنی تبسّمی، لعل کرشمه زای را

رفته چه فتنه ها ز تو بر سر عقل و دین من

[...]

۱۱ بیت
حزین لاهیجی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۵