چنین گفت با خسرو هندوان
که ای نامور شاه روشن روان
فرامرز رستم یل بافرین
مرا گفت رو نزد شاه گزین
بگویش که ای نامدار بزرگ
سزد گر نه تندی به گرد سترگ
که ما را شهنشاه ایران زمین
جهاندار کیخسرو پاک دین
چنین داد فرمان که بر هند و سند
گذر کن به نیروی چینی پرند
نخستین که رفتی بگو رای را
که از مردمی برمکش پای را
تو دانی که شاهان ایران زمین
ز جم و ز تهمورث بافرین
ز شاه آفریدون فرخ نژاد
چنین تا منوچهر و تا کی قباد
که بودند یکسر نیاکان من
بزرگان گیتی به هر انجمن
روان بوده فرمانشان در جهان
چه بر چین و روم و چه بر هندوان
به فر جهاندار کیهان خدای
جهان آفریننده رهنمای
من امروز از ایشان همه برترم
برای بزرگان تواناترم
فزونم به گنج و به فر و هنر
همیدون به گردان پرخاشخر
کنون ای شهنشاه و دارای هند
منم بر همه سروران ارجمند
گر آیی به درگاه حق بنده وار
خرد کار بندی و ادراک یار
ز سر بفکنی بیشی و سروری
گزینی برین مهتری چاکری
به تو ماند این مرز و گنج روان
ز تو دور شد خنجر پهلوان
وگرنه سپاه من از مرز هند
هم از بوم کشمیر تا مرز سند
به نیروی دادار یزدان پاک
برآرنده چرخ گردنده خاک
ببرم پیت را به هندوستان
نماند یکی گل در این بوستان
ز جان سپاهت برآرم دمار
پشیمانی آنگه نیاید به کار
از آنجا چو من آمدم پیش تو
چنان چون سزد نامور خویش تو
فرستادم اول کیانوش را
خردمند و بیدار و خاموش را
به گفتار چرب و سخن های نرم
به اندرز شیرین و آوای نرم
که گر زین بزرگی بگرداندت
ز پرخاش و از کینه برهاندت
نگفتی سخن هیچ بر راه راست
به پاسخ بدان گونه دادی که خاست
از آن پس که برگشت از پیش تو
به دل رنج از گفته و کیش تو
سپه کردی و کینه آراستی
بدیدی همی آنچه خود خواستی
تو را گویم ای مهتر هندوان
که اندیشه دارم به روشن روان
سبکباری و تندی از شهریار
نه خوب آید از مردم هوشیار
شنیدی همانا که بر لشکرت
همان بوم و برشهر و بر کشورت
چه آمد ز گرز جهان پهلوان
وزآن نامداران فرخ گوان
چو آمد بدیدی همه نیک و بد
کنون آن گزین کت پسندد خرد
تو را گو مردی به چرم اندر است
از آنت چنین داوری در سر است
روا باشد از کین و رزم آوری
پس از کین بسیار رزم آوری
از آن رزم ها دل بپرداختی
همه کار بر آرزو ساختی
که از نو دگر لشکر آورده ای
درفش بزرگی برآورده ای
ز کار تو اندیشه ننمود چهر
نبینم تو را برتن خویش مهر
چنین گفت شیر ژیان با پلنگ
که بر غرم چون روز شد تار و تنگ
به نیک و بد کار خود ننگرد
بیاید روان پیش ما بگذرد
تو را هم بدان گونه بینم همی
خرد در سر تو نبینم همی
پس اندیشه او بدین کار کرد
به پاسخ فروبایدت یاد کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شخصیت خسرو به فرامرز، فرزند رستم و پهلوان بزرگ، میگوید که باید نزد شاه کیخسرو برود و او را از حمله به هند و سند آگاه کند. خسرو از فرامرز میخواهد که به شاه بگوید که جنگ و تندی کار عاقلانهای نیست و باید با خرد و تدبیر برخورد کرد. او به تاریخ شاهان ایران اشاره میکند و خود را برتر از آنان میداند. در این پیام، خسرو همچنین به فرامرز هشدار میدهد که اگر جنگی آغاز شود، عواقب بدی خواهد داشت و بهخصوص اشاره میکند که نباید خشم و کینه را در نظر داشت. در نهایت، او به فرامرز میگوید که باید بهجای جنگ، به دنبال راه حلهای صلحآمیز باشد.
هوش مصنوعی: او با خسرو هندوان گفت: ای شاه نامور و روشن-minded.
هوش مصنوعی: فرامرز، فرزند رستم، به من گفت که به نزد شاه برو و یکی از بهترینها را انتخاب کن.
هوش مصنوعی: به او بگو که ای شخصیت بزرگ و معروف، سزاوار است اگر نسبت به امور بزرگ و مهم، تند و بیصبر نباشی.
هوش مصنوعی: پادشاه ایران، کیخسرو، که نیکوکار و مذهبی است، ما را تحت حمایت خود قرار داده است.
هوش مصنوعی: فرمان داده شد که از سرزمینهای هند و سند عبور کن و با قدرت چینیها پرواز کن.
هوش مصنوعی: وقتی که رفتی، از خودت بگو که چطور با مردمان رفتار کردی، تا آنها از تو دور نشوند.
هوش مصنوعی: تو میدانی که پادشاهان ایران از جم و تهمورث به وجود آمدهاند و افتخاراتی دارند.
هوش مصنوعی: به وجود آمدن پادشاهی از نسل فرخ نژاد آفریدون، دلیلی است بر وجود منوچهر و تا زمان قباد.
هوش مصنوعی: نیاکان من که بزرگان جهان بودند، در هر جمعی حضور داشتند.
هوش مصنوعی: فرمان آنها در جهان به گونهای بوده که بر چین و روم و همچنین بر مردم هند تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این بیت به قدرت و عظمت خداوند اشاره دارد، به عنوان خالق و راهنمای جهان و کیهان. خداوند به عنوان پروردگار و هدایتکننده، در میان جانداران و عناصر عالم، وجودی برجسته و حاکم دارد.
هوش مصنوعی: من امروز از همه آنها بالاتر هستم و در مقایسه با بزرگان، توانایی بیشتری دارم.
هوش مصنوعی: من به ثروت و مقام و هنرمندی بیشتر از آنچه که باید دارم، اما نمیتوانم از خودم دفاع کنم.
هوش مصنوعی: اکنون ای پادشاه بزرگ و صاحب سرزمین هند، من بر تمام سروران و بزرگواران فرمانروایی دارم.
هوش مصنوعی: اگر به درگاه خدای متعال بیایی، باید با تواضع و بندگی عمل کنی و درک و فهم دوست را نیز داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر از مقام و موقعیت خود بگذری و به جای آن، به مقام و رهبری دست یابی، در این صورت کار تو برتر و مهمتر از خدمت به دیگران خواهد بود.
هوش مصنوعی: این مرز و گنج به تو تعلق دارد، اما سلاح قهرمان از تو دور شده است.
هوش مصنوعی: اگر نه، نیروی من از مرز هند تا منطقه کشمیر و مرز سند گسترده است.
هوش مصنوعی: با توان و قدرت خداوند یکتا، آفرینندهای که زمین را به دور خودش میچرخاند.
هوش مصنوعی: اگر من پیت را به هندوستان ببرم، در این باغ هیچ گلی باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: من از جان و دل برایت همه چیز را فدای تو میکنم، تا جایی که حسرت و پشیمانی دیگر به کار نیاید.
هوش مصنوعی: زمانی که من به سوی تو آمدم، مانند کسی که شایسته نام و مقام خود است، رفتار و حضورم را در نظر بگیر.
هوش مصنوعی: من کیانوش را که انسان خردمندی است و باهوش و آرام است، به جلو فرستادم.
هوش مصنوعی: با زبان شیرین و گفتار ملایم، با نصیحتهای دلپذیر و صدای نرم به صحبت کردن پرداخته میشود.
هوش مصنوعی: اگر از این عظمت دورت کند، تو را از درگیری و کینه رهایی میبخشد.
هوش مصنوعی: تو هیچ سخنی به سمت راست نگفتی، اما به طرز عجیبی پاسخی ارائه دادی که نشاندهنده آنچه در درونت بود، بود.
هوش مصنوعی: پس از آنکه از حضور تو دور شدم، در دل به خاطر حرفها و شیوهات رنج میکشم.
هوش مصنوعی: نظامی را به وجود آوردی و دشمنی را مهیا کردی. اکنون هر آنچه را که خود میخواستی، میبینی.
هوش مصنوعی: ای سردار هندوستان، به تو میگویم که فکر و اندیشهام روشن و شفاف است.
هوش مصنوعی: سبکسری و تندخویی از طرف یک پادشاه مناسب نیست و از افراد باهوش انتظار میرود که اینگونه رفتار نکنند.
هوش مصنوعی: شنیدی که کشور و دیار و شهری که در آن هستی، در واقع متعلق به لشکر تو و نیروهای تو است.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی از جانب قهرمان بزرگ و نامآورانی که دارای خوشبختی و فضیلت هستند، رخ داده است؟
هوش مصنوعی: وقتی که همه خوبها و بدها را مشاهده کردی، حالا آن چیزی را انتخاب کن که عقل و خرد تو را راضی میکند.
هوش مصنوعی: تو را میگوید که مردی در دل خود چرم و استحکام دارد، و از این رو قضاوتی که درباره تو میشود، ناشی از توانایی و قدرت درون توست.
هوش مصنوعی: پس از این که جدال و دشمنی زیادی را پشت سر گذاشتی، حالا میتوانی دوباره به میدان بیایی و جنگیدن را ادامه دهی.
هوش مصنوعی: از آن جنگها و نبردها، دل خود را دور کردی و تمامی امور زندگیات را بر پایه آرزوهایت بنا نهادی.
هوش مصنوعی: تو دوباره سپاهی تازه به وجود آوردهای و پرچم بزرگی را به اهتزاز درآوردهای.
هوش مصنوعی: اندیشهام به کار تو مشغول نیست، نه چهرهات را میبینم و نه بر تن خودم نشانی از عشق مییابم.
هوش مصنوعی: شیر بزرگ و قدرتمند با پلنگ صحبت کرد و گفت که وقتی روز پرنور و روشن میشود، اوضاع به تنگی و سختی میافتد.
هوش مصنوعی: به خوب و بد کارهای خود توجه نکن، چون روح تو خواهد آمد و از پیش ما خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: من نیز تو را به همان شیوه میبینم، اما عقل و خرد را در عمق وجود تو نمییابم.
هوش مصنوعی: او به خاطر فکر و اندیشهاش در این کار، باید به یاد پاسخگو بودن تو باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.