عشق چو پرده بر درد حسن کرشمهزای را
پر کند از شکوه شه آینة گدای را
خیز و بیا و جلوه ده قامت جلوهزای را
حسرت استخوان من طعمه دهد همای را
نیست ز مهر من عجب گر به دل تو جا کند
گرم کند شرارهای در دل سنگ، جای را
عشق تو شعله میخورد پردة ناله میدرد
بر دم تیغ میبَرَد شوق برهنهپای را
هیچ کسی کند به من آنکه بود همه کسم
دشمن خانه میکند عشق تو آشنای را
پیش رخ تو برگ گل لاف زند ز نازکی
رنگ حیا دهد خدا چهرة بیخدای را!
عشق چه خواهد از هنر، پنجة سعی بیاثر
عقده شود کلید در عقل گرهگشای را
روی نکو نمیشود مبتذل از نگاه کس
دیدن جنس قیمتی کم نکند بهای را
سیر ندیده میرود روی تو فیّاض کنون
بهر نگاه واپسین رخ بنما خدای را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به محبوبش بیان میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، عشق را چون شعلهای میداند که بر دل و جان او تأثیر میگذارد. او به توصیف جلوه و زیبایی معشوق میپردازد و نشان میدهد که عشق او، همچون دردی شیرین، در زندگیاش تأثیرگذار است. همچنین، شاعر به قدرت عشق اشاره میکند که میتواند عمق وجود انسان را زیر و رو کند و او را به فکری عمیقتر در مورد زیبایی و مقام معشوق وادارد. در نهایت، شاعر میگوید که زیبایی واقعی و ارزش عشق فراتر از هر چیز دیگری است و به طراوت و تازگی نگاه معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عشق مانند پردهای است که بر روی درد و رنج زیبایی میافتد و آن را با شکوه و بزرگی نمایش میدهد، مانند آینهای که زیبایی یک گدای عاشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بیا و بلند شو تا زیبایی و محبوبیت خود را نشان دهی. اندوه من باعث میشود که روح من به آرزوی تو پرواز کند.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که اگر محبت من در دل تو جا بگیرد، جای تعجب نیست. محبت من میتواند حتی دل سنگی را هم نرم کند و احساسات را در آن به وجود آورد.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند شعلهای میسوزد و پردهی نالهها را میدرد. این عشق در دمی تیز و تند، شوقی را در دل برهنه و عریان به حرکت درمیآورد.
هوش مصنوعی: هیچ کس به من نمیرسد که همه دنیای من است، اما عشق تو به بیگانههای من محبت میکند.
هوش مصنوعی: در حضور تو، گلها به خود میبالند و از لطافت رنگشان سخن میگویند. خدا نمیگذارد چهره بیخدا، که فاقد زیبایی است، در برابر تو ظاهر شود!
هوش مصنوعی: عشق چه انتظاری از هنر دارد، زحمات بیثمر به مانند گرهای هستند که کلید عقل را باز نمیکنند.
هوش مصنوعی: بر روی خوب، وجودش را به سادگی و عادی نمیتوان دید. ارزش واقعی چیزهای گرانبها کم نمیشود حتی اگر دیگران به آن بیتوجهی کنند.
هوش مصنوعی: زیبایی و لطافت چهرهات را نشان بده، زیرا جهانی که هیچ چیز از آن نخواهد دید، اکنون به خاطر آخرین نگاه به تو، بسیار نیازمند مهربانی و فیض الهی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را
ذکر تو مطلع غزل طبع سخن سرای را
آینه وار یافته یکنظر از جمال تو
دل که فروغ میدهد جام جهان نمای را
نسخه ی سحر سامری کاغذ توتیا شود
[...]
حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
سلسله بگسلم ز پا عقل گریزپای را
کو دلی و دلیرئی کز پی رونق جنون
شحنهٔ ملک دل کنم عشق ستیزه رای را
کو جگری و جراتی کز پی شور دل دگر
[...]
ای ز تو قوت بیان نطق سخن سرای را
وی ز تو عقده ها بدل عقل گره گشای را
در طلب تو چون کند طی مکان عشق دل
هم سفری کجا رسد عقل شکسته پای را
محمل راه عشق را دل زفغان درای شد
[...]
گر به سخن درآورم عشق سخن سرای را
بر بر و دوش سردهی گریه های و های را
گل به خزان شکفته شد وین دل بسته وانشد
در بن ناخن است نی بخت گره گشای را
نی ز رهی خبر دهم نی به دلی اثر کنم
[...]
ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را
رشته آه در گره فکر گرهگشای را
سرو ریاض مغفرت آه ندامت است و بس
تا به که مرحمت کند عشق تو این لوای را
تا نکند سعادتش مست غرور، قسمتت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.