گنجور

 
صفی علیشاه
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ض» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
ح
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
گ
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: هستی نبود سزای کس غیر خدا

شمارهٔ ۲: ای آنکه خدای خویش دانیم ترا

شمارهٔ ۳: افسوس ز گام بر غلط هشته ما

شمارهٔ ۴: ای آنکه توئی بهستی خود واجب

شمارهٔ ۵: اثنی عشری ز زاده بوطالب

شمارهٔ ۶: از معنی کنت کنز دریاب نکات

شمارهٔ ۷: در صرف وجود فرق و تمیزی نیست

شمارهٔ ۸: عالم چو حباب و هستی حق چو یم است

شمارهٔ ۹: از حق چون بنای ملک در تنظیم است

شمارهٔ ۱۰: چون شاهد ما بخود نمائی برخاست

شمارهٔ ۱۱: گوید همه چیز و هر کس حق با ماست

شمارهٔ ۱۲: معشوق چنانکه جاذب عشاق است

شمارهٔ ۱۳: تا دل نشود بریده از دلخواهت

شمارهٔ ۱۴: ای آنکه دو عالم است احیا ز دمت

شمارهٔ ۱۵: در خلق خوبش خلق نکو ممتحن است

شمارهٔ ۱۶: الله که هر شکسته را دل سوی اوست

شمارهٔ ۱۷: هنگام سحور جلوه پیر خوش است

شمارهٔ ۱۸: از سر علی که جز علی آگاه است

شمارهٔ ۱۹: ای جود تو بر وجود اشیاء باعث

شمارهٔ ۲۰: ای آنکه ز حقی برسالت مبعوث

شمارهٔ ۲۱: ای آنکه هر غمی توئی یار و مغیث

شمارهٔ ۲۲: یک نکته بگویمت بتحقیق بسنج

شمارهٔ ۲۳: گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج

شمارهٔ ۲۴: زان پیش که منهدم شود کاخ مزاج

شمارهٔ ۲۵: صوفی که فکند از تن و سرخرقه و تاج

شمارهٔ ۲۶: یا‌رب به نبی خدیو ملک و معراج

شمارهٔ ۲۷: ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج

شمارهٔ ۲۸: ساقی قدحی که او بود صیقلی روح

شمارهٔ ۲۹: ای آنکه رود بقالب از امر تو روح

شمارهٔ ۳۰: ای لعل لب تو معجز خضر و مسیح

شمارهٔ ۳۱: بی‌مهر علی که هست میزان فلاح

شمارهٔ ۳۲: ای آنکه مقلب مسائی و صباح

شمارهٔ ۳۳: هستی یم و دین کشتی و حیدر ملاح

شمارهٔ ۳۴: ای ماه من ای نگار شیرین پاسخ

شمارهٔ ۳۵: یغمای نگاه بین که آن دلبر شوخ

شمارهٔ ۳۶: از آنکه بجز توأم پناهی نبود

شمارهٔ ۳۷: ما را سر ملک و فکر شاهی نبود

شمارهٔ ۳۸: زین منزل جسم عاقبت نقل بود

شمارهٔ ۳۹: بر ما اگر ابلهی بناگاه زند

شمارهٔ ۴۰: گر کار جهان بوفق دلخواه نشد

شمارهٔ ۴۱: آنانکه بمعرفت مسلم بودند

شمارهٔ ۴۲: آنانکه براه عقل و برهان رفتند

شمارهٔ ۴۳: گر کار جهان بمیل ما ساز نشد

شمارهٔ ۴۴: یا‌رب غلطم فزون ز مقدار بود

شمارهٔ ۴۵: کس خاطر من بیارئی شد نکرد

شمارهٔ ۴۶: ا‌رب چو من ار گناهکاری باشد

شمارهٔ ۴۷: ای آنکه بجز تو هرگزم یا نبود

شمارهٔ ۴۸: ای آنکه بجز تو یار و همراز نبود

شمارهٔ ۴۹: یا‌رب همه عالم به پناهی نازند

شمارهٔ ۵۰: ای آنکه دل شکسته جای تو بود

شمارهٔ ۵۱: زاهد که مواعظش بجز نیش نبود

شمارهٔ ۵۲: ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد

شمارهٔ ۵۳: هر کس که رهی گزید رهبر نشود

شمارهٔ ۵۴: درویش اگر فنای فی‌ الله شود

شمارهٔ ۵۵: رفتن بخرابات حسابی دارد

شمارهٔ ۵۶: میخانه ما گشاده با بی دارد

شمارهٔ ۵۷: خوش آنکه حدیث کفر و ایمان نشنید

شمارهٔ ۵۸: باری ز جنون و عقل ما بار نشد

شمارهٔ ۵۹: هر لحظه صفی حساب ره باید کرد

شمارهٔ ۶۰: چون بود ظهور لازم ذات وجود

شمارهٔ ۶۱: حاشا که کسی شراب را فاش خورد

شمارهٔ ۶۲: عاقل می پخته را به خامی نخورد

شمارهٔ ۶۳: امید مراست ز آفرینده خود

شمارهٔ ۶۴: گویند گناه چونکه پیوسته شود

شمارهٔ ۶۵: ای لطف تو ار حوادث دهر ملاذ

شمارهٔ ۶۶: نیکی کنی ار بخلق منت مگذار

شمارهٔ ۶۷: ای نار خدای پاک و بیمثل و نظیر

شمارهٔ ۶۸: گرباده خوری با صنمی زیبا خور

شمارهٔ ۶۹: می را بیقین بدست انجام مخور

شمارهٔ ۷۰: یارب نشود بلاکشی محرم هجر

شمارهٔ ۷۱: شد عمر و بطبع خواهشم هست هنوز

شمارهٔ ۷۲: ای باب هدایتت بخلقان همه باز

شمارهٔ ۷۳: ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز

شمارهٔ ۷۴: عمرت رود ارتمام برجرم و هوس

شمارهٔ ۷۵: گر سالک عارفی و بی‌عیب و عبوس

شمارهٔ ۷۶: ای آنکه مکمل عقولی و نفوس

شمارهٔ ۷۷: بر بنده رو سیاه یارب تو ببخش

شمارهٔ ۷۸: گویم سخنی ترا از الهام سروش

شمارهٔ ۷۹: مائیم قلندران وارسته ز خویش

شمارهٔ ۸۰: جز پوست خود صفی بتن خرقه مپوش

شمارهٔ ۸۱: در خانه و شهر و خلوت و انجمنش

شمارهٔ ۸۲: شئیی بنظر نمایدت تا ناقص

شمارهٔ ۸۳: ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض

شمارهٔ ۸۴: یا‌رب من اگر چه رفت عمرم بغلط

شمارهٔ ۸۵: گر راه روی تجاوز از خط صراط

شمارهٔ ۸۶: لفظی که نباشد آگه از وی لافظ

شمارهٔ ۸۷: ای کون و مکان ز خوان جودت محفوظ

شمارهٔ ۸۸: گر میری و مرتراست اقلیم وسیع

شمارهٔ ۸۹: گر حق طلبی بحق خود شو قانع

شمارهٔ ۹۰: باشد گرت از وجود درویش سراغ

شمارهٔ ۹۱: یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ

شمارهٔ ۹۲: صوفی نشود کسی بپوشیدن صوف

شمارهٔ ۹۳: ای خسرو ملک و دین شهنشاه نجف

شمارهٔ ۹۴: دیدیم در این جهان بچشم تحقیق

شمارهٔ ۹۵: تا بر نکنی با صطفای دل و دلق

شمارهٔ ۹۶: گر سردی و نیست پای اکرامت لنگ

شمارهٔ ۹۷: ای هستیت از تمیز خلقان همه پاک

شمارهٔ ۹۸: ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک

شمارهٔ ۹۹: ای آنکه توئی بذات خود عین کمال

شمارهٔ ۱۰۰: گر طالب ره شدی ز مردان سبل

شمارهٔ ۱۰۱: ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل

شمارهٔ ۱۰۲: یارب بتو عرض ناتوانی چکنم

شمارهٔ ۱۰۳: یارب ز گناه خویش شرمنده منم

شمارهٔ ۱۰۴: ای شیر خدا ولی حق مالک دین

شمارهٔ ۱۰۵: یارب تو ببخشای بناداری من

شمارهٔ ۱۰۶: ای شیر خدا ولی حق مالک دین

شمارهٔ ۱۰۷: یارب تو مرا بیار من مقرون کن

شمارهٔ ۱۰۸: ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو

شمارهٔ ۱۰۹: با نیک و بد زمانه نزدیک مشو

شمارهٔ ۱۱۰: دام است جهان صفی پی‌دانه مرو

شمارهٔ ۱۱۱: عالم بمثال چون سرابست همه

شمارهٔ ۱۱۲: ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی

شمارهٔ ۱۱۳: گر بگذری ای صفی ز هر دلخواهی

شمارهٔ ۱۱۴: گر جز بخدای حاجت خویش بری

شمارهٔ ۱۱۵: حاجت بخدا اگر بری خوانده شوی

شمارهٔ ۱۱۶: ای آنکه بروز محنتم یار توئی

شمارهٔ ۱۱۷: ای شیر خدا که سر ایجاد توئی

شمارهٔ ۱۱۸: ای آنکه عیان کننده روز و شبی

شمارهٔ ۱۱۹: ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی

شمارهٔ ۱۲۰: حاشا که شراب پخته را خام خوری

شمارهٔ ۱۲۱: ای آنکه بیکتائی خود یکتائی

شمارهٔ ۱۲۲: روزی که نبود ساغر و صهبائی

شمارهٔ ۱۲۳: ای آنکه بذات خویش فرد واحدی

شمارهٔ ۱۲۴: ای آنکه فروزنده خورشید و مهمی

شمارهٔ ۱۲۵: سبحان‌الله بذات پاینده توئی

شمارهٔ ۱۲۶: الله که کافی المهمات توئی

شمارهٔ ۱۲۷: ای آنکه به بنده بهترین دست توئی

شمارهٔ ۱۲۸: زنها صوفی هزار زنهار صفی