گنجور

 
 
گوهر
ابوسعید ابوالخیر

یا مَنْ بِکَ حاجَتی وَ روحی بِیَدَیْک

عَن غَیرِکَ اَعْرَضُت وَ اَقْبَلْتُ عَلَیْک

مالِی عَمَلٌ صالِحٌ اَسْتَظْهَرْ بِه

الجأت علیک واثقا خذ بِیَدَیْک

کمال‌الدین اسماعیل

در تیره شبی چون سر زلفش تاریک

از لطف بوصل خویش کردم نزدیک

تا روز بدست بوسه بر جام وصال

می داد ز لب مرا شرابی باریک

مجذوب تبریزی

ای کعبه‌روی که گرم راهی چون پیک

هشدار که خاموشی به است از لبیک

رو پای خود از سر و عالم برگیر

گر یافته‌ای ادای فَاخلَعُ نَعلَیک

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه