گنجور

غزل ۴۰۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم

من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستی

داروی دوستی بود هر چه بروید از گلم

میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من

ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم

حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو

با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم

باد به دست آرزو در طلب هوای دل

گر نکند معاونت دور زمان مقبلم

لایق بندگی نیم بی هنری و قیمتی

ور تو قبول می‌کنی با همه نقص فاضلم

مثل تو را به خون من ور بکشی به باطلم

کس نکند مطالبت زان که غلام قاتلم

کشتی من که در میان آب گرفت و غرق شد

گر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم

سرو برفت و بوستان از نظرم به جملگی

می‌نرود صنوبری بیخ گرفته در دلم

فکرت من کجا رسد در طلب وصال تو

این همه یاد می‌رود وز تو هنوز غافلم

لشکر عشق سعدیا غارت عقل می‌کند

تا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » ناشکیبا » ساز و آواز دشتی "داغ دوستی"

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیرحسین وفایی نوشته:

پیشنهاد میکنم این شعر رو با صدای همایون شجریان توو آلبومنا شکیبا به آهنگسازی ارسلان کامکار گوش بدید.

👆☹

فرداد پوران نوشته:

جناب وفایی عزیز ، این آلبومِ بسیار بسیار زیبا به آهنگسازی استاد اردشیر کامکار است

👆☹

آواز دشتی نوشته:

یکی از بهترین کارهای دشتی که شنیدم از آلبوم بی نظیر شکیبا

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

دوستان صاحب‌نظر در مورد قرائت و مفهوم بیت هشتم:
«کشتی من که در میان آب گرفت و غرق شد
گر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم»
چه نظری دارند؟
آیا با قرائت فایل صوتی موافقید یا آن را اشتباه می‌دانید؟ مفهوم بیت برای من گنگ است.

👆☹

مجید نوشته:

آقای حمیدرضا محمدی عزیز
بنده با خوانش موجود موافق هستم و بیت را اینگونه تفسیر میکنم:
… باشد که استخوانهای مرا باد صبا به ساحل برساند

👆☹

مهدی نوشته:

با سلام و عرض ادب خدمت دوستداران عرصه ی ادب

لطفا معنی بیت زیر را بیان نمایید:

باد به دست آرزو در طلب هوای دل
گر نکند معاونت دور زمان مقبلم

با سپاس فراوان

👆☹

7 نوشته:

باد به دست یعنی چیزی (مگر باد) در دست نداشتن
باد هواست یا مثل بادست یعنی هر چیز گذرا و رفتنی که سرمایه کسی به شمار نمیرود
باد به دست آرزو یعنی کسی که آرزوهایش برباد است/تهیدست و بیچیز
مقبل:در اینجا هم به معنی آینده است و هم خوش اقبال
معاونت:همکاری و یاری
آرزوهایم همه هیچ و برباد است در رسیدن به آنچه دلم میخواهد اگر یاری نکند گردش روزگار پیش رو (آینده) یا (خوش اقبال نباشم)
اگر چرخ روزگار به همین گونه که هست بچرخد بیچاره ام بیچاره

👆☹

7 نوشته:

کشتی من که در میان، آب گرفت و غرق شد
[(گر بود استخوان)برد]، باد صبا به ساحلم
اگر استخوانی از من ماند باد صبا سوی ساحل(تو) می آورد.
ولی شاید نماند که چینی ها بدجور کفروبی میکنند با استخوان و بی استخوان،زنده و مرده
زنده بودم مرا تحویل نگرفتی تا هلاک شدم.حالا بگیر و از دست نوکیسه ها نجاتم بده مباد که به چین و ماچین ببرند.

👆☹

مهدی نوشته:

درود جناب حمید رضا،

به گمان من بیت مورد نظر می تواند به طریقی خوانده شود که معنی زیر را تداعی نماید:

کشتی من که دیگر در میان آب دریا غرق شده است و من هیچ امیدی به نجات از این درد (عشق) ندارم. اگر هم استخوانی از بدن من برجای بماند، به لطف باد صبا به ساحل (دوست) خواهد رسید.

مصرع اول باید با حالتی ناامیدانه خوانده شود که جبر آدمی را در برابر “بخت حاصل شده” به تصویر بکشد.

سپاس،

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

@مهدی:
با تشکر از راهنمایی دوستان و خصوصا جناب مهدی عزیز، خوانش تصحیح شده جایگزین شد.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام