گنجور

غزل ۳۴۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول

من گوش استماع ندارم لمن یقول

تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق

جایی دلم برفت که حیران شود عقول

آخر نه دل به دل رود انصاف من بده

چون است من به وصل تو مشتاق و تو ملول

یک دم نمی‌رود که نه در خاطری ولیک

بسیار فرق باشد از اندیشه تا وصول

روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم

پروانه را چه حاجت پروانه دخول

گنجشک بین که صحبت شاهینش آرزوست

بیچاره در هلاک تن خویشتن عجول

نفسی تزول عاقبة الامر فی الهوی

یا منیتی و ذکرک فی النفس لایزول

ما را به جز تو در همه عالم عزیز نیست

گر رد کنی بضاعت مزجاة ور قبول

ای پیک نامه بر که خبر می‌بری به دوست

یالیت اگر به جای تو من بودمی رسول

دوران دهر و تجربتم سر سپید کرد

وز سر به در نمی‌رودم همچنان فضول

سعدی چو پای بند شدی بار غم ببر

عیار دست بسته نباشد مگر حمول

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی باسره نوشته:

من بیت اول رو اینجوری شنیدم
“ناصح گمان مبر که نصیحت کنم قبول
من گوش استماع ندارم لمن تقول”
با توجه به واژه “من” فعلهی تقول و نصیحت کنم درست است.

👆☹

بردیا نوشته:

مصرع دوم من گوش استماع ندارم لمن تقول درست است به معنای: من گوش شنیدن ندارم، برای که میگویی؟!
لمن یقول که نوشته اید، چندان معنای رسا و زیبایی نمیرساند.

👆☹

نازنین نوشته:

بله،لمن تقول درسته.

👆☹

مینا نوشته:

با توضیحات استاد حسن انوری:
لمن یقول: به آن کسی که {نصیحت} میگوید - نصیحتگو
::
گمان نکن منِ دلداده نصیحت بشنوم … که گوش استماع برای شنیدن «آنکسی که نصیحت میگوید» ندارم

👆☹

علی کاویان نوشته:

در نسخه جناب فروغی :

… لمن یقول آمده است که به همان معنی که خانم مینا فرمودند ، اشاره دارد

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

طبق نقل (به مضمون) گزیدهٔ غزلیات سعدی به انتخاب و شرح دکتر حسن انوری معنای بیت عربی این است:
«یا منیتی!» یعنی ای آرزوی من! جان من سرانجام در آرزو (هوی) از بین می‌رود (زایل می‌شود). اما یاد تو در جان از بین نمی‌رود.

👆☹

نادر.. نوشته:

بسیار فرق باشد از اندیشه تا وصول..

👆☹

عباسی-فسا نوشته:

سلام و درود

بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول
من گوش استماع ندارم لمن یقول

در این بیت هر دو شکل «لمن یقول» و «لمن تقول» درست است
اگر لمن یقول بخوانیم جمله خبری است به معنی اینکه من سخن کسی که دارد حرف می زند و نصیحت می کند را قبول ندارم که در این صورت، مَن موصول است.
اما اگر تَقول بخوانیم مَن استفهامی است و باید به شکل استفهام خوانده شود به این معنا من گوش شنیدن نصیحت ندارم برای چه کسی می گویی؟

اما نظر بنده این است که با توجه به دیگر سخنان سعدی، بهتر است تَقول خوانده شود به این ابیات توجه کنید:
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی
یا
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست

مده ای رفیق پندم که به کار درنبندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

👆☹

عباسی-فسا نوشته:

سلام مجدد
چند روز قبل در باره این بیت مطلبی را عرض کردم و این هم بحث تکمیلی:
بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول
من گوش استماع ندارم لمن یقول. (تَقول؟)
اگر مَن در لِمن را موصول بگیریم کل مصرع یک جمله است یعنی به این شکل می شود:
من گوش استماع لمن یقول ندارم
در این صورت جمله خبری است و جار و مجرور متعلق به مصدر استماع است

اما اگر مَن در لِمَن را استفهام بگیریم در این صورت دو جمله داریم
۱- من گوش استماع ندارم. ۲- لمن تقول؟
در اینجا جار و مجرور متعلق به فعل تقول است
اما کدام صحیح یا صحیح تر است؟
می دانیم که حرف جر برای استماع، إلی است و ل به همراه استماع به کار نمی رود پس مَن را نمی توانیم موصول بگیریم و بهتر است یا درست است که استفهام باشد و در این صورت فعل مخاطب (لِمَن تقول؟) صحیح است که قرینه مصرع اول هم این را تأیید می کند .
از سعدی که أفصح و أبلغ سخنوران عالم است چنین اشتباهی بعید است که حرف جر ل را به همراه استماع به کار ببرد

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید