گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو

آیی به حجره من و گویی که گل برو

تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم

دانم من این قدر که به ترکی است آب سو

آب حیات تو گر از این بنده تیره شد

ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک خو

رزق مرا فراخی از آن چشم تنگ توست

ای تو هزار دولت و اقبال تو به تو

ای ارسلان قلج مکش از بهر خون من

عشقت گرفت جمله اجزام مو به مو

زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد

از بخل جان نمی‌کنم ای ترک گفت و گو

بر ما فسون بخواند ککجک ای قشلرن

ای سزدش تو سیرک سزدش قنی بجو

نام تو ترک گفتم از بهر مغلطه

زیرا که عشق دارد صد حاسد و عدو

دکتر شنیدم از تو و خاموش ماندم

غماز من بس است در این عشق رنگ و بو

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پرهام در ‫۶ سال قبل، پنج شنبه ۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۱ نوشته:

درود
در باب مصرع پایانی و واژه ی «دکتر» کسی دیدگاهی ندارد که به چه معناست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رحمان ملک پور در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۸ نوشته:

در مورد کلمه دکتر که در بیت اخر . به نظر می رسد این کلمه ترکی است و تلفظ ان مانند hektor می باشد و به معنی خموش ویا خاموش باش یا ساکت باش می باشد که در اغلب غزلهای مولانا این کلمه خموش .خموشی. و... امده است تا انجا که بعضی فکر کرده اند این کلمه تخلص مولانست واین غزل وبیت اخر ان ثابت میکند که این به معنای واقعی نهیب به خودش است که خاموش یا ارام باش وبیش از این مگو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
س ، م در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۹ نوشته:

دک به مانای درشت و سطبر ، یا شدید و سخت آمده ، یعنی از تو سخنان درشت تر شنیدم
درین معنا ، شایدبهتر بود ،” دک تَر “ نوشته می شد
دهخدا
دک . [ دُک ک ] (ع ص ) درشت و سطبر. (منتهی الارب ). شدید و ضخیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۱ نوشته:

من با نظر آقای ملک پور موافقم . البته من آذری نیستم و اصلا ترکی نمی دانم ولی هر کس که یک بار حتی سرسری این غزل را بخواند یقین پیدا می کند که این کلمه ، باید یک کلمه ترکی باشد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرشاد اشکبوس در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۴ نوشته:

واژه #دکتر در این سروده می تواند همان واژه "دکتر" امروزی هم باشد. مولوی به رومی و یونانی آشنا بود و در لاتین "دکتر" به چم "آموزگار ، استاد" است. همچنین این بیت مولانا اشاره به این دارد که او از ترکی اندک می دانست و چیزی دیستر از این که به آب "سو" می گفتند، نمی دانست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شاهین در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۹ نوشته:

اینکه مولوی می گوید ترکی نمیدانم، یک عبارت کلیشه ای است. این عبارت قبل از او نیز بکار رفته و نباید دلیل ترکی ندانی او بشماریم.
عبارتی که در بیت آخر بکار رفته «دکتر» نیست، «س.ک.ت.و.ر» هست که مصحح محترم محض رعایت ادب سین را به دال تبدیل کرده. همه ترکربانها می دانند که این حرف زشت در مفهوم «گم شو» به کار میرود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسام در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۱ نوشته:

این هم جوابی دندان شکن به پانترک ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
استاد سخن شهریار بود در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ نوشته:

در فرهنگ نامه دهخدا معنی دیگر ترک زیبا روی آمده ، مثلا ترک شیرازی همه ما میدانیم که شیراز شهر ترک نشین نیست ترک شیرازی به معنای زیبا روی شیراز هست و اگر منظور نژاد ترک باشد اینجا رومی می فرماید که من اگر ترک نیستم اما جای دیگه میگه اصلم ترک است اگر چه هندی گویم و در جای دیگر:
من آن ترکم که هندو را نمیدانم نمیدانم و در جای دیگر
من ترکم و سرمستم ترکانه سلح (کمر) بستم
پس اینجا منظور از ترک نژاد ترک نیست بلکه زیباروی هست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کُرد فیلی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۸ پاسخ داده:

 

دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من

دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من

عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد

رفتی چو تیر و کمان شد از بارِ غم پیکر من

دوستان جان

ترک در ادبیات معنای اولش غارت و یغما بوده

چون ترک غارتگر بوده معشوق هم غارتگر دل اینها از جهت غارتگری جایگزین شده اند هرجا در ادبیات نگاه کنید کلمه ترک و غارت و یغما باهم آمده است معشوق در دلربایی و غارت دل به ترک تشبیه شده نه در زیبارویی،کلمات ترک غارت غارتگر یغما تاراج راهزن خونریز غز  در همین گنجور جستجو کنید متوجه این استعاره میشوید

 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کاوه ایلامی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۷ نوشته:

مولانا زاده بلخ است درآنجا بزرگ شده،بعداز حمله مغول وتاتار به قونیه میرود که غربی ترین شهر ایرانی نشین است،آن زمان هنوز روم شرقی کامل ازبین نرفته بود حمدالله مستوفی قزوینی دانشمند قرن هفتم در “نزهه القلوب” طول و عرض ایران را این‌گونه برمی‌شمارد : “ملک ایران زمین، در واقع بر میان ربع مسکونست طولش از قونیه روم است تا جیحون بلخ و عرضش از عبادان بصره است تا باب الابواب تمورقپو(دربند)،اینکه چندقدن بعد کشوری به نام ترکیه یاعثمانی شکل بگیرد وادعای ترک بودن مولانا بکند خنده دار است،اینجاهم به صراحت وبه معنای ظاهری میگوید ترک نیست .دکتر هم احتمالا دک تر باشد وگرنه واژه یونانی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کیومرث در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۴ نوشته:

درین غزل مولوی میگوید من ترک نیست و تنها میدانم که در ترکی به آب سو میگویند و بس.
ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
آیی به حجره من و گویی که گل برو
تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم
دانم من این قدر که به ترکی است آب سو
آب حیات تو گر از این بنده تیره شد
ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک خو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۰ نوشته:

باسلام خدمت عزیزان
در خصوص کلمه "دکتر" به دلیل اینکه شخصا ترک و ترکزبان هستم می توانم عرض کنم که در زبان ترکی امروزه در مقام نهیب به فردی که تقلای بیش از حد می کند و یا پا را از گلیم خود خارج می سازد می گویند " دیکدور" که در آن "دیک" یعنی بلندی و یا جای آرام که این کلمه در تلفظ فارسی به "دنج" تبدیل شده است. بخش "دور" هم فعل امر از مصدر دورمک به معنای ماندن و ایستادن می باشد که در کنار کلمه دیک معنای نجنبیدن، آرام و یا خاموش ماندن معنا می دهد. از آنجا که در زبان ترکی حرف "ت" و "د" به راحتی به یکدیگر تبدیل می شود، می توان "دِکتُر" دیک+تور یا همان دیک دور به معنای خاموش بمان معنی کرد.
ضمن به عرض دوستانی که می گویند مولانا از زبان ترکی تنها کلمه سو را بلد بوده باید عرض کنم که ایشان اشعار ترکی زیادی در نهایت شیوایی دارند. در همین غزل هم از چند کلمه ترکی دیگر استفاده شده است که خلاف ادعای ترکی ندانی مولوی را نشان می دهد. منظور شاعر از این بیت این است که اگر چه من ترک نیستم، لااقل همین اندازه را می دانم که در زبات ترکی آب می شود سو. البته در مورد ترک بودن یا نبودن مولای روم نمی توان تنها از این بیت نتیجه گیری کرد که تفاسیر متعددی می توان از آن برداشت نمود.
موفق باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۵ نوشته:

سلان. یکی از دوستان گفتن «همه ما میدانیم که شیراز شهر ترک نشین نیست»، نمیدانم منظور از همه یعنی چه کسانی، اما ظاهراً دوست عزیزمون تا حالا اسم ترکان غیور قشقایی به گوششون نخورده بوده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مبین در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۱ نوشته:

خواهشا حرف های خنده دار نزنید...
باسواد ترین مولوی شناس زمان ما استاد بدیع الزمان فروزانفر هم ابیات ترکی از مولانا را در کتاب های گرانقدرشان آورده اند...نه تنها خود مولوی که پسرش هم ترک بوده و ترکی میسروده...هنوز هم خوشبختانه باقیست البته زبان و ادب فارسی بسیار گسترده تر بوده و از این جهت هم بوده است که شاعران ترک هم رغبت چندانی به سرودن ترکی نداشته اند...شما اما ببینید که بعدها همین ترکی با شاعرانی مثل فضولی و صایب سبکی که امروز هندی خوانده می شود را به ادبیات فارسی معرفی می کند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کُرد فیلی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۵ پاسخ داده:

 

پان ترکیستها دروغهایی ساخته اند. یکی از پان ترکیستها به نام محمد زادهء صدیق در کتاب خود «ترکی​سرایان مکتب شمس و مولانا» جمله​ای از افلاکی را تحریف میکند. محمدزاده​ی صدیق به استناد به کتاب افلاکی این نقل را می​آورد:

«حضرت ولد از نقل والد خود، سال​های بسیار به صفای تمام عمر می​راند و سه مجلد مثنویات و یک جلد دیوان ترکی انشاء فرموده از معارف و حقایق و غرایب اسرار عالم را پر کرد»(حسین محمدزاده صدیق، "ترکی​سرایان مکتب شمس و مولوی"، ندای شمس، تبریز، 1386).

با رجوع به کتاب افلاکی، (شمس الدین احمد افلاکی العارفی، مناقب العارفین، سال 1362، به همت تحسین یزیچی) روشن شد که واژه ترکی در عبارت بالا وجود ندارد! و البته همین فرد چندگاه پیش نیز ادعا نموده است که زبان اوستا هفتاد درصد ترکی است و غیره. بنابراین این نوع جعلیات در محافل قومگرایانه پان ترکیستان همانند تعداد مورچگان جهان پیدا میشود و تا کنون هیچ دانشمندی چه غربی چه شرقی به دیوان ترکی سلطان ولد اشاره نکرده است زیرا چنین دیوانی وجود ندارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۴ پاسخ داده:

سلام و درود به کرد فیلی ...

از مطالب شما بسیار استفاده میکنم ؛سوالی که درگیر ش بودم با مطالب شما رفع شد ...ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کُرد فیلی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۶ پاسخ داده:

خواهش میکنم.اتفاقا سلطان ولد فرزند مولوی مثل پدرش درچندجا صراحتا اعلام کرده چیز زیادی از ترکی نمیداند علت هم روشن است هنوز منطقه روم ترک نشده اند و رومی ایرانی ارمنی هستند 

پسر مولانا در یکی از منظومه های مخلوط و ملمع , سخنش را با این ابیات پایان داده و ناتوانی خود را در سرودن اشعار ترکی و محرومیت از اصطلاحات آن زبان, بیان داشته است:

گذر از گفت ترکی و رومی

چون از آن اصطلاح محرومی

لیک از پارسی گوی و از تازی

چونکه در هر دو خوش همی تازی

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۱ پاسخ داده:

درود به شما با این اطلاعات ارزشمند ...

کتاب مناقب العارفین را دارم و تا چند صفحه ای خواندم ، اما پس از مدتی دیگر ادامه نتوانستم بدهم ...این کتابی هم که شما معرفی کردید را اما مطالعه نکردم ...امید که بتوانم چون شما و دیگر بزرگان توانی یابم و از شمابزرگان یاری جویم ...سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مبین در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

دوستان همه اشتباه بزرگی مرتکب شدند
هرکسی که مولانا را به خاطر ترک یا فارس بودنش دوست دارد و قبولش دارد یعنی هنوز با سبکش و اندرز خنش آشنا نیست و به زبان ساده نخوانده مریدش شده است.
یک عده ژاژخایی و قلم فرسایی کردند راجع به اینکه مولانا میگوید بیشتر از کلمه سو از زبان ترکی نمیدانم...
پس منشا این شعر های ترکی مولوی و لطان ولد از کجاست؟من که از خودم نمیگویم
شما استاد بدیع الزمان فروزانفر از بزرگترین دانشمندان ادبی دورانمان را میشناسید؟چند تا از این اشعار ترکی ضمیمه کتابهای ایشان هم شده است.
یا اصلا در همین شعر گل برو(یعنی بیا پیشم) ارسلان ککجک قشلرن قلج دکتر و... واژه های ترکی هستند که استفاده شده اند.
با خواندن خزعبلات چند کانال پان ایرانیستی توهم علامه بودن نگیرید آثار امثال فروزانفر را بخوانید تا کلید گنجینه های ادبیات را پیدا کنید/....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۹ نوشته:

درآثار حافظ و مولوی ترک شخصی هست که در مکاشفات او را دیده اندنام او را میدانند اما مجاز به فاش کردن آن نیستند،در مکاشفات زمان معنا ندارد ،ترک شیرازی شخصی است که حکمت صدرایی را صحیح میداند،
خال هندو :همان شخص که حکمت صدرا یی راتایید میکند معاد جسمانی یا بهشت وجهنم دنیوی را هم صحیح میداند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

دکتر از کلمه فارسی دستور می آید و کاربرد دارد برای افرادی که رای شان حکم دستور دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

این نوشته های الکی دلقک بازی و اسمهای فیکی که برای خودتان انتخاب میکنید

ملت را نمیتوانید گمراه کنید چون هر قومی اصل خودش را بهتر از شما دلقک ها میشناسد

و هر شخصی اوضاع حال را میداند و با این مطالب هیچ قومی گیج و گمراه نمیشود.

همه زیر یک پرچم حرکت میکنند و یکی هستند...

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد خلیلی در ‫۳ روز قبل، دو شنبه ۳ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۵۶ پاسخ داده:

چرا اینقدر نژاد پرستانه صحبت میکنید ؟ 

در واقع وقتی دویست سال پیش خودمون و نگاه میکنیم ازدواج های گوناگون با اقوام مختلف رو مشاهده میکنیم . 

حال فرض کنید به هفتصد سال پیش برگردیم ! کی میتونه ثابت کنه ازدواجی خارج از قوم خودمون نداشتیم ؟ پس چه طور نژاد خودتون و با اطمینان میگید ؟

قرن بیست و یک هستیم نه عصر سنگ و حجر .... 

مولانا در دل ترکیه امروزی کلاس های درسش رو به پارسی برگزار میکرده و نامه هاش رو پارسی مینوشته ! 

اشسعارش رو فارسی میگه و بعد میشه ترک ؟ مولانا ایرانی بوده ... و در سرزمین های ایران بوده .... چه میخواد ترک باشه یا کرد و عرب و ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد ترکمان در ‫۲ روز قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۵ پاسخ داده:

   ار قرار معلوم مطلب را درست نخوانده ای فرزند.که در چه تاریخی و برای چه کسانی نوشته شده برای شعر مولانا نوشته نشده همیشه اول مطلب را دقیق بخوانید و تاریخ مطلب را نگاه کنید سپس ببینید برای چه مساله ای آن مطلب درج شده.شما الان نژاد خودتو میدونی از چه نژادی هستی...اگر ترکی زن کُرد بگیرد نژاد فرزند همچنان ترک است یا هر نژاد دیگری نژاد اصلی را از پدر میشناسند الان خیلیها میبینم اگر نام پدر بزرگ پدرشان هم ازشون بپرسی نمیدونن چون بزرگانشون شجره ای براشون نگفتن که بخاطر نسلهای بعدیشون بمونه.خیلیها بودن که شجرشونو از پدر بنده میپرسیدند وپدرم براشون بازگو میکرد که نسل اصلیشون از کیه و از کجا آمدند.

اسمهای فیکی که گفته شده مشخص هستند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.