گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۳

 

…  هر چه بجر می است کوتاهی به

می هم ز کف بتان خرگاهی به

مستی و قلندری و گمراهی به

یک جرعه می ز ماه تا ماهی …


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی زوطهماسپ » پادشاهی زوطهماسپ

 

…  چنین تا به چین و ختن

سپردند شاهی بران انجمن

ز مرزی کجا مرز خرگاه بود

ازو زال را دست کوتاه بود

وزین روی ترکان نجویند راه

چنین بخش کردند تخت و …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱۲

 

…  خشک وز رنج پر آب تن

ز لشکر هرانکس که بد جنگ‌ساز

دو بهره نیامد به خرگاه باز

اگر کشته بودند اگر خسته تن

گرفتار در دست آن انجمن

ز پرمایه اسپان زرین ستام

ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲

 

…  چهل روزه را ساختند

بدان جایگه ترک نزدیک بود

زمینش ز خرگاه تاریک بود

یکی بیشه پیش اندر آمد ز دور

به نزدیک مرز سواران تور

همی راند در پیش با …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » داستان کاموس کشانی

 

…  پیش سپاه

بیامد همی کرد هر سو نگاه

که ایرانیان را که یار آمدست

که خرگاه و خیمه بکار آمدست

ز یپروزه دیبا سراپرده دید

فراوان بگرد اندرش پرده دید

درفش و …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » داستان خاقان چین

 

…  و کردار افراسیاب

میان بسته‌ام بندگی شاه را

نخواهم بر و بوم و خرگاه را

بسی پند و اندرز بشنید و گفت

کزین پس نباشد مرا جنگ جفت

شوم گفت بپسیچم این کار …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » داستان دوازده رخ

 

…  تا گشت گیتی سیاه

برفتند زان پی به بنگاه خویش

بخیمه شد این، آن بخرگاه خویش

سپهدار ایران به زیبد رسید

از اندیشه کردن دلش بردمید

همی گفت کامروز رزمی …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » اندر ستایش سلطان محمود » اندر ستایش سلطان محمود

 

…  بود

همه نامداران ما چین و چین

نشسته بمرز کروشان زمین

جهان پر ز خرگاه و پرده سرای

ز خیمه نبد نیز بر دشت جای

جهانجوی پر دانش افراسیاب

نشسته بکندز بخورد …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۰

 

…  راند از خون بدخواه جوی

نه استد کس آن پهلوان شاه را

ستوه آورد شاه خرگاه را

پس افگنده بیند بزرگ اردشیر

سیه گشته رخسار و تن چون زریر

بگرید برو زار و گردد …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۲

 

…  به سر بر سروی

همی رزم شیران کند آرزوی

بفرمود تا همچنانش به بند

به خرگاه بردند ناسودمند

بیاراست خرم یکی بزمگاه

به سر بر نظاره بران جشنگاه

چو خورشید …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۳

 

…  خواندند

ورا نامدار زمین خواندند

وزانجا بیامد کی رهنمای

به نزدیک خرگاه و پرده‌سرای

نهادند خوان و خورشهای نغز

بیاورد سالار پاکیزه …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۴

 

…  پای دید

بلند و کهن بود و آزرده بود

یکی خسروی جای پر پرده بود

نه خرگاه بودش نه پرده‌سرای

نه خیمه نه انباز و نه چارپای

بران طاق آزرده بایست خفت

چو تنها …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۰

 

…  مرز بشنید آواز کوس

غو پاسبانان چو بانگ خروس

پر از خیمه یک دشت و خرگاه بود

ازان تاختن خود که آگاه بود

ز می مست قیصر به پرده‌سرای

ز لشکر نبود اندران مرز …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶

 

…  نشان

بیاورد لشکر به دشت شکار

سواران شمشیر زن ده هزار

ببردند خرگاه و پرده‌سرای

همان خیمه و آخر و چارپای

همه زیردستان به پیش سپاه

برفتند هرجای کندند …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۸

 

…  ایران شدستی بروم

نخفتست هرگز بباد بوم

سراپرده ودشت جای وی است

نه خرگاه وخیمه سرای وی است

فراوان سپاهست بااوبهم

سلیح بزرگی وگنج درم

کنون تا تو رفتی …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۳

 

…  سر از کوه گیتی فروز

زمین را به ملحم بیاراست روز

همه دشت بی‌مرد و خرگاه بود

که بهرام زان شب نه آگاه بود

بدان خیمه‌ها در ندیدند کس

جز از ویژه یاران بهرام …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۶

 

…  شکار

به زیر اندرون هریکی اشتری

به سر برنهاده ز زر افسری

ز کرسی و خرگاه و پرده سرای

همان خیمه و آخر چارپای

شتر بود پیش اندرون پانصد

همه کرده آن بزم را …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

حافظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شجاع

 

…  پازیر و سایه‌بان

وین اطلس مقرنس زر دوز زرنگار

چتری بلند بر سر خرگاه خویش دان

بعد از کیان به ملک سلیمان نداد کس

این ساز و این خزینه و این لشکر …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰

 

…  چون آینه در زنگ ظلام اندازد

آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب

گرد خرگاه افق پرده شام اندازد

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار

بخورد باده‌ات و سنگ به جام …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰

 

…  من نه آنم من که گم کردم سر و پا را

یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم

یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را

خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را

که …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱

 

…  من نه آنم من که گم کردم سر و پا را

یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم

یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را

خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را

که …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵

 

…  شود تا برگشاید بال‌ها

بال‌ها چون برگشاید در دو عالم ننگرد

گرد خرگاه تو گردد واله اجمال‌ها

دیده نقصان ما را خاک تبریز صفا

کحل بادا تا بیابد زان بسی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵

 

…  آبدارش پوسیده است و چوبین

وان نیزه درازش چون سوزنست امشب

خرگاه عنکبوتست آن قلعه حصینش

برگستوان و خودش چون روغنست امشب

خاموش کن که طامع الکن بود …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴

 

…  بیار باده که ایام بس خوشست

امروز روز باده و خرگاه و آتش است

ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف

مجلس چو چرخ روشن و دلدار مه وشست

بشنو …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱

 

…  می‌چرند

تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست

سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل

چهره زر لایق آن بر سیمین که راست

خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان

در دو جهان همچو …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۴

 

…  اندر شب نهان ترکی میان هندوان

شب ترک تازی‌ها بکن کان ترک در خرگاه شد

گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی

کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد

ما …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵

 

…  باطن روشنان شب را به دل روشن کنان

هندوی شب نعره زنان کان ترک در خرگاه شد

باشد ز بازی‌های خوش بی‌ذوق رود فرزین شود

در سایه فرخ رخی بیدق برفت و شاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۲

 

…  اندر شب نهان ترکی میان هندوان

هین ترک تازیی بکن کان ترک در خرگاه شد

گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنی

کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۲

 

…  شد

مغزها آمیخته با کاه تن

تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد

هندوان خرگاه تن را روفتند

ترک خلوت دید و در خرگاه شد

گفت و گوهای جهان را آب برد

وقت گفتن های …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۶

 

…  خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد

چو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمی‌دانم

ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن

ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۷

 

…  یوسف خبرش آمد

که کار تو می سازد ای خسته بیمارم

داروی تو می کوبم خرگاه تو می روبم

از ضد ضدش انگیزم من قادر و قهارم

گویم به حجر حی شو گویم به عدم شیء …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۲

 

…  ماه رسیدیم

ای طبل زنان نوبت ما گشت بکوبید

وی ترک برون آ که به خرگاه رسیدیم

یک چند چو یوسف به بن چاه نشستیم

زان سر رسن آمد به سر چاه رسیدیم

ما چند صنم …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۳

 

…  تو بر تن نتنیم

چونک بر بام فلک از پی ما خیمه زدند

ما از این خرگله خرگاه چرا برنکنیم

همچو سیمرغ دعاییم که بر چرخ پریم

همچو سرهنگ قضاییم که لشکر شکنیم

ما …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۴

 

…  کرد غمش

چون فلک زیر و زبر می نروم

خانه چرخ و زمین تاریک است

من ز خرگاه قمر می نروم

گر چو خورشید مرا تیغ زند

من ز تیغش به سپر می نروم

بس بود عشق شهم تاج و …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

 

…  اشباهم

اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد

به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم

اگر چه کاهل و بی‌گاه خیز قافله‌ام

به سوی توست سفرهای گاه و بی‌گاهم

برآ چو ماه …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۵

 

…  و ظفر پیشت دود پیشت دود

***

فضل خدا همراه تو همراه تو

امن و امان خرگاه تو خرگاه تو

بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا

پیوسته در درگاه تو درگاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

 

…  از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

وی بس که از آواز قش گم کرده‌ام خرگاه من

کی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشم

تا دررسم در دولتت در ماه و خرمنگاه من

هر …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۷

 

…  چون ابلهان

تسخرت بر آینه نبود به روی خود بود

زانک رویت هست تسخرگاه هر روشن روان

آن منافق روی ظلمت جان تسخرکن که خود

جمله سر تا پای تسخر بوده‌ست آن …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۱

 

…  هر طرف بر سینه سگسار من

از کرم مپسند این را کاین سوار جان من

جز به خرگاهت فرود آید از این رهوار من

ور فروآید به جز خرگاه تو من از خدا

من فنای محض خواهم ای …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۲

 

…  شهنشاه من

رو سوی بحری کز او هر نفسی موج موج

آمد و اندرربود خیمه و خرگاه من

آب خوشی جوش کرد نیم شب از خانه‌ام

یوسف حسن اوفتاد ناگه در چاه من

ز آب رخ یوسفی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۹

 

…  زندان و از چاه

دلا بی‌گاه شد بازآ به خانه

که ترک آید شبانگه سوی خرگاه

صلا اکنون میان بسته‌ست ساقی

صلا کز مهر سرمست است دلخواه

به مغناطیس آید آخر …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۴

 

…  اقبال و بخت و جاه روزه

بجز این ماه ماهی هست پنهان

نهان چون ترک در خرگاه روزه

بدان مه ره برد آن کس که آید

در این مه خوش به خرمنگاه روزه

رخ چون اطلسش گر زرد …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

 

…  را ز رحمت در کم آزاری

به ناگاهان فرود آید بگوید هی قنق گلدم

شود خرگاه مسکینان طربگاه شکرباری

خمار هجر برخیزد امیر بزم بنشیند

قدح گردان کند در حین به …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۱

 

…  ماهی

بر خیمه این گردون تو دوش قنق بودی

مه سجده همی‌کردت ای ایبک خرگاهی

خورشید ز تو گشته صاحب کله گردون

وز بخشش تو دیده این ماه سما ماهی

کی هر دو یکی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۲

 

…  کوی کی می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی

پابسته شدی چون من زان دلبر خرگاهی

گر بسته شدی از وی رسته ز همه بندی

نی خدمت کس خواهی نی خسروی و شاهی

شد خدمت تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۳

 

…  مستانه شنو تو

از قامت چون چنگ من الحان اغانی

هم آتش و هم باده و خرگاه چو نقد است

پیران طریقت بپذیرند جوانی

در آینه شمس حق و دین شه تبریز

هم صورت کل شهره …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۶

 

…  را نقش کرد در صورت

که نامه همه را نانبشته می‌خوانی

برون بری تو ز خرگاه شش جهت جان را

چو جان نماند بر جاش عشق بنشانی

دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو را

تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل

 

…  قضا جانت دهد درمان کند

این قضا صد بار اگر راهت زند

بر فراز چرخ خرگاهت زند

از کرم دان این که می‌ترساندت

تا به ملک ایمنی بنشاندت

این سخن پایان ندارد …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن

 

…  جاهل همیشه در طریق

روز شه در جست و جو بیگاه شد

سوی آن کمپیر و آن خرگاه شد

دید ناگه باز را در دود و گرد

شه برو بگریست زار و نوحه کرد

گفت هرچند این جزای …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی

 

…  دل خود کم نه اندیشهٔ معاش

عیش کم ناید تو بر درگاه باش

این بدن خرگاه آمد روح را

یا مثال کشتیی مر نوح را

ترک چون باشد بیابد خرگهی

خاصه چون باشد عزیز …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده

 

…  سیرتست

اول هر میوه جز صورت کیست

بعد از آن لذت که معنی ویست

اولا خرگاه سازند و خرند

ترک را زان پس به مهمان آورند

صورتت خرگاه دان معنیت ترک

معنیت ملاح …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان

 

…  نیک و بد

این تتماجست آب روی عام

که سگ شیطان از آن یابد طعام

بر در خرگاه قدرت جان او

چون نباشد حکم را قربان بگو

گله گله از مرید و از مرید

چون سگ باسط ذراعی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را

 

…  نبودش در هوا و عشق جفت

لیک قاصر بود از تسبیح و گفت

عشق او خرگاه بر گردون زده

جان سگ خرگاه آن چوپان شده

چونک بحر عشق یزدان جوش زد

بر دل او زد ترا بر …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز

 

…  باد آنکه او شادت نخواهد

خراب آنکس که آبادت نخواهد

بسی گشتم درین خرگاه شش طاق

شگفتی‌ها بسی دیدم در آفاق

از آن سوی کهستان منزلی چند

که باشد فرضه دریای …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور

 

…  حکمت باز کرده

سخن‌های مضاحک ساز کرده

به گرداگرد خرگاه کیانی

فرو هشته نمدهای الانی

دمه بردر کشیده تیغ فولاد

سر نامحرمان را داده بر …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه

 

…  بهشتی جای کردند

ملک را بارگه بر پای کردند

کنیزان و غلامان گرد خرگاه

ثریاوار گرد خرمن ماه

نشسته خسرو و شیرین به یک جای

ز دور آویخته دوری به یک …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۴ - صفت داد و دهش خسرو

 

…  لیسش

همه تمثال‌های آسمانی

رصد بسته بر آن تخت کیانی

ز میخ ماه تا خرگاه کیوان

درو پرداخته ایوان بر ایوان

کواکب را ز ثابت تا به سیار

دقایق با درج پیموده …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

…  طوطی ساخته با آهنین بند

به تنهائی چو عنقا گشته خرسند

تو در خرگاه و من در خانه تنگ

ترا روزی بهشت آمد مرا سنگ

چو من با زخم خو کردم درین خار

نه مرهم …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو

 

…  گلگون آب دیده خاک تر کرد

همی شد تا به لشکرگاه خسرو

جنیبت راند تا خرگاه خسرو

زبان پاسبانان دید بسته

حمایل‌های سرهنگان گسسته

همه افیون خور مهتاب گشته

ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

 

…  فرمود تا شاپور حالی

ز جز خسرو سرا را کرد خالی

بر آن آواز خرگاهی پر از جوش

سوی خرگاه شد بی‌صبر و بیهوش

در آمد در زمان شاپور هشیار

گرفتش دست و …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۸ - بیرون آمدن شیرین از خرگاه

 

…  گرفته شاه و شاپور

جهان دیدند یکسر نور در نور

پری پیکر برون آمد ز خرگاه

چنان کز زیر ابر آید برون ماه

چو عیاران سرمست از سر مهر

به پای شه در افتاد آن پری …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبر

 

…  و گران نعل و سبک خیز

بدیدن تیز بین و در شدن تیز

وشاق تنگ چشم هفت خرگاه

بد آن ختلی شده پیش شهنشاه

چو مرغی از مدینه بر پریده

به اقصی الغایت اقصی …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص)

 

…  ندارد

تا مهر محمدی ندارد

ای شاه مقربان درگاه

بزم تو ورای هفت خرگاه

صاحب طرف ولایت جود

مقصود جهان جهان مقصود

سر جوش خلاصه معانی

سرچشمه آب …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش

 

…  سفینه چند رانی

آن به که نظامیا در این راه

بر چشمه زنی چو خضر خرگاه

سیراب شوی چو در مکنون

از آب زلال عشق …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۳ - در صفت عشق مجنون

 

…  خرگه یار مست بگذشت

بر رسم عرب نشسته آنماه

بر بسته ز در شکنج خرگاه

آن دید درین و حسرتی خورد

وین دید در آن و نوحه‌ای کرد

لیلی چو ستاره در …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را

 

…  ای ز رفیق خویشتن دور

تو نیز چو من ز دوست مهجور

ای پیشرو سپاه صحرا

خرگاه نشین کوه خضرا

بوی تو ز دوست یادگارم

چشم تو نظیر چشم یارم

در سایه جفت باد جایت

وز …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی

 

چون نور چراغ آسمان گرد

از پرده صبح سر به در کرد

در هر نظری شگفت باغی

شد هر بصری چو شب چراغی

مجنون چو پرنده زاغ پویان

پروانه صفت چراغ جویان

از …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابن‌سلام

 

…  لنگی را به راهواری

از مشتریان برج آن ماه

صد زهره نشست گرد خرگاه

چون ابن‌سلام آن خبر یافت

بر وعده شرط کرده بشتافت

آمد ز پی عروس خواهی

با طاق و …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۵ - رسیدن نامه لیلی به مجنون

 

…  بود به عزم راهت

بر خرگه من گذر کن از راه

وز دور به من نمود خرگاه

تا نامه‌ای از حساب کارم

ترتیب کنم به تو سپارم

یاریت رساد تا نهانی

این نامه به …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۰ - خواندن لیلی مجنون را

 

…  ددان از او دور

پیر آمد وز آنچه کرد بنیاد

با آن بت خرگهی خبر داد

خرگاه نشین بت پریروی

همچون پریان پرید از آن کوی

زانسوتر یار خود به ده گام

آرام گرفت و …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی

 

آیا تو کجا و ما کجائیم

تو زان که‌ای و ما ترائیم

مائیم و نوای بی‌نوائی

بسم‌الله اگر حریف مائی

افلاس خران جان فروشیم

خز پاره کن و پلاس پوشیم

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۳ - وفات یافتن ابن سلام شوهر لیلی

 

…  چو زلف خود پریشان

پیگانه چو دور گشتی از راه

برخاستی از ستون خرگاه

چندان بگریستی بر آن جای

کز گریه در او فتادی از پای

چون بانگ پی آمدی به گوشش

ماندی …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۸ - نشستن بهرام روز دوشنبه در گنبد سبز و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم سوم

 

…  کایجان ما به جان تو شاد

همه جانها فدای جان تو باد

خانه دولتست خرگاهت

تاج و تخت آستان درگاهت

تاج را سربلندی از سر تست

بخت را پایگاهی از در تست

گوهرت …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سه‌شنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم

 

…  آمد

از سر رخنه در پدید آمد

زین حکایت چو یافت آگاهی

کس فرستاد ماه خرگاهی

گفت کای رخنه بنده راه گشای

دولتت بر مراد راهنمای

چون گشادی طلسم را ز نخست

در …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم

 

…  بود

تنگی پسته شکر شکنش

بوسه را راه بسته بر دهنش

آن خرامنده ماه خرگاهی

شد طلبکار آب چون ماهی

خانیی آب بود دور از راه

بود ازان خانی آب آن به نگاه

کوزه …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۲ - نشستن بهرام روز آدینه در گنبد سپید و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم هفتم

 

…  در او

گرد آن آبدان رو شسته

سوسن و نرگس و سمن رسته

آمدند آن بتان خرگاهی

حوض دیدند و ماه با ماهی

گرمی آفتاب تافته‌شان

واب چون آفتاب یافته‌شان

سوی حوض …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۴ - اندرز گرفتن بهرام از شبان

 

…  یخنی جوش

سگی آویخته ز شاخ درخت

بسته چون سنگ دست و پایش سخت

سوی خرگاه راند مرکب تیز

دید پیری چو صبح مهرانگیز

پیر چون دید میهمان برجست

به پرستشگری میان …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۳۳ - داستان نوشابه پادشاه بردع

 

…  صد در یک انگشت او

پریرخ چو در لشگر شاه دید

جهان در جهان خیل و خرگاه دید

ز بس پرنیانهای زرین درفش

هوا گشته گلگون و صحرا بنفش

ز بس نوبتیهای زرین …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۳۴ - بزم اسکندر با نوشابه

 

…  شکار

یکایک همه لشگر از شرم او

نگشتند یک ذره ز آزرم او

هوا سرد و خرگاه خورشید گرم

زمین خشگ و بالین جمشید نرم

برون رفت از چاه دلو آفتاب

به ماهی گرفتن سوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۴۱ - رسیدن نامهٔ اسکندر به کید هندو

 

…  برآراست چون بوستان

جواهر به خروار و دیبا به تخت

پلنگینه خرگاه و زرینه تخت

ز تاج مرصع به یاقوت و لعل

ز تازی سمندان پولاد نعل

ز چینی غلامان حلقه …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۴۲ - رفتن اسکندر از هندوستان به چین

 

…  آورد رای

نجنبید تا روز مرغی ز جای

چو خاتون یغما به خلخال زر

زخرگاه خلخ برآورد سر

جهانی چو هندو به دود افکنی

چو یغما و خلخ شد از روشنی

زکوس شهنشه …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۵۱ - جنگ سوم اسکندر با روسیان

 

…  پرند

سر مه در آمد به مشگین کمند

دو رویه سپه پاس برداشتند

مگس گرد خرگاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۵۵ - جنگ هفتم اسکندر با روسیان

 

…  لعبت به سر درکشید آستین

چو شه دید در خرگه آن ماه را

ز مردم تهی کرد خرگاه را

در آن ترک خرگاهی آورد دست

شکنج نقابش ز رخ برشکست

چو دید آفتی دید از اندیشه …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۶۰ - انجام کتاب

 

…  دلم آید که گنه کرده‌ام

کین ورقی چند سیه کرده‌ام

آنچه درین حجله خرگاهیست

جلوه‌گری چند سحرگاهیست

زین بره میخور چه خوری دودها

آتش در زن به نمک …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۸۶

 

…  دم از جنون زد

یا رب دلی که در وی پروای خود نگنجد

دست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد

غلغل فکند روحم در گلشن ملایک

هر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد

سعدی ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۴۵

 

…  پا و پا از گل

ایا باد سحرگاهی گر این شب روز می‌خواهی

از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل

گر او سرپنجه بگشاید که عاشق می‌کشم شاید

هزارش صید پیش آید به …


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات

 

…  بازآی که یار بر سر پیمانست

رباعی شماره ۲۲۹: با شاه هر آنکسی که در خرگاهست

رباعی شماره ۲۳۰: با شب گفتم گر بمهت ایمانست

رباعی شماره ۲۳۱: تا شب میگو که روز …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین

 

…  ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش ۸۸ - بیرون آمدن شیرین از خرگاه

بخش ۸۹ - آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن

بخش ۹۰ - زفاف خسرو و شیرین

بخش ۹۱ - …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون

 

…  را

بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ

بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی

بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابن‌سلام

بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷

 

…  روی چون ماهت دهند

چون درون دل شد از فقرت سیاه

ره برون زین سبز خرگاهت دهند

در سواد اعظم فقر است آنک

نقطهٔ کلی به اکراهت دهند

ای فرید اینجا چو کوهی …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰

 

…  بود ماه خرابات

گر صومعهٔ شیخ خبر یابد ازین حرف

حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات

بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق

آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

او نیست …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴

 

…  کند

ساحری دان مر سنایی را که او در کوی عقل

عشقبازی با خیال ترک خرگاهی …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹

 

…  ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی

به دل سنگی به بر سیمی به قد سروی به رخ ماهی

شه خوبان آفاقی به خوبی در جهان طاقی

به …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود

 

…  «ارحنا یا بلالت» گفت باید برملا

عالمی بیمار بودند اندرین خرگاه سبز

قاید هر یک وبال و سایق هر یک وبا

زان فرستادیمت اینجا تا ز روی عاطفت

عافیت را …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - در مدح دولتشاه غزنوی و بهرامشاه

 

…  دولتشاه دولتشاه باد

بهر خدمت چرخ بر درگاه او

صد کمر بربسته چون خرگاه باد

در حریم حرمت آگینش چو عرش

دختر فغفو و قیصر داه باد

پیش نوک تیر درزی حرفتش

حصن …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح بهرامشاه

 

…  نماز آریدش

پیش کز کاهلی بیهده بیگاه کنید

از پی خدمت آن سیمتن خرگاهی

همگی خویش کمربند چو خرگاه کنید

بندگی درگه او را ز برای دل ما

سبب خواجگی و مرتبت و …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات

 

…  نگاری سرو سیمینی

غزل شماره ۴۲۹: الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی

غزل شماره ۴۳۰: عاشق نشوی اگر توانی

غزل شماره ۴۳۱: ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید

 

…  برد مهی

قصیده شماره ۲۰۱ - در مدح بهرامشاه: چرا چو روز بهار ای نگار خرگاهی

قصیده شماره ۲۰۲ - در مدح خواجه ابو یعقوب یوسف‌بن احمد: ای بنده به درگاه من آنگاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات

 

…  ز سرومان همی آید حشیش تو

ه شماره ۱۶۰ - تقاضای گوشت و انگور: وز تو خرگاه چون سپهر از ماه

شماره ۱۶۱ - در رثای محمد بهروز: کرد روزیش از آن جهان آگاه

شماره …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش میرمیران

 

…  در راه جهانی که برون فرماید

همچو خورشید بلند اختر گردون خرگاه

میرمیران سبب امن و امان جان جهان

مظهر فیض ازل ماصدق لطف الاه

مرگ در قلزم …


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی