گنجور

حاشیه‌ها

شهرام سپاس در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۰ در پاسخ به الناز دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:

باید داستان وامق و عذرا رو بخونی

محمد مبین باقری در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

به نظر شما دوستان اینجا منظور از معشوق شخص حقیقی و معین و انسانیه یا جناب حافظ سعی داشته چیزی رو در غالب معشوق جلوه بده؟

 

هادی علی زاده در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:

ببینید وقتی به جای جام و می، عشق بگذاریم ( چرا که بی شک عشق امانت خداوند بر انسانهاست) و به جای میکده، جهان هستی و به جای ساقی خداوند رو درنظر بگیریم چه زیبا میشود

 

۱: آن‌کسی که عاشق واقعی خداوند است دائما مانند جمشید شاه در شکوه و سلطانی است

۲: کسی که در دنیا به دنبال عشق الهی و واقعی باشد و آن را مانند خضر که آب حیات یافت بدست بیاورد همچون خود خضر عمر جاوید میابد

۳:اختیارات امور را به خدا و عشق او واگذار کن، چرا که همه امور از عشق الهی نظم یافته

۴:اکنون ما عشق الهی را بدون چشم داشت انتخاب کردیم و زاهدان هم پرهیزگاری و تقوا را انتخاب کرده اند ولی هیچکدام از ما نمیدانیم که خداوند کدام را دوست دارد و نهایتا متوجه این قضیه خواهیم شد

۵: هرکسی که یک بار و حتی اندکی عشق تو (الهی) را درک کرده باشد دیگر وابسته شده و هیچگاه دور از عشق تو نمیتواند زندگی کند

۶: حتی زیبایی گل نرگس نیز به دلیل مست بودن از شراب عشق خداوند است و آخر همین زیبایی را نیز به خود خدا برمیگرداند چراکه همین زیبایی هم در اصل از آن خداست

۷: چنان عاشق تو‌ هستم که صبح و شب زیبایی‌ها و الطاف تو ورد زبانم است و هرچه بیشتر میگویم بیشتر عاشق میشوم

۸: زیبایی‌ها و عشق تو مانند نمکی است که وقتی بر زخم دل عاشق ریخته میشود درد آن را بیشتر میکند و هرچه زیبایی تو را میبینیم عاشقتر میشویم و دلمان زخمی تر میشود

۹: تنها حافظ نیست که عاشق زیبایی‌های تو است بلکه افراد زیادی مانند حافظ هستند که گرفتار عشق و زیبایی های تو هستند

این شعر تاثیرگزارترین شعر حافظ بر من بوده است 🌹🫀

شایان شریفی حداد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۸ در پاسخ به هادی مختاری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

بسیار لذت بردم جناب مختاری و وقتمان خوش گشت. عجب اسطوره بی تکراری است پدر... 

میلاد کمالی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۳ در پاسخ به مهدی bazrafshanupvc@gmail.com دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را:

منظور داریوش هخامنشی است.

احمدرضا نظری چروده در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

با من بودی منت نمیدانستم؟

یا من بودی منت نمیدانستم؟

رفتم چو من از میان ترا دانستم

تا من بودی منت نمیدانستم

دوستان عزیز به وجه سوالی بیت اول توجه نکردند.اولا  این رباعی به این شکل وسیاق درست است وگرنه درمصراع چهارم قافیه تکرار میشود وازعیبهای فاحش است.

ضمنا اگر بیت اول را به وجه سوالی بخوانیم

بیت دوم درشکل جواب بیت اول درست می نماید. کلمات قافیه با- یا- تا

 

رضا ضَحاکی راحت در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

به احتمال زیاد پاسخ شیخ بهایی به میرداماد ارجاع به حدیثِ " من عرف نفسه  فقد عرف ربه"  بوده است.

بهنام اعظمیان در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۴۲ - نصایح:

تازه روی و خوب سخن باش ای اخی ...

در بیت ۱۲ 

به جای کلمه ( خوب ) ، باید ( خوش ) جایگزین شود تا آهنگ شعر درست باشد

رضا صیادی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳:

 

به به درود بر حکیم سبزواری

داغ او لاله صفت

زفغانم همه شب . . . 

 

چه زیبا موارد هم آهنگ مرتب شده‌اند.

علی احمدی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

به چند ویرایش نیازمند است:

بیت اول: هیچ کس را هوس عشق تو ....

بیت دوم: .... به چنین جرمی کافر نشود

بیت سوم: بوسه می‌خواهم و دانم ....

بیت چهارم: .... از دوست به داور نشود

بیت ششم: به چنان رخ که تو داری چه کند گر نشود

علی احمدی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:

بیت ششم بدین گونه درست می‌باشد:

«روزی کس نبود .....»

Habib در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱:

تا دیده نباشد که این شعر را بخواند، کلماتش حائز هیچ ارزشی نیستند: تا آدمی از خویش رها نشده و دل ادراک نکند، نشانه‌ها ارزشی ندارند؛ گرچه عمری متولی کعبه باشیم و چشم جز دیر و حرم نبیند

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر » بخش ۶ - حکایت چهار - فرخی سیستانی:

هر که را اندر کمند شصت بازی در فکند

باز چون گز و ارش و بدست  و متر است شصت بازی یعنی شصت گزی

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر » بخش ۶ - حکایت چهار - فرخی سیستانی:

باد گویی مشک سوده دارد اندر آستین
باغ گویی لعبتان  ساده دارد بر کنار

ادیب ترکمن در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » مسمط:

انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان 

تازنان: یعنی کسی که می‌تازد. میدود .

مهر و ماه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۴ در پاسخ به آیینه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

درود

بله

بیت اول اصلاح شده

بیت ۱۲ هم باید اولْیان خوانده بشه

اما در خواندن بیت ۶ هنوز روش مناسبی پیدا نکردم

علی راز در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

رضای گرامی

درود بر تو ای پهلوان 

خردمندوهشیارو روشن روان

سودازده در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

چه خوب می‌شد که ترجمه‌ی بیت‌های عربی مثل این بیت سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند » أَسْتَقْبِلُهُ وَ ... برای عموم گذاشته می‌شد.

نگین بزرگ‌پناه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

آتشی شب در نیستانی فتاد

سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

 

شعله تا مشغول کار خویش شد

هر نی‌ای شمع مزار خویش شد

 

شمع‌سان آتش زبانی زان گروه

با دل پر از شکایت کوه کوه

 

بانگ زد بر شعله کای بیدادگر

آفت دوران بلای خشک و تر

 

بی‌گناهی را جفا کردن چراست

بندبند از هم جدا کردن چراست

 

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست

مر ترا زین سوختن مطلوب چیست

 

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی‌ات را سوختم

 

هر کجا ‌گفتی نی‌ام با صد نمود

همچنان دربند خود بودی که بود

 

با چنین دعوی چرا ای کم عیار

برگ خود می‌ساختی هر نوبهار

 

سایه‌سان دایم به پستی مانده‌ای

در پس دیوار هستی مانده‌ای

 

از فنا گر نشئه‌ای می‌داشتی

از شرر تخمی به دل می‌کاشتی

 

گرچه خاکستر نشینت کرده‌ام

برتر از چرخ برینت کرده‌ام

 

کار من نیکی‌ست کی بس می‌کنم

ناکسی گر هست من کس می‌کنم

 

چون نی مجذوبْ برگ خود مساز

چون حریفان زبانی کج مباز

 

اهل دل مایل به پستی نیستند

همچو نی در بند هستی نیستند

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

 

شاعر:

شرف‌الدین میرزا محمد، فرزند محمدرضا  میرزا محمد، متخلص به «مجذوب تبریزی» - مجذوب علیشاه کبودرآهنگی

برآتش در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۳:

دهخدا ذیل واژه ی ختنبر اینگونه آورده است:

مزن هرزه لاف و...

بنظر با توجه به معنا "مزن" درست تر می نماید

۱
۷۰۶
۷۰۷
۷۰۸
۷۰۹
۷۱۰
۵۷۲۹