گنجور

حاشیه‌ها

ساناز در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱۶:

شرح و تفسیر این غزل را در این صفحه می‌توانید بخوانید:
پیوند به وبگاه بیرونی

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:

سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار
دادن جان در سجود جان همه سجده‌هاست

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۱:

ای رشته را نفس به کشاکش دراز کرد
درست
این رشته را نفس به کشاکش دراز کرد

امید در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۹:

صرفا نگارشی:
گفتم آنی بگفت‌های خموش
بعد از "بگفت" یک فاصله نیاز است.
می شدم در فنا چو مه بی‌پا
بعد از "می" در کلمه‌ای اول، نیم‌فاصله نیاز است و نه فاصله
بانگ آمد چه می دوی بنگر
بعد از "می" در "می‌دوی" به نیم‌فاصله نیاز است.

آشنا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:

همای زلف شاهین شهپرت را
دل شاهان عالم زیر پر باد این زلفیکه چون همای اگر سایه اش بر سر کسی بیافتد او را به پادشاهی میرساند (بی نیازی)مانند پر اصلی (شاه پر)پرواز پرنده است که بی وجودش دل توان پر کشیدن ندارد.

کاطم هاشمی در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

باسلام به دوستان گرام منظور شاعر دراین شعر عشق خدا به انسان است یعنی وقتی که ذات حق این پیشنهاد را حتی به آسمان که پهناور ترین عرصه گیتی است نمود او این مسولیت بزر گ را قبول نکرد زیرا ولایت حدا در گیتی بس کار ی عظیم است پس قرعه بنام اشرف مخلوقات گیتی که خود توسط خاک وآب بصورت گل در پیمانه ی یک اندازه درست شده بود افتاد واین عشق عظیم را پذیرفت.

سید احمد مجاب در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

به نظر می رسد بیت آخر یک کلمه کم دارد. مثلا: القصه همه در آرزوی تو گذشت

فرخ در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

متاسفانه من تمرین کافی در مطالب ادبی تدارم و متوجه شدم که توشته فوق خود غلط است! لذا تصحیح میکنم : مصرع صحیح است. بیت غلط!

Neeknaam در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲:

خط دهم بجای "کید" می‌باید "کآید" باشد. بنابر چاپ موسسهٔ انتشارات امیر کبیر سال 1366 isbn 964-00-0276-3

افسانه ربیع زاده در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

تمامی ابیات صحیح است و با متن اصلی مطابقت دارد.
( گرفتم ) به معنای فرض کنیم، و یا خیال کنیم است. ومی بینید که کاملا با معنای بیت جور در می آید.
در ادبیات گذشته بر خلاف ادبیات محاوره ای امروز ما قسم را نمی خوردند، بلکه آن را ادا می کردند. پس بیت دوم هم مشکلی ندارد.
با تشکر

saeed در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

اصلا با آلا موافق نیستم

مهدی در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

سلام این شعر را

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون

ایا مبحث تفسیری آن را دارید اگر دارید لطفا برایم ایمیل نمائید با تشکر حداد

فرخ در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
به تظر میرسد که در هر دو بیت به جای "کی" لغت "که" صحیح است. من در یک مثنوی دیگر هم استفاده از "که" را میبینم.
بحث بیتهای اول در مورد اینکه کدام شکل ابیات اول مثنوی صحیح است خود بحث جالبی است. به نظر من ان شکل که متداول بوده همان است که بیشتر نویسندگان حاشیه اینجا نوشته اند. ولی شاید این هم معجزه زبان فارسی و هم معجره مولوی است که هز یک از اشکال جایگزین که در اینجا امده هم میتواند صحیح باشد.

الهام شرفی در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

این شعر یکی از زیباترین و در عین حال معروف ترین شعر وحشی بافقی محسوب میشود که علاوه بر مفهوم زیبا، آرایه های بسیاری درش به کار رفته است چیز جالبی که در این شعر وجود دارد این است که شاعر از اول تا اواسط و نز دیک به اواخر شعر معشوق را در حالت غایب قرار می دهد و خواننده در جایگاه مخاطب است
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت/سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
ولی به ناگاه در اواخر شعر معشوق جایگاهش عوض می شود و در مکان مخاطب قرار می گیرد
ای پسر چند به کام دگرانت بینم/ سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم
او به گونه ای زیبا و حرفه ای آرایه التفات را به کار برده است که مخاطب خود را در جایگاه معشوق می بیند.

محسن در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

به نظر من بیت الغزل این شعر این بیته
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در / الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
منو یاد این رباعی از شیخ ابوسعید ابالخیر میندازه :
غازی به ره شهادت اندر تک و پوست / غافل که شهید عشق فاضلتر از اوست
فردای قیامت این بدان کی ماند / کان کشته دشمن است و این کشته دوست
در ادبیات عرفانی شهید، شاهدی است که با مشهود خودش یکی شده و قابل تفکیک نباشند

MOHAMMADALI در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود:

اول شعر توی دفتر قبل از بچگی این شعر دوست داشتم مرسی از سایت خوبتون حیف که از کتب درسی حذفش کردن

آرمین آشا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا:

سلام و خسته نباشید.
در بیت 71 این شعر واژه ی انتهای بیت اشتباه تایپ شده که هم بی معنی است و هم موجب نقص قافیه نیز شده است.
عنکبوتی نه که در وی عابش است --> عنکبوتی نه که در وی عابث است

امیر در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کرد:

مصراع اول بیت سوم در بعضی از نسخ دیگر این گونه آمده
«زرد شد چون خون برفت از وی بسی»
که از نظر وزنی نیز صحیح تر است.

ایرانی در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

منظور شاعر در این شعر کاملاً واضحه نمی دونم این بحث های اضافی از روی بی دانشی هست یا از روی دشمنی کورکورانه ای هست که به دلیل اعمال یک سری از افراد به ظاهر دینی به وجود اومده
منظور شاعر در این رباعی اینه که قرآن که کلام با ارزش خداوند هست به دلیل سطحی نگری افراد وظاهر ،بینی بدون عشق و درک مفهوم واقعی اون خونده میشه و به همین دلیل در بین مردم ارزش واقعی خودش رو نداره در حالی که اگر مثل شراب با عشق به سمتش میرفتند قادر به درک مفهومش میشدند و از اون هم سرمست میشدند ولذت می بردند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

اینجا با تخت سلیمان به باد رفتن بازی شدهاست چون مثل هر چیزی ممکنست ان به باد رود و اما نیک میدانیم که ان تختی بوده که ب باد میرفته و پرواز مرده

۱
۵۳۱۵
۵۳۱۶
۵۳۱۷
۵۳۱۸
۵۳۱۹
۵۷۲۰